ستاداقامه نماز


احکام نماز (حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی)farschto_namaz@
کانال ما در تلگرام

کتاب شناسی نماز(۱)

محوریت نماز در اسلام

کتاب شناسی نماز(۲)رسانه و تربیت دینی
دانلود کتابهای الکترونیکیچطور برای نماز صبح بیدار شوم
نماز و روایت های تصویریبررسی فریضه الهی نماز
چرا باید نماز خواند؟/ستون دین/
چرایی قیام امام حسین(ع) برای اقامه نماز
اشارات جسمانی نماز
نماز اول وقت

ارزش و اهمیت نماز در زندگی و رستگاری انسان

آثار و پیامدهای ارزشمند نماز در خانواده
/تاثیر انیمیشن دررشد فرهنگ نماز دربین کودکان و نوجوانان
نماز و سلامت معنوی
نمازجماعت از نگاه مقام معظم رهبری
/وظایف فرهنگ و هنردراقامه نماز از نگاه مقام معظم رهبری
گالری تصاویر
وظایف همگانی درقبال نماز از منظر مقام معظم رهبری
/وظایف مسیولان عمرانی درمورد نماز
احادیث درمورد نماز/تاکید ایت الله آقا قاضی(ره)
/نماز واجب در اول وقت و تضمین عجیب ایشان
اقامه نماز در دوران کودکی و نوجوانی۲

صفحه ۱/صفحه۲/–صفحه۳/صفحه۴/
——
صفحه۵/صفحه۶


احکام۱
احکام۲

 

 

 

{mospagebreak}

 

چرا باید نماز خواند؟

براستی چرا باید نماز خواند؟ این سوالی است که خیلی ها به آن دچارند حتی نمازخوانها! متن زیر را بخوانید تا روشن شوید.

عبادت، وسیله تکامل و سعادت ماست و دستور خداوند به نماز، نوعى لطف و رحمت و راهنمایى است که ما را به کمال مى‌رساند; مثلا وقتى پدر و مادر، فرزندشان را به درس خواندن تشویق کرده و یا وادار مى‌کنند، به سود خود فرزند است و سعادت او را مى‌خواهند و این امر از روى محبّت به فرزند است و گرنه به درس خواندن او نیازى ندارند.

آیات و روایات، فلسفه و حکمت تشریع نماز را چنین بیان کرده‌اند:

۱. یاد خدا: وَ أَقِمِ الصَّلَوهَ لِذِکْرِى۱; نماز را برپا دار تا به یاد من باشى.

۲. بازداشتن از گناه و زشتیها: إِنَّ الصَّلَوهَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنکَر۲; همانا نماز ]انسان را در دنیا [از زشتیها و گناه باز مى‌دارد.

۳. پاکیزگى روح: …إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَیْبِ وَ أَقَامُواْ الصَّلَوهَ وَ مَن تَزَکَّى فَإِنَّمَا یَتَزَکَّى لِنَفْسِهِ‌ى وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِیرُ ۳;… ]تو[ تنها کسانى را که از پروردگارشان در نهان مى‌ترسند و نماز برپا مى‌دارند، هشدار مى‌دهى و کسى پاکیزگى جوید تنها براى خود پاکیزگى مى‌جوید، و فرجام ]کارها[ به سوى خداست.

راستى چقدر لذت بخش است با خداى جهان آفرین به گفت‌وگو و مناجات پرداختن! و روحى به عظمت تمام هستى یافتن و با خداى هستى هم سخن شدن!

۴. یارى جستن از نماز در مسیر تکامل: وَ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوهِ وَ إِنَّهَا لَکَبِیرَهٌ إِلاَّ عَلَى الْخَـشِعِینَ ۴; از شکیبایى و نماز یارى جویید، و به راستى این کار گران است، مگر بر فروتنان.

۵. پاک شدن از کبر و غرور: حضرت فاطمه علیها السلام مى‌فرماید: …و الصلاه تنزیهاً من الکبر…;۵خداوند نماز را واجب کرد تا مردم از کبر و غرور پاک شوند….

۶. رستگارى: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون * الَّذِینَ هُمْ فِى صَلاَتِهِمْ خَـشِعُونَ۶; به راستى که مؤمنان رستگار شدند; همانان که در نمازشان فروتنند.

در حدیثى آمده است: نقش نمازهاى پنج گانه براى امت من همانند نهر آب زلالى است که از مقابل خانه آنان مى‌گذرد، اگر کسى روزانه پنج بار در این نهر شست‌وشو کند، آیا به گمان شما باز هم بر بدن او آلودگى و پلیدى خواهد ماند؟!.۷

و در حدیثى دیگر امام باقر علیه السلام مى‌فرماید: هنگامى که نمازگزار به سمت قبله براى نماز مى‌ایستد، خداوند رحمان و رحیم به او توجه ویژه مى‌کند.۸

نمازِ روزانه‌ی انسان، اظهار تشکر و سپاس دائمى او از این همه نعمت و خوبیهایى است که خداوند به او داده است و نیز ثناگویى و تمجید انسان از این همه زیبایى و عظمت است که خداوند متعال دارد. هیچ کس براى تعریف و تمجید از یک گل زیبا که در طبیعت روییده است به شما اعتراض نمى‌کند، امّا اگر زیبایى آن را نبینى، نابینایت مى‌شمرند و اگر ببینى و واکنش نشان ندهى و ستایش نکنى سرزنشت مى‌کنند که چرا ذوق و احساس ندارى و چقدر بددلى!

در مضمون بعضى احادیث آمده است که: «انسان در حال نماز با خداى خود نجوا و گفت‌وگو مى‌کند و اگر انسان لذت این گفت‌وگو را بچشد، هیچ گاه از حال نماز خارج نمى‌شود.۹

راستى چقدر لذت بخش است با خداى جهان آفرین به گفت‌وگو و مناجات پرداختن! و روحى به عظمت تمام هستى یافتن و با خداى هستى هم سخن شدن!

 

ستون دین

وقتی که شیطان نا امید شد!

آتشی که از خورشید می بارید، زمین را تنور داغ کرده بود حالا تشنگی بیشتر خودش را نشان می داد. چند روز بود که در محاصره دشمن بودند و در این بیابان داغ و سوزان دشمن نمی گذاشت که آنها از رودخانه آبی بردارند.

صدای طبل ها و شیپورهای شیطان تمام صحرا را پر کرده بود و فریادهایشان نمی گذاشت که صدا به صدا برسد.

شمشیر زدن در چنین وضعیتی واقعاً دشوار بود. آن هم با دشمنی که صدها برابر آنها سرباز داشت.

آنروز میدان جنگ، بیش از ۷۰ قهرمان شیر دل را یک جا در خودش می دید. آن ها یکی پس از دیگری به میدان می آمدند و انبوهی از دشمنان خدا را به خاک می انداختند و پس از نبردی دلاورانه به دیدار خدایشان می شتافتند

خورشید که به وسط آسمان رسید سربازان دشمن صحنه ای دیدند که از تعجب سرجایشان میخ کوب شدند!

امام حسین(ع) به همران یاران باوفایش خسته و تشنه به نماز ایستادند.

لشکریان یزید خندیدند و مسخره کردند. سپس کمان ها را کشیدند و باران تیر ها شروع شد. مثل این که شیطان اصلاً دوست نداشت نماز اول وقت امام حسین(ع) و دوستانش را ببیند.

صحنه ای باور نکردنی به وجود آمده بود؛

تعدادی از یاران فداکار امام در برابر امام صف کشیدند تا شیطان به نقشه ای که در سر داشت نرسد … .

پیامبر اعظم (ص) می فرماید :

شیطان همواره از کسی که مواظب نماز های پنج گانه اش باشد ترسان و گریزان است اما همین که او در نمازش کوتاهی کند شیطان نیز جرأت پیدا می کند و آنرا به گناهان بزرگتر گرفتار می کند

منبع: سایت تبیان

 


چرایی قیام امام حسین(ع) برای اقامه نماز


خبرگزاری فارس: به راستی نماز چیست که در عصر تاسوعا هنگامی که به سید الشهدا (ع) پیشنهاد حمله می‌شود، آن حضرت پس از چند نوبت گفت‌وگو، جنگ را یک روز به تأخیر می‌اندازند و می‌فرمایند «إِنّی أَحِبُّ الصَّلاهَ».

خبرگزاری فارس: چرایی قیام امام حسین(ع) برای اقامه نماز

به گزارش خبرگزاری فارس، بارها شنیده‌ایم که اباعبدالله الحسین علیه‌السلام برای اقامه نماز و احیای دین جد بزرگوارشان حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم قیام کرده‌اند و حاضر شدند در این راه هزینه‌های زیادی بپردازند تا اسلام زنده بماند، شاید یکی از سوالاتی که ذهن برخی از ما را به خود مشغول کرده باشد، این است که مگر نماز چه اهمیتی دارد که امام حسین علیه‌السلام برای احیا و اقامه آن به شهادت رسید، واحد پرسش و پاسخ مرکز تخصصی نماز این گونه به این سوال پاسخ می‌دهد:

جلوه‌هایی از جایگاه نماز در قیام عاشورا

هر چند سخن در این زمینه فراوان است، لکن به اختصار به بیان آن می‌پردازیم:

– امام حسین (ع) اقامه کننده نماز

بعد از سلام‌های مکرر در زیارت وارث و بیان وراثت انبیاء اولین شهادتی که در مورد امام حسین علیه‌السلام می‌دهیم، عبارت است از این جمله است «أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاهَ»[۱] به راستی این اقامه نماز چیست که در زیارت‌های مختلف همچون زیارت جامعه کبیره و غیره نسبت به اهلبیت اقرار می‌کنیم ؟

در جواب باید گفت یک وقت انسان نماز را می‌خواند، ولی یک وقت نماز حقیقی را به مردم معرفی می‌کند، در قرآن کریم از کسانی که نماز را اقامه می‌کنند، مذمت نشده بر خلاف عده‌ای از نمازگزاران که در قرآن تعابیری همچون ساهون و کسالی آمده است، پس «عمر سعد» نماز گزار است، لکن نماز گزار صوری، ولی آنکه نمازی که در جامعه اسلامی با تبلیغات یزیدی بر زمین خورده است، را دوباره روی پای خود می‌ایستاند، امام حسین علیه‌السلام است.

– دعوت کوفیان از امام حسین (ع) بر اساس نماز

همه انسان‌ها فطرتاً دوستدار حق و حقیقتند و قدرت تشخیص دارند، مردم کوفه که برای مدت چند سال نماز امیرالمؤمنین علیه‌السلام و امام حسین علیه‌السلام را در کوفه دیده بودند، با نماز بی‌روح و درباری حاکم کوفه مقایسه کرده، در اولین نامه به امام حسین(ع) نوشتند که ما حاکم کوفه را قبول نداریم، پشت سر او نماز نمی‌‏خوانیم، او نماز جماعت و جمعه را برای دربار خود اقامه می‏کند نه مردم![۲]

-شروع حرکت از مسجد النبی صلی الله علیه وآله

بعد از آن که امام حسین علیه‌السلام حاضر به بیعت با ولید در مدینه نگردید، در شب ۲۸ رجب سال شصت هجری، نیمه شب به مسجد النّبی آمد، نماز خواند و با قبر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم خداحافظی کرد که بعد از نماز در حال سجده امام به خواب رفت و پیامبر در عالم خواب او را به سینه چسبانید و خبر شهادت را به او داد.[۳]

– تبلیغات امام حسین در مسجد الحرام

امام بعد از آنکه به مکه آمد، شروع به آگاه سازی مردم از حرکات ضد اسلامی یزید کرد و آنچه مهم است این که بیشتر تبلیغات و ملاقات‏های امام حسین علیه‌السلام در مکّه در مسجد الحرام بود.

– سخنرانی‌ها کنار نماز

از آنجا که تمام سخنان امام حسین(ع) از مکّه تا کربلا در هر منزلی بعد از نماز بوده است،[۴] خود نشان‌گر محوریت نماز در همه امور است که به ذکر نمونه‌هایی از آن می‌پردازیم:

۱-سخنرانی امام (ع) برای سپاه حر وقت نماز

امام حسین علیه‌السلام هنگامی که در مقابل سپاه حر قرار گرفت، به «حجاج بن مسروق» فرمودند «اذان بگو»، سپس حضرت به موعظه سپاه حر پرداختند، آنگاه به حر فرمودند «تو با یارانت نماز می‌خوانی؟»، حر گفت «خیر به شما اقتدا می‌کنیم». [۵]

۲- نماز صبح عاشورا و سخنرانی بعد از آن

بعد از آن که سید سالار شهیدان علیه السلام نماز صبح عاشورا را خواند، آن گاه برای اصحاب سخنرانی کرد و آنان را به صبر تشویق کردند.[۶]

۳- سخنان امام (ع) پس از نماز ظهر عاشورا

امام بعد از نماز ظهر یاران خود را به بهشت بشارت داد و فرمود «پیامبر اکرم و شهدای اسلام منتظر ورود شما به بهشت هستند، پس از دین خدا حمایت کنید».[۷]

– تقاضای تأخیر جنگ به خاطر نماز

در روز نهم محرّم، «عمر سعد» و دیگر سران نظامی تصمیم گرفتند که با یک حمله عمومی کار را یکسره کنند، حرکت لشگرها و بالارفتن گرد و غبارها همه را متوجّه خود ساخت، امام حسین‏ علیه‌السلام برادرش حضرت عبّاس‏ علیه‌السلام را فرستاد تا علّت حرکت سپاه دشمن را بداند.

قال الامام الحسین‏ علیه‌السلام: یا عبَّاسُ! اِرْکَبْ بِنَفْسی أَنْتَ – یا أَخی – حَتَّی تَلْقاهُمْ فَتَقُولَ لَهُمْ: ما لَکُمْ؟ وَما بَدالَکُمْ؟ وَتَسْأَلْهُمْ عَمَّا جاءَبِهِم؟.

امام حسین‏ علیه‌السلام فرمود «برادرم تو به جای من سوار شو و به نزد اینان برو و به ایشان بگو چیست شما را و چه می‏خواهید؟ و از سبب آمدن ایشان پرسش کن»، حضرت عبّاس علیه‌السلام رفت، بازگشت و فرمود «می‏گویند یا با یزید بیعت کن و یا آماده نبرد باش».

حضرت اباعبدالله‏ علیه‌السلام به برادر فرمود « اِرْجَعْ اِلَیْهِمْ فَاِن اِسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلی غَدْوَهٍ وَتَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِیَّهَ، لَعَلَّنا نُصَلّی لِرَبِّنا اللَّیْلَهَ وَنَدْعُوهُ وَنَسْتَغْفِرُهُ، فَهُوَ یَعْلَمُ أَنّی کُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاهَ لَهُ وَتِلاوَهَ کِتابِهِ وَکَثْرَهَ الدُّعاءِ وَالْاِسْتِغْفارِ»؛ «به سوی آنان بازگرد و تلاش کن جنگ را به فردا واگذاری تا ما امشب را نماز بخوانیم و به دعا و استغفار بگذرانیم، خدا می‏داند من از کسانی هستم که نماز و قرآن خواندن و زیاد دعا کردن و استغفار را دوست دارم»[۸]، طبری نیز همین را نقل می‌کند.

– شب عاشورا

امام سجاد علیه‌السلام می‌فرماید «پدرم در شب عاشورا تا صبح مشغول نماز، قرآن و استغفار بود و همچنین اصحاب او تا صبح یا درحال رکوع بودند یا در حال سجده و دعا به حدی که ۳۲ نفر از لشکر «عمر سعد» به جمع یاران امام پیوستند». [۹]

– تاثیر عبادت و نماز

عبادت‌ها و نمازهای در طول راه و نیز در شب عاشورای حسین و اصحاب گرامی‌اش حرّ و عده‌ای دیگر را به سوی حق رهنمون کرد و در مسیر راه نیز «زهیر بن قین» و عده‌ای را به جانب حق کشانید و همچنین در شب عاشورا که بیان شد، آری! این کشتی نجات تا پایان دنیا در حرکت است‌، تا غرق شدگان بحر معاصی را از هلاکت و نابودی نجات دهد.

– اذان در عاشورا

۱- اذان نماز (اهتمام به اذان)

صبح عاشورا حضرت امام حسین علیه‌السلام خود اذان و اقامه گفته و نماز صبح را با اصحابشان خواندند

و هم چنین اذان ظهر را نیز حضرت اباعبدالله‏ علیه‌السلام گفتند. (توجّه به مستحبّات در سخت‏ترین شرایط)، قابل توجه است که اباعبدالله الحسین علیه‌السلام در صبح روز عاشورا آخرین روز عمرش‍ اقتدا به پدر بزرگوار خود کرده و همان گونه که امیرالمؤمنین علیه‌السلام در صبح نوزدهم ماه مبارک رمضان خود اذان گفتند، امام حسین علیه‌السلام هم در صبح عاشورا با داشتن مؤذن مخصوص خودشان اذان گفتند.

۲- اذان ظهر عاشورا

… آن گاه به یاران فرمود «سَلُوهُمْ أَنْ یَکُفُّوا عَنَّا حَتَّی نُصَلّی»؛ «به کوفیان بگوئید، دست از جنگ بردارند تا نماز بخوانیم»، کوفیان مخالفت کردند، حضرت اباعبدالله‏ علیه‌السلام خود اذان گفت، وقتی اذان تمام شد، خطاب به «عمر سعد» فرمود « یابْنَ سَعْدٍ اَنَسیتَ شَرایِعَ الْاِسْلامِ، اَلاتَقِفُ عَنِ الْحَرْبِ حَتَّی نُصَلّی وتُصَلُّونَ وَنَعُودَ إلی الْحَرْبِ»؛ «وای بر تو ای پسر سعد! آیا احکام اسلام را از یاد بردی؟ آیا جنگ را متوقّف نمی‏کنی تا ما نماز خود را و شما نماز خود را بخوانید و سپس به پیکار برگردیم؟»

عمر سعد جواب نداد، امام‏ علیه‌السلام فرمود «شیطان بر او چیره شده است»[۱۰]

شخصی به نام «حجاج بن مسروق» همین که از هجرت امام حسین(ع) به مکّه آگاه شد، به مکه رفت و از آنجا تا کربلا همراه و مؤذّن حضرت(ع) بود و در عاشورا شهید شد، او اهل کوفه و از یاران حضرت علی (ع) بود، قبل از شهادت به میدان رفت، ضربه‏ها دید و بدنش غرق در خون خدمت امام آمد و گفتگویی کرد و به جبهه برگشت و شهید شد.[۱۱]

۳- اذان گفتن حضرت علی اکبر علیه‌السلام

بعد از رویارویی با لشکر «حر» و گفتگوهای به عمل آمده در وقت نماز، امام حسین علیه‌السلام به فرزندشان فرمودند «اذان بگو »[۱۲] که به سپاه کوفه نشان دهند، خود و خانواده آنها اقامه کننده نمازند.

-تجلیل از یاد نماز در روز عاشورا

«ابن اثیر« در «کامل» می‌‌نویسد « «ابو ثمامه صائدی» چون جنگ روز عاشورا را شدید دید، عرضه داشت‌ «من دوست دارم، پروردگارم را ملاقات کنم‌، در حالی که نماز ظهر را خوانده باشم‌»، حضرت فرمود «نماز را یادآوری کردی‌، خداوند تو را از نماز گزاران قرار دهد، از این قوم بخواهید، لحظه‌ای دست از جنگ بردارند تا نماز بخوانیم‌»[۱۳]

-اقامه نماز در ظهر روز عاشورا

امام هنگام نماز به «زهیر بن قین» و «سعید بن عبدالله» فرمود «تَقَدَمَّا اَمامی حَتَّی اُصَلِّیَ الظُّهْرَ»؛ «شما دو نفر جلو بایستید تا من نماز ظهر را بخوانم»، بدون شک امام حسین (ع) می‌توانست نماز ظهر را به صورت فرادا و در خیمه خود بخواند، اما پیش روی دشمن نماز سید سلار شهیدان (ع) در ظهر عاشورا غیر از جنبه معنوی‌،دارای بعد سیاسی و اجتماعی نیز بود؛ یعنی اگر عاشورا عالی‌ترین و ناب‌ترین جلوه‌های ارزش الهی و انسانی‌، نقطه اوج و قله رفیع تابناک‌ترین آموزه‌ها و مفاهیم ولایت است‌ و اگر عاشورا را تحقق آرمان‌ها و تبلور صداقت اسلام بدانیم‌، پس نماز ظهر عاشورا نماینده تمام عیار ارزش و اعتبار است که نماز در این مکتب آسمانی دارد و از این منظر نماز ظهر عاشورا پیام نهضت حسین (ع) را دارد.

پس نماز چنان که ستون دین است‌، یکی از ارکان و مؤلفه‌های نهضت حسینی نیز می‌باشد،

نماز ظهر عاشورا روایتی است که از جنس آسمان که هر صاحب دلی را متحیّر می‌کند و به تحقیق‌، در مقام عمل بالاترین تأکید و سفارش بر اهمیت جایگاه فریضه نماز است‌.

گرمای شدید هوا، تشنگی فراوان‌، بی‌شرمی دشمنان‌، خطر تیرها و یورش‌های بی‌امان‌، اندوه شهادت یاران و بسیاری از علل و عوامل دیگر، هیچ کدام در آن روز تاریخی نتوانست کوچک‌ترین خللی در برپایی این فریضه مقدس ایجاد کنند و امام (ع) این گونه راه را بر همه بهانه‌گران و مستمسکان برای ترک نماز بست و اهمیت و عظمت‌ آن را یادآور شد.

از سوی دیگر، امام حسین (ع) با نماز ظهر عاشورایش به تمام وجدان‌های بیدار ثابت کرد که هدف او از بر پایی نهضت عاشورا «دین خواهی‌» و عمل به تکلیف بوده است و نه خواسته‌های دنیوی و هواهای نفسانی‌.

امام (ع) با اقامه نماز ظهر عاشورا، صداقت‌، خلوص‌، ایمان و اصالت خود را به ‌عنوان رهبری الهی به اثبات رسانید، نماز ظهر عاشورا تفاوت بزرگ نهضت عاشورا به عنوان یک نهضت الهی با سایر نهضت‌ها است‌ و نکته دیگری که در این باب شایان ذکر است‌، آن که سپاهیان یزید – که خود را خلیفه مسلمین معرفی می‌کرد – با حمله به امام (ع) و عدم رعایت حرمت نماز، ماهیّت پلید و ضد دینی خود را برملا کردند و خود موجبات رسوایی خود را فراهم آورند.

نازم به قیام و قامت والایت

هنگامه عشق‌، چشم چون دریایت‌

خاموش در آن میانه غوغا کردی

نازم به نماز ظهر عاشورایت‌

نکته دیگر اینکه هنگام اقامه نماز در ظهر عاشورا، ۳۰ تیر به سوی حضرت رها شد، یعنی در برابر هر کلمه از حمد و رکوع و سجده تقریباً یک تیر به امام پرتاپ شد.

-عاشقان عاشورایی نماز

۱- عشق مسلم به نماز

«مسلم بن عقیل» علیه‌السلام در آخرین شب از عمر خود که در منزل طوعه بود، شب را تا صبح نماز خواند.

۲- «ابو ثمامه» و عشقبازی با نماز

او شخصیّت مهمّ کوفه و مسئول بیت‌المال و خرید اسلحه برای مسلم بوده است، او گفت دوست دارم نماز بخوانم و شهید شوم و در آخر هم هنگام اقامه نماز ظهر مقابل حضرت اباعبدالله علیه‌السلام قرار گرفت و شهید شد.

۳- «سعید بن عبدالله»، اولین کشته نماز در کربلا

عموم مورخین گفته اند که «سعید بن عبدالله حنفی، سینه و سر و صورت خود را سپر آن حضرت و یاران او قرار داد تا نماز بخوانند و چون زخم‌ها بر بدن او فراوان شد و نتوانست، روی پای خود بایستد، بر زمین افتاد، در حالی که می‌گفت «خدایا! ایشان را همانند قوم عاد و ثمود از رحمت دور گردان و پیامبرت را از طرف من درود فرست و این درد و زخمی را که به من رسید به او ابلاغ فرما؛ که هدف من در این کار یاری فرزند پیامبر تو بود»، آن گاه روی خود را به سوی امام حسین علیه‌السلام کرد و عرض کرد «اوفیت یابن رسول الله»؛ «یعنی آیا به عهد خود وفا کردم؟»

امام حسین علیه السلام فرمود «نعم انت امامی فی الجنه»؛ یعنی «آری! تو در بهشت پیش روی من هستی»، به دنبال این سخن بود که روح از بدن او پرواز کرد و در بدن او سیزده تیر مشاهد کردند و این غیر از زخم‌ها و ضربه‌های بود که بر او وارد شد بود، رضوان الله وسلامه وبرکاته علیه وعلی من استشهد معه.

۴-حبیب بن مظاهر

گفته‏اند آن هنگامی که امام حسین علیه‏السلام از آنان برای اداء نماز مهلت طلبید، «حصین بن تمیم» به حضرت او علیه‏السلام جواب گفت که این نماز از تو قبول نمی‏شود، «حبیب» در پاسخ آن بی‏ادبی گفت «آیا نماز از آل پیمبر خدا (ص) -به گمان تو- قبول نمی‏شود و از تو قبول می‏شود؟ ای شراب‏خوار یا ای مکار»، «حصین بن تمیم» برآشفت و حمله کرد، «حبیب» هم به او حمله کرد، ضربت شمشیر «حبیب» برخسار اسب حصین آمد، اسب او را از جا کند، از اسب افتاد، همراهانش او را برداشتند و از چنگال «حبیب» او را بیرون برده نجاتش دادند و «حبیب» بنا کرد به حمله کردن و رجز خواندن تا این که در همین حمله به شهادت رسید. [۱۴]

۵- حضرت ابوالفضل علیه‌السلام و آثار سجده

قاتل ابوالفضل(ع) در کوفه بر سر خود می‏زد و می‏گفت «جوان ماه رو را کشتم که میان دو چشمانش جای سجده بود»[۱۵]

۶- نماز و عبادت حضرت زینب علیهاالسلام

یکی از ویژگی‌های این بانوی بزرگوار اسلام حالت معنوی و ارتباط قوی او با آفریدگار جهان بود، به طوری که نقل کرده‌اند، حتّی در شب یازدهم محرم که شب شام غریبان بود، نماز شبش ترک نشد؛ منتهی به خاطر ضعفی که بر وی مستولی شده بود، نماز شب خویش را در آن شب نشسته خواند.[۱۶]

مرحوم نقدی در کتابش آورده که «حضرت زینب علیها‌السلام در عبادت ثانی حضرت زهرا سلام الله علیها بود، تمام شب‌ها را به عبادت، تهجّد و تلاوت قرآن سپری می‌کرد»، وی هم چنین از برخی از بزرگان نقل می‌کند که در طول عمر تهجّد و شب زنده‌داری‌اش ترک نشده است، حتّی در شب یازدهم محرّم! امام زین العابدین علیه‌السلام می‌فرماید «در شب یازدهم محرم دیدم، نشسته نماز می‌خواند» نیز آن بزرگوار می فرماید «با این همه مصیبت و اندوهی که به ما روی آورده، اما در مسیری که به شام می‌رفتیم، نافله‌های شب عمه‌ام اصلاً ترک نشد»، امام حسین (ع) در آخرین وداع با خواهرش زینب به او فرمود «یا اختاه لاتنسینی فی نافله اللّیل»، «خواهرم مرا در نماز شب فراموش نکن»، هم چنین از فاطمه دختر امام حسین (ع) چنین نقل شده که «عمّه‌ام زینب در شب دهم محرم در محراب عبادت مشغول مناجات بود و با خدا راز و نیاز می‌کرد، در حالی که چشمی از ما به خواب نرفته و ضجّه‌های ما آرام نشده بود»، نیز از امام سجاد علیه‌السلام نقل شده «هنگامی که ما را از کوفه به سوی شام حرکت می‌دادند ،عمه‌ام زینب مرتب نمازهای واجب و مستحب خویش را انجام می‌داد و در بعضی از منازل نمازش را نشسته می‌خواند، وقتی سبب را پرسیدم؟»، گفت «به خاطر گرسنگی و ضعف؛ زیرا سه شبانه روز غذا نخورده بود و سهم غذایش را در میان کودکان تقسیم کرده بود»[۱۷]

نتیجه گیری :

نماز باید در جامعه، علنی اقامه شود «وَ أَقیمُوا الصَّلاهَ»، بدین جهت امام حسین علیه‌السلام با آنکه می‌توانست در خیمه نماز بخواند و با اینکه نمازش شکسته بود، در مقابل جمعیت نماز را به پاداشت، هنگام اقامه نماز در ظهر عاشورا ۳۰ تیر به سوی حضرت رها شد؛ یعنی تقریباً در برابر هر کلمه از حمد و رکوع و سجده ، یک تیر به سوی امام پرتاب شد، دو نفر برای اقامه همین دو رکعت در خون خود غلطیدند، به راستی نماز چیست که در عصر تاسوعا هنگامی که به سید الشهدا علیه‌السلام پیشنهاد حمله می‌شود، آن حضرت پس از چند نوبت گفت‌وگو، جنگ را یک روز به تأخیر می‌اندازند و می‌فرمایند «إِنّی أَحِبُّ الصَّلاهَ» و نفرمود: می‌خواهم نماز بخوانم؛ بلکه فرمود «من نماز را دوست دارم». بسیاری از ما نماز می‌خوانیم، ولی چقدر مثل مولایمان حسین (ع) بدان عشق می‌ورزیم ؟

در هر نفسش سوز و گداز است حسین‌(ع)

سرچشمه هر راز و نیازی است حسین‌(ع)

می‌خواند نماز آخرین را در خون‌

یعنی که فدایی نماز است حسین‌(ع)

با بیان لازمه اقامه نماز توسط امام معصوم جواب پرسش‌های زیر مشخص می‌شود که :

چرا امام حسین علیه‌السلام نماز ظهر عاشورا را به جماعت برگزار کرد؟

چرا اباعبدالله الحسین علیه‌السلام نماز جماعت را در خیمه برگزار نکرد و آن را بیرون از خیمه‌ها و در معرض دید دشمن خواند؟

چرا سید سالار شهیدان حاضر شد، این نماز را به قیمت جان دو نفر از بهترین رزمندگانش برگزار کند؟

علاقه‌مندان برای ارسال پرسش می‌توانند در هر ساعت از شبانه‌روز از طریق پست الکترونیکی به نشانی porseshnamaz@yahoo.com، ارسال پیامک به شماره ۰۹۳۷۳۷۸۴۷۷۰ و تماس تلفنی با شماره ۰۲۵۱۷۷۴۰۹۲۰ اقدام کنند.

پی‌نوشت‌ها:

[۱] [کافی، ج۴، ص۵۷۴].

[۲] .[سخنان امام حسین (ع) از محمد صادق نجمی].

[۳] … فَلَمَّا أَقْبَلَ اللَّیْلُ رَاحَ إِلَى مَسْجِدِ النَّبِیِّ ص لِیُوَدِّعَ الْقَبْرَ فَلَمَّا وَصَلَ إِلَى الْقَبْرِ سَطَعَ لَهُ نُورٌ مِنَ الْقَبْرِ فَعَادَ إِلَى مَوْضِعِهِ فَلَمَّا کَانَتِ اللَّیْلَهُ الثَّانِیَهُ رَاحَ لِیُوَدِّعَ الْقَبْرَ فَقَامَ یُصَلِّی فَأَطَالَ فَنَعَسَ وَ هُوَ سَاجِدٌ فَجَاءَهُ النَّبِیُّ وَ هُوَ فِی مَنَامِهِ فَأَخَذَ الْحُسَیْنَ وَ ضَمَّهُ إِلَى صَدْرِهِ وَ جَعَلَ یُقَبِّلُ بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَ یَقُولُ بِأَبِی أَنْتَ کَأَنِّی أَرَاکَ مُرَمَّلًا بِدَمِکَ بَیْنَ عِصَابَهٍ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّهِ یَرْجُونَ شَفَاعَتِی مَا لَهُمْ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ خَلَاقٍ یَا بُنَیَّ إِنَّکَ قَادِمٌ عَلَى أَبِیکَ وَ أُمِّکَ وَ أَخِیکَ وَ هُمْ مُشْتَاقُونَ إِلَیْکَ وَ إِنَّ لَکَ فِی الْجَنَّهِ دَرَجَاتٍ لَا تَنَالُهَا إِلَّا بِالشَّهَادَهِ فَانْتَبَهَ الْحُسَیْنُ ع مِنْ نَوْمِهِ بَاکِیا … بحارالأنوار ج : ۴۴ ص : ۳۱۲

[۴] .[سخنان امام حسین (ع) از نجمی].

[۵] الشَّیْخُ الْمُفِیدُ فِی الْإِرْشَادِ، وَ غَیْرُهُ فِی غَیْرِهِ فِی سِیَاقِ قِصَّهِ مَسِیرِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ ع إِلَى الْعِرَاقِ قَالُوا فَلَمْ یَزَلِ الْحُرُّ مُوَافِقاً لِلْحُسَیْنِ ع حَتَّى حَضَرَتْ صَلَاهُ الظُّهْرِ فَأَمَرَ الْحُسَیْنُ ع الْحَجَّاجَ بْنَ مَسْرُوقٍ أَنْ یُؤَذِّنَ فَلَمَّا حَضَرَتِ الْإِقَامَهُ خَرَجَ الْحُسَیْنُ ع فِی إِزَارٍ وَ رِدَاءٍ وَ نَعْلَیْنِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی لَمْ آتِکُمْ حَتَّى أَتَتْنِی کُتُبُکُمْ وَ قَدِمَتْ عَلَیَّ رُسُلُکُمْ أَنِ اقْدَمُ عَلَیْنَا فَإِنَّهُ لَیْسَ لَنَا إِمَامٌ لَعَلَّ اللَّهَ أَنْ یَجْمَعَنَا وَ إِیَّاکُمْ عَلَى الْهُدَى وَ الْحَقِّ فَإِنْ کُنْتُمْ عَلَى ذَلِکَ فَقَدْ جِئْتُکُمْ فَأَعْطُونِی مَا أَطْمَئِنُّ إِلَیْهِ مِنْ عُهُودِکُمْ وَ مَوَاثِیقِکُمْ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ کُنْتُمْ لِمَقْدَمِی کَارِهِینَ انْصَرَفْتُ عَنْکُمْ إِلَى الْمَکَانِ الَّذِی جِئْتُ عَنْهُ إِلَیْکُمْ فَسَکَتُوا عَنْهُ وَ لَمْ یَتَکَلَّمُوا کَلِمَهً فَقَالَ لِلْمُؤَذِّنِ أَقِمِ الصَّلَاهَ فَأَقَامَ الصَّلَاهَ فَقَالَ ع لِلْحُرِّ تُرِیدُ أَنْ تُصَلِّیَ بِأَصْحَابِکَ فَقَالَ الْحُرُّ لَا بَلْ تُصَلِّی أَنْتَ وَ نُصَلِّی بِصَلَاتِکَ فَصَلَّى بِهِمُ الْحُسَیْنُ ع الْخَبَرَ مستدرک‏الوسائل ج : ۴ ص : ۲۹

[۶] عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ الْحُسَیْنَ ع صَلَّى بِأَصْحَابِهِ الْغَدَاهَ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیْهِمْ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَذِنَ فِی قَتْلِکُمْ فَعَلَیْکُمْ بِالصَّبْر بحارالأنوار ج : ۴۵ ص : ۸۶

المسعودی فی اثبات الوصیه: و اصبح الحسین علیه‏السلام فصلی باصحابه الفجر ثم قام خطیبا و قال: لاصحابه ان الله عزوجل قد اذن فی قتلکم الیوم و قتلی. و علیکم بالصبر.

[۷] ولما فرغ الحسین (علیه السلام) من الصلاه قال لأصحابه: یا کرام هذه الجنه قد فتحت أبوابها واتصلت أنهارها وأینعت ثمارها، وهذا رسول الله والشهداء الذین قتلوا فی سبیل الله یتوّقعون قدومکم ویتباشرون بکم، فحاموا عن دین الله ودین نبیّه وذبوا عن حرم الرسول فقالوا: نفوسنا لنفسک الفداء ودماؤنا لدمک الوقاء فوالله لا یصل الیک والی حرمک سوء وفینا عرق یضرب [اسرار الشهاده: ص۱۷۵] .

[۸] بحارالأنوار ج : ۴۴ ص : ۳۹۲

[۹] قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ(ع):فَقَامَ لَیْلَتَهُ کُلَّهَا یُصَلِّی وَ یَسْتَغْفِرُ وَ یَدْعُو وَ یَتَضَرَّعُ وَ قَامَ أَصْحَابُهُ کَذَلِکَ یُصَلُّونَ وَ یَدْعُونَ وَ یَسْتَغْفِرُونَ [إرشاد مفید، ج۲، ص۹۳].

قَالَ الرَّاوِی: بَاتَ الْحُسَیْنُ وَ أَصْحَابُهُ تِلْکَ اللَّیْلَهَ وَ لَهُمْ دَوِیٌّ کَدَوِیِّ النَّحْلِ مَا بَیْنَ رَاکِعٍ وَ سَاجِدٍ وَ قَائِمٍ وَ قَاعِدٍ فَعَبَرَ إِلَیْهِمْ فِی تِلْکَ اللَّیْلَهِ مِنْ عَسْکَرِ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ اثْنَانِ وَ ثَلاثُونَ رَجُلا.[اللهوف، ص۹۱].

وقیل: أنه ما نام فی هذه اللیله الحسین (علیه السلام) ولا أحد من أصحابه وأعوانه إلی الصبح، وکذلک النسوه والصبیان وأهل البیت کلّهم یدعون، ویوادعون بعضهم بعضاً.

فکان صلوات الله علیه کما وصفه ابنه إمامنا المهدی (علیه السلام): … کُنْتَ لِلرَّسُولِ وَلَداً وَ لِلْقُرْآنِ سَنَداً وَ لِلْأُمَّهِ عَضُداً وَ فِی الطَّاعَهِ مُجْتَهِداً حَافِظاً لِلْعَهْدِ وَ الْمِیثَاقِ نَاکِباً عَنْ سَبِیلِ الْفُسَّاقِ تَتَأَوَّهُ تَأَوُّهَ الْمَجْهُودِ طَوِیلَ الرُّکُوعِ وَ السُّجُودِ زَاهِداً فِی الدُّنْیَا زُهْدَ الرَّاحِلِ عَنْهَا نَاظِراً إِلَیْهَا بِعَیْنِ الْمُسْتَوْحِشِ مِنْهَا … بحارالأنوار ج : ۹۸ ص : ۲۳۹

[۱۰] . (اسرار الشهاده: ۲۹۴، معالی السبطین، ۳۶۱:۱)

[۱۱] .[فرهنگ عاشورا، پیشوای شهیدان، آیه الله صدر].

[۱۲] … فَأَمَرَ الْحُسَیْنُ ع ابْنَهُ فَأَذَّنَ وَ أَقَامَ وَ قَامَ الْحُسَیْنُ ع فَصَلَّى بِالْفَرِیقَیْن‏ … بحارالأنوار ج : ۴۴ ص : ۳۱۴

[۱۳] بحارالأنوار ج : ۴۵ ص : ۲۱«یا اباعبدالله احب‌ّ ان لقی الله ربی و قد صلیت هذه الصلوه فقال الحسین‌(ع) ذکرت الصلوه جعلک اللّه من المصلین‌؛ سپس فرمود: «سلوهم ان یکفوا عنّا حتی نصلی‌؛

[۱۴] بحارالأنوار ج : ۴۵ ص : ۲۱

[۱۵] .[عنصر شجاعت کمره‏ای].

[۱۶] .[ حیاه الأمام الحسین (ع) باقر شریف القرشی، ص ۳۰۹] .

[۱۷] .[ زینب الکبری، جعفر نقدی، ص ۶۲- ۶۱]» (به نقل از کتاب، اسیران و جانبازان کربلا)

منبع: خبرگزاری فارس

{mospagebreak}

نماز اول وقت

 

نماز اول وقت در کلام بزرگان

آیت الله بهجت

 

احساس لذت در نماز یک سری مقدمات خارج از نماز دارد و یکسری مقدمات در خود نماز. آنچه که قبل از نماز و در خارج نماز بایستی مورد ملاحضه شود و عمل شود، این است که انسان گناه نکند، ‌قلب را سیاه نکند، دل را تیره نکند، معصیت روح را مکدر میکند، نورانیت دل را میبرد.

نماز عالی ترین حکمی است که خداوند از ان با تعبیرهای زیبا یاد کرده است نماز بعنوان رابطه گل سر سبد خلقت یعنی انسان و هستی بخش جهان، نماز بعنوان آرامش روح وروان و نمازبعنوان کنترل انسان از تمام زشتیها و نماز بعنوان رحمت الهی اما باید دید با این نمازی که خداوند این همه تاکید نموده واز او بعنوان عالی ترین دستور یاد کرده و اولیاء الهی در مقابل فرا رسیدن  اوقات  آن اندامشان به لرزه در می آ مد و آن را نشان مسلمانی می دانستند چه کرده ایم  ایا عمل ما مطابق شان نماز است ؟

در قرآن کریم  یکی از خصوصیات اهل ایمان محافظت بر نماز بیان شده است خداوند میفرماید مؤمنان کسانی هستند که بر نماز خویش مواظبت‌ دارند و همه اوقات نماز را حفظ می‌کنند.

محافظت نماز، همان توجه ویژه به نماز و عدم سهل‌انگاری در برپایی این امر مهم است؛ این محافظت زمانی محقق می شود که انسان نه تنها اول وقت نماز خود را بخواند بلکه برای رسیدن ان لحظه شماری نماید و نماز را با عشق رسیدن به محبوب انجام دهد و آن را با هیچ کاری معاوضه نکند.

نماز کلید بهشت است«الصلوه مفتاح الجنه » رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) (۱)

و در روایت دیگر حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) فرموده اند :

نماز پلکان ترقی و عروج انسان مؤمن استالصلوه معراج المؤمن» (۲)

از این روست که علماء ربانی و اولیاء خدا به هنگام نماز، چه نمازهای واجب و چه نمازهای مستحب خصوصا‌ نماز شب،دست از همه تعلقات دنیوی شسته و خود را برای اقامه‌ نماز و صحبت با خالق بینیاز آماده میکردند، گو اینکه به مهیمانی شخص کریمی میروند؛ لذا به فرموده قرآن کریم نماز برای اولیاء‌خدا و خاشعین در محضر حق امری شیرین و آسان است «وانها لکبیره الا علی الخاشعین»(بقره/ ۴۵)

نماز در کلام بزرگان :

حضرت امام خمینی (ره):باید دانست که چون حقیقت نماز عروج به مقام قرب و وصول به مقام حضور حق جل و علا است، برای وصول به این مقصد بزرگ و غایت قصوی طهاراتی لازم است که ماورای این طهارت(ظاهری) است… .[۳]

آیت الحق ملاحسینقلی همدانی(ره):شروع به نماز کن با قلب پاک از حقد و حسد و غل و غش مسلمان و لباس و فرش و مکان نمازت باید مباح باشد… و بایست به نماز به (گونه) ایستادن بنده در حضور مولای جلیل، باگردن کج وقلب خاضع و خاشع و بعد از فریضه صبح هفتاد مرتبه استغفار و صد کلمهی طیبهی توحید و دعای صباح مشهور را بخوان و تسبیح سیده نساء‌ را بعد از فریضه ترک مکن.[۴]

آیت الله قاضی (ره): شما را سفارش میکنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضلیتترین اوقات آنها بجا آورید و آن نمازها با نوافل ۵۱ رکعت است،‌پس اگر نتوانستید، ۴۴ رکعت بخوانید و اگر مشغلههای دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید حداقل نماز أوابین را بخوانید. (نماز اهل انابه و توبه، هشت رکعت هنگام زوال)[۵]

آیت الله العظمی بهاء الدینی(ره): «اگر میخواهید برکاتی نصیبتان شود نماز اول وقت بخوانید.»[۶]

آیت الله بهجت (حفظه الله):احساس لذت در نماز یک سری مقدمات خارج از نماز دارد و یکسری مقدمات در خود نماز. آنچه که قبل از نماز و در خارج نماز بایستی مورد ملاحضه شود و عمل شود، این است که انسان گناه نکند، ‌قلب را سیاه نکند، دل را تیره نکند، معصیت روح را مکدر میکند، نورانیت دل را میبرد.

و اما هنگام خود نماز انسان بایستی زنجیر و سیمی دور خودش بکشد تا غیر خدا داخل نشود، بایستی فکرش را از غیر خدا منصرف کند، البته اگر به طور غیر اختیاری توجهش به جائی رفت که هیچ، اما به محض التفات پیدا کردن بایستی قلبش را از غیر خدا منصرف کند.[۷]

آیت الله اراکی(ره): آیت الله اراکی و آیت الله بهجت در جواب این سؤال که برای اِزدیاد محبت به حضرت حق و ولی عصر (عج) چه کنیم؟ مرقوم فرمودند: گناه نکنید و نماز اول وقت بخوانید.[۸]

حکیم و محدث بزرگ ملاّ محسن فیض کاشانى ؛

چون براى نماز آماده شدى مى بایست که قلبت نزد نماز بوده و از هر وسوسه اى فارغ باشد و ببین که در پیشگاه چه کسى ایستاده اى و با که سخن مى گویى و شرم دار از اینکه با مولایت با دلى غافل و قلبى ممّلو از وسوسه هاى دنیائى و … سخن بگویى .

و بدان که او بر باطن تو مطلع بوده و به قلبت ناظر است ، و نمازت باندازه خشوع و تواضع و تضرع و زارى تو پذیرفته مى گردد. در نماز چنان به عبادت حق روى آور که گویا پروردگارت را مى بینى … (۹)

حضرت آیت ا… بهاءالدینى ؛

نماز معراج است اگر انسان صادقانه باشد و حرفهایى را که در نماز مى زند دروغ نباشد، این نماز معراج است وقتى انسان مى گوید: « إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعِینُ » بنده هیچ موجودى غیر از خدا نیستم ، استعانت به غیر از خداى تعالى ندارم و در تمام حوایج ، علوم ، اقتصاد، سلامت و شفا، پناهگاه من خداى تعالى است .

اگر انسان موجودى باشد که غیر خدا را عبادت نکند و به ما سوى الله استعانت نجوید، نماز معراج اوست . معارف اخلاق ، عبادات ، صوم و صلاه و حج ، براى این است که انسان به این مرحله برسد… این عروج و معراج اوست .

ولى خدا باید توفیق دهد، تا کسى بتواند خود را به این مرحله برساند… نماز معراج است ولى مؤ منى که راستگو باشد وقتى مى گوید: « إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعِینُ » دروغگو نباشد.

اگر روزى صد مرتبه انسان این دروغها را بگوید به جاى این که صعود پیدا کند، سقوط مى کند. عروج نتیجه صداقت انسان است .

اگر صادقانه گفت : « إِیّاکَ نَعْبُدُ » آن وقت منبع علم و حکمت و قدرت مى شود و تمام برکات الهى بر این موجود نازل مى شود ولى ورود به این مرتبه خیلى مشکل است و بدون توفیقات و تاءییدات الهى نمى توان آتشهاى دنیا را تحمّل کرد. (۱۰)

لباس زیبا در نماز

گویند هنگامى که امام حسن مجتبى علیه السّلام براى نماز آماده مى شد، بهترین لباسهاى خود را مى پوشید. از آن حضرت پرسیدند: ((چرا بهترین لباسهاى خود را مى پوشید؟)) امام علیه السّلام در پاسخ فرمود:

انّ اللّه جمیل و یحب الجمال ، فاتحمل لربّى و هو یقول : خذو زینتکم عند کل مسجد.

همانا خداوند زیباست و زیبایى را دوست مى دارد، پس من نیز لباس زیبا براى راز و نیاز با پروردگارم مى پوشم و هم او فرمود: ((به هنگام رفتن در مسجد خود را به زینت دربرگیرید)).

بر همین اصل ، طبق روایات مستحب است که انسان ، براى نماز نیکوترین جامه خود را بپوشد، خود رامعطّر کند و با رعایت نظافت و در کمال طهارت به نماز و راز و نیاز با خداى بزرگ بپردازد.

نماز اول وقت در کلام بزرگان

شهید اول می گوید به هر کاری مشغولی نماز اول وقت را ترک مکن اگر نمازت معاذالله قضی شد در اولین فرصت قضا کن. (۱۱)

آیت الله العظمی بهاء الدینی (ره) فرمودند اگر می خواهید برکاتی نصیبتان شود نماز اول وقت بخوانید. (۱۲)

آیت الله اراکی وآیت الله بهجت رحمه الله علیهما در جواب این سئوال که برای ازدیاد محبت به حضرت ولی عصر (عج)چه کنیم ؟مرقوم فرمودند :گناه نکنید و نماز اول وقت بخوانید .(۱۳)


پی نوشت ها :

۱. نهج الفصاحه ـ حدیث ۱۵۸۸ـ‌ ابوالقاسم پاینده ـ انتشارات جاویدان- چاپ دوم ۱۳۳۶- تهران

۲. آداب الصلوه، ص ۳ و ۳۴ ـ امام خمینی(ره) مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) ـ چاپ سوم ۷۲،

۳. آداب الصلوه ـ ص ۵۶ ـ امام خمینی(ره) ـ (مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) چاپ سوم ـ ۱۳۷۲)

۴. حیات عارفانه فرزانگان (نماز اول وقت) ص ۴۷ ـ حسن صدری مازندرانی ـ (انتشارات میراث ماندگار ـ اول ۱۳۸۰)

۵. اسوه عارفان ـ (گفتهها و ناگفتهها درباره مرحوم سید علی آقا قاضی) ـ ص ۱۳۷ ـ (صادق حسن زاده ـ محمود طیار مراغی) انتشارات مؤمنین، اول / ۱۳۷۸)

۶. حیات عارفانهی فرزانگان ـ ص ۲۶.

۷. فریادگر توحید، عارف کامل آیت الله العظمی بهجت، ص ۲۱۱. تنظیم: مؤسسه تحقیقاتی فرهنگی اهل بیت(ع)، (ناشر مؤسسه فرهنگی انتشاراتی انصاری ـ چاپ دوم / ۷۸).

۸. حیات عارفانهی فرزانگان، ص ۶۸

۹. منهاج النجات ، ملا محسن فیض کاشانى ص ۸۸

۱۰. نردبان آسمان ، مجموعه درسهاى اخلاق آیت ا… بهاء الدین ره ، درس ۶۲ ص ۲۶۷.

۱۱. از وصایای شهید ادرس مجله حوزه شماره ۲۹

۱۲. حیات عارفانه فرزانگان صفحه ۲۶

۱۳. حیات عارفانه فرزانگان

تهیه و فرآوری : جواد دلاوری ، گروه حوزه علمیه تبیان{mospagebreak}

آثار و پیامدهاى ارزشمند نماز درخانواده

صمیمیت اعضاى خانواده با نماز

فریضه اى که به آن توجهى وافر شده، نماز است و با آن که جزو فروع دین محسوب مى شود ولى استمرار و برپاداشتن آن، موجب حفظ باور فردنسبت به اصول دین مى شود.خداوند فرمود: نماز را براى ذکر من برپا دار. اما فواید نماز به نمازگزار مى رسد، اوست که با یاد خدا، دلش آرامش مى یابد و قرآن مى فرماید: «فقط با یاد خداست که دل ها آرامش مى گیرد.» و «چون از ذکر و یاد خدا بهره گیرند مورد لطف و عنایت خدا قرار مى گیرند.» زیرا خداى تعالى فرمود: «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم.» منظور از آیه شریفه نزول الطاف و رحمت خداوندى است وگرنه ما هرگز لحظه اى از یاد خدا نمى رویم. چراکه به قول فارابى خداى تعالى هم به عالم ما فوق قمر عنایت دارد و هم به عالم مادون قمر. ولى چون آدمى نماز را برپا مى دارد، از فحشا و منکرات به دور مى ماند و طریق صلاح و سلامت مى پوید و قرآن مى فرماید: چون ترک نماز گوید، دچار سختى و تنگى در معیشت مى گردد. خداى تعالى مى فرماید: هر کسى که از ذکر من اعراض کند به درستى که براى او معیشتى سخت و تنگ خواهد بود و آن کس که نمازش را از روى عمد ترک کند، کفر ورزیده است. پس اگر به پیام قرآن دقیقاً توجه کنیم، دوزخیان را اهل نماز معرفى نمى کند. و باز خداوند مى فرماید: «از آنها مى پرسند که چرا در دوزخ قرار گرفته اید جواب مى دهند: ما از نمازگزاران نبودیم.» پس سرانجام کسانى که نماز را ترک مى گویند، دست نیافتن به سعادت و رفتن به دوزخ خواهد بود و حال آن که فارابى که مؤسس فلسفه اسلامى است، هدف از دیانت و تحقق مدینه فاضله را دست یافتن به سعادت مى داند.

حال اگر در درون خانواده اى یکایک اعضا به سعادت برسند، خانواده اى سعادتمند را تشکیل مى دهند که در پرتو عبادت و نماز از آرامش برخوردارند و در پرتو عنایات و الطاف الهى به سر مى برند و از فحشا و منکرات به دورند و چون از نماز فارغ مى شوند، دوباره به ذکر خدا مى پردازند و به تعبیر قرآن «پس وقتى از نماز فراغت یافتید باز در همه احوال، ایستاده و نشسته و بر پهلو و درهر حال که مى توانید خدا را یاد کنید

* نماز در خانواده

یکى از ویژگى هاى بارز انسان مسلمان انجام عبادت و برگزارى فریضه است. پدر را وظیفه آن است که همسر و فرزندان خود را امر به نماز کند و قرآن مى فرماید: «اهل خود را به برگزارى نماز امر کن.» لقمان حکیم نیز فرزند خویش را به نماز امر کرده و مى فرماید: فرزندم نماز را بپادار. پس پدر که متولى دعوت اعضاى خانواده به دیانت در معناى وسیع است، باید وظیفه امر به معروف را عهده دار شود و نماز یکى از مصادیق بارز امر نیک و معروف است. پس پدر باید احساس وظیفه کرده و نسبت به وظیفه خطیر خویش واقف باشد تا دیگران را نسبت به ایفاى آن وظیفه تذکر دهد و در بیان نیز لحنى صمیمانه داشته باشد، چنان که این صمیمیت در لحن لقمان هویدا است. على (ع) نیز در نامه ?? نهج البلاغه، فرزند خویش امام حسن (ع) را به همین نحو و با همین لحن مورد خطاب قرار داده و مى فرماید: «یا بنى». پس هنگام دعوت فرزندان خویش نیز پدران از همین لحن صمیمانه استفاده کرده و بگویند: «پسرم نماز را به پادار» و این لحن گرم و صمیمى است که آنان را به عبادت تشویق و ترغیب مى کند. پس دعوت با لحن نیک و صمیمى تأثیر مضاعف دارد و آنجا که امر و دعوت با لحنى صمیمانه نباشد، قطعاً گرایش به انجام فریضه و استمرار آن نیز چندان قابل توجه نخواهد بود.

* آثار و پیامدهاى نماز در خانواده

خواندن نماز در خانواده آثار و پیامدهاى فراوانى در بردارد که به برخى از آنها اشاره مى کنیم.

* ایجاد انسجام و همدلى

از جمله عواملى که خانواده را پایدار ساخته و حیات آن را استمرار مى بخشد، وجود انسجام در آن است، پس هر اندازه همسویى در آن بیشتر باشد و همدلى در آن قوت گیرد، خانواده منسجم تر خواهد بود. براى تحقق انسجام، خوب است نماز به جماعت برگزار شود. نماز جماعت فاصله ها را در خانواده از بین مى برد و همه را در کنار یکدیگر قرار مى دهد. پدر، مادر و فرزندان همه با هم رو به سوى قبله مى نشینند که اولین خانه اى است که خداوند آن را براى مردم قرار داد. زمانى که صداى مؤذن بلند مى شود و چون به نام رسول خدا(ص) مى رسد، همه برایشان و خانواده شریف وى درود مى فرستند و چون به پایان مى رسد، همه با هم قیام مى کنند و یک صدا تکبیر مى گویند و به امام جماعت اقتدا مى کنند و در این قامت و رکوع و سجده، هماهنگ و همدل و همسو عمل مى کنند زیرا خداوند فرمود: «نماز را برپاى دارید.» «و با رکوع کنندگان رکوع کنید و از سجده گزاران باشید

بدین ترتیب با رعایت ارکان نماز و توجه به موالات آن و با بیان اذکار و اوراد آن، نماز را به پایان مى رسانند و چون به راست و چپ مى نگرند، جمال یکدیگر را هم در پى این عمل مستحبى مى بینند و چون با یکدیگر مصافحه مى کنند گرماى دستان صمیمى یکدیگر را لمس کرده و مى گویند «فتقبل الله»، همه براى قبولى نماز یکدیگر، دعا مى کنند و سپس به ذکر الهى پرداخته و تسبیح منسوب به حضرت زهرا(س) را که حاوى اذکار ارزشمند است، بیان مى دارند و سپس براى شکرانه خداى سر بر سوى تربت حسین(ع) برده و پیشانى خود را بر آن قرار داده و آن را بوسه مى زنند و نماز از این دست به آستانه قبولى مى رسد و بالا مى رود. نمازى که به جماعت خوانده شده و مهر آن خاک کربلاى سرور آزادگان بوده و همه براى قبولى نماز دیگرى به دعا برخاسته اند. اینک سؤال این است که آیا این همه اذکار الهى و افعال معنوى همسو و منسجم موجب انسجام خانواده نمى شود قطعاً پاسخ مثبت است، چراکه آنها دست خدا را به همراه خود خواهند داشت و اجتماع آنها نیز حول محور حق است و نه تفرق در مسیر حق که على(ع) آنان را مورد خطاب قرار داده و فرموده است: به خدا قسم که دل را مى میراند و غم و اندوه را برمى انگیزد، اجتماع این قوم (سپاهیان معاویه) بر باطلشان و تفرقه شما در حقتان. پس اجتماع حول محور حق که با نماز جماعت در خانواده متجلى مى شود، نشاط برانگیز است و رضایت خالق را نیز به همراه دارد.

نتیجه آن که همه با هم به سوى یک قبله، با اذکارى واحد و با افعالى مشابه، حول محور حق و با همدلى و همراهى با یکدیگر به عبادت خالقى یگانه مى پردازند. این امر موجب انسجام معنوى خانواده مى شود و انسجام معنوى خانواده، دوام و بقاى آن را ضمانت مى کند. زوجین طلاق را مبغوض ترین حلال ها دانسته و براى اندک اختلافى رو به جدایى نمى آورند.

پس لازمه برگزارى نماز جماعت همکارى است و در تعریف همکارى گفته اند: وقتى مجموعه اى از افراد به صورتى هماهنگ براى دست یافتن به هدفى واحد تلاش مى کنند، به آن همکارى مى گویند. همکارى نیز عامل ایجاد انسجام و پایدارى خانواده است.

* تأمین بهداشت روانى خانواده

از دیگر امورى که نماز در خانواده به تحقق آن کمک مى کند، بهداشت جسمانى و روانى است. اینک سؤال این است که نماز چه نقشى در تأمین بهداشت جسمانى و روانى دارد و چگونه بعد جسمانى و روانى آدمى را سامان مى بخشد در پاسخ باید گفت که تقرب به خداوند موجب امنیت خاطر آدمى است و نماز عامل نزدیکى و تقرب به پروردگار عالمیان است. در روایتى از حضرت امام صادق(ع) از برترین چیزى که بندگان به واسطه آن به خدا تقرب مى جویند، سؤال مى کنند، حضرت مى فرماید: «پس از شناسایى خداوند، از این نماز مسأله برترى سراغ ندارم. آیا نمى بینى که بنده نیکوکار، عیسى بن مریم (ع) گفت که خداوند به من سفارش نماز را فرمود.»

على (ع) هم در دعاى کمیل بن زیاد نخعى مى فرماید: «نام و یاد خدا دوا و شفاست و براى هر دو بعد جسمانى و روانى نیز صادق است.»

پس سلامت روانى بر جسم آدمى تأثیرگذار است و سلامت جسمانى زمینه ساز سلامت روانى است و وقتى اعضاى خانواده اى در هر دو بعد جسم و روان از سلامت برخوردار باشند، فضاى خانواده نیز از سلامت برخوردار خواهد بود، چرا که نیازهاى اساسى روانى همچون نیاز به امنیت و محبت و نیاز به تعلق به جمع و عزت نفس و خودشکوفایى تأمین مى شود و در پرتو آنها، فضاى خانواده از سلامت و امنیت عاطفى برخوردار مى شود. این امر خود جسم انسان ها را به سلامت نگاه مى دارد و نماز و عبادات به نحو مطلوب منشأ تأمین این ها خواهد بود.

* دست یافتن به تعالى و سعادت

زمانى که انسان به فضیلت عبادت خدا دست مى یابد و به شهوات خویش غلبه مى کند، سیر تعالى را طى کرده است و مهم تر از آن، این است که او در مقام سخن گفتن با ذاتى بى همتا قرار گرفته و خالق عالم به آدمى چنین اذن و اجازه اى داده است و عطاى چنین اذنى به انسان موجب اعتلاى اوست. پس آن که بیشتر با خدا سخن گفته است و بخش بیشترى از عمر خود را با خداى تعالى سپر کرده و به ذکر او مشغول بوده است، از تعالى بیشترى برخوردار شده و به امکان بهترى براى دست یافتن به سعادت دسترسى پیدا کرده است. پس اگر اعضاى خانواده اى به چنین امکانى دست یافته باشند، مى توان گفت آن خانواده اعتلا یافته است.

* توسعه و بسط فرهنگ دینى در خانواده

نماز و برپا داشتن آن در فضاى خانه، خانواده را در بسط و توسعه فرهنگ دینى کمک مى کند، زیرا نماز احکام خاص خود را دارد و نمازگزار باید بر مقدمات، مقارنات، موالات، ارکان، اوقاف و مستحبات نماز واقف شود، تا بتواند این فریضه را به نحو احسن برگزار کند. پس براى افزایش اطلاعات درباره نماز، سؤالاتى توسط فرزندان از والدین پرسیده مى شود. از سویى والدین نیز بر رفتار عبادى فرزندان خویش نظارت مى کنند تا آنان را براى برگزارى بهتر نماز یارى رسانند. لذا ضمن تشویق فرزندان، گاه خطاهاى آنان را نیز تذکر مى دهند و فرزند را براى کسب شناخت بیشتر نسبت به کیفیت نماز و مطلوب برگزار شدن آن مدد مى رسانند و بدین ترتیب فضاى بحث و گفت و گو درباره نماز و نیز مسائل دیگر دینى آغاز مى شود. بچه ها سؤالاتى درباره فلسفه نماز و ضرورت اقامه آن مطرح مى کنند و اگر والدین پاسخ هاى غنى و مناسبى بدهند، فرهنگ نماز و نماز خواندن را بسط و گسترش داده اند. به طور مثال ممکن است که فرزند از والدین درباره اهمیت و جایگاه سجده در نماز سؤال کند، آنها مى توانند به احادیثى در این باره اشاره کنند.

* الگوپذیرى فرزندان از والدین

آنچه باید به آن عنایتى ویژه داشت، این است که والدین در خانواده در انجام عبادت نقشى الگویى دارند. اگر پدر و مادرى در طریق حق گام بردارند و به عبادت خدا بپردازند، فرزندان نیز از والدین خویش الهام گرفته و آنان نیز معمولاً در همان طریق گام مى نهند. پس بدین ترتیب مشى و روش انجام عبادت از سوى والدین در معرض دید فرزندان قرار مى گیرد و یافته ها حکایت از آن دارد که در خانواده هایى که والدین نمازگزارند، فرزندان آنها بیشتر به عبادت و نماز روى مى آورند و اگر نماز نخوانند و در انجام عبادت کاهل باشند، فرزندان خویش را به کاهل بودن در نماز سوق مى دهند. آنان باید از اسوه حسنه، یعنى پیامبر (ص) الهام بگیرند که به نماز مى ایستاد. در مسجد، هم اهل بیت به ایشان اقتدا مى کردند و هم دیگران. در آنجا که مسجد نیست، برپا داشتن نماز جماعت در خانواده توصیه شده است. باید دانست که عبادت هاى کودکان نیز از مشروعیت برخوردار است. خداوند درباره کودکان هم تکالیف را به نحو الزام (واجب یا حرام) نخواسته است، پس براى آنان واجبات چون مستحبات نخواهد بود و محرمات چون مکروهات. مى توان گفت که احکام الهى تکلیفى درباره کودکان سه قسمت است: مستحبات (شامل واجبات و مستحبات)، مکروهات (شامل محرمات و مکروهات) و مباحات. پس اگر پدر و مادر الگویى از عبادت باشند و فرزندان به آنها تأسى کنند، مى توانند از کودکى اندوخته اى از مستحبات و معنویات را فراهم آورند.

 

تاثیر انیمیشن ها در رشد فرهنگ نماز در بین کودکان و نوجوانان

مقدمه
و من احسن قولا ممن دعا الی الله[۱]
«امروز رسانه‏ها در دنیا فکر، فرهنگ، رفتار و در حقیقت هویت فرهنگى انسان ها را القاء مى‏کنند.»[۲]
بیش از ۳۲ درصد از جمعیت کشور را کودکان و نوجوانان بین ۲ تا ۱۸ ساله تشکیل می دهد[۳] این امر بیانگر اهمیت آگاهی از نیازمندی های اعتقادی، اعمال عبادی، اخلاقی، روحی، جسمی، عاطفی، اجتماعی، تفریحی و آموزشی این مقاطع سنی می باشد.
«پاره ای (قسمت مهمی) از نیازهای اطلاعاتی افراد را نیازهای مذهبی و دینی تشکیل می دهند. این دسته از نیازها در اهداف نظام آموزش جایگاه ویژه ای داشته و در سلسله مراتب نیازهای مازلو از آن به عنوان نیازهای ایمنی و خود شکوفایی یاد می شود»[۴] و «ترقی و رشد شخصیت انسان به اندوختن دانش، عالم شدن، پیشرفت فن آوری و افزایش ثروت محدود نیست بلکه رشد ظرفیت های معنوی، ارتقاء روحی و  اخلاقی، اساس ترقی و تعالی است»[۵]  و این مهم، خود به خود حاصل نخواهد شد مگر این که نسل پیشین در مقابل نیاز های نسل کودک و نوجوان درک درستی داشته و در مقابل آن احساس مسئولیت داشته باشد.

رسانه های الکترونیکی بیشترین وقت کودکان را در انحصار خود دارد و کارتون ها و انیمیشن ها نقش فوق العاده مهم در سرگرمی ها و انتقال میراث فرهنگی و فکری و شکل گیری شخصیت کودکان و نوجوانان و چگونگی تربیت و اعمال و رفتارها را در بزرگسالی دارد. انیمیشن ها با تصویرسازی و الگوسازی مناسب، بهترین و قدرتمندترین ابزار برای فرهنگ سازی و زیر ساخت های شیوه و سبک زندگی در جامعه است. که در صورت ذائقه سازی صحیح و تولید برنامه های پرمحتوا، آموزنده و جذاب در آن ها می توان، مفاهیم دینی، علی الخصوص آموزه های نماز را به کودکان و نوجوانان به روشی صحیح به ویژه به صورت غیرمستقیم منتقل کرد. متاسفانه در تولید برخی از کارتون ها برای کودکان و نوجوانان، اهتمام خاصی به القای مفاهیم اساسی دین اسلام مانند اصول اعتقادات و مناسک و فروع دین به ویژه اهمیت، آثار و احکام نماز که همراه کودکان و نوجوانان از سنین تکلیف تا آخر عمر می باشد،  داده نمی شود. لذا  این مسئله پیش خواهد آمد که در آینده عمل به دین و مفاهیم آن کمتر شده و سرپیچی از دستورات و احکام دین از جمله سبک شمردن نماز در جامعه شایع گردد.
اهمیت ترویج نماز در انیمیشن ها
حضور موثر و انکار ناپذیر دین در تاریخ زندگی بشر، شناخت دینی را به یکی از اصلی ترین سرچشمه های معرفت تبدیل کرده است و از طرفی هم دغدغه ی درونی و دل مشغولی دایمی همه ی دین داران واقعی این است که نسل جدید و آینده، جامعه ای مومن به ارزش ها و عامل به احکام باشند. شکل گیری شخصیت دینی به معنی برخورداری از ویژگی های خاص مطابق با معیارهای تعالیم دینی مرهون آموزش های مستقیم و غیر مستقیم در هریک از جنبه های معرفتی انسان ها است که از بستر خانواده با عملکرد مثبت والدین و امور تاثیر گذار آغاز و در مدرسه، دانشگاه و جامعه استمرار پیدا می کند.
بیان گهر بار حضرت رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله که فرمودند: «من تعلم فی شبابه کان بمنزله النقش فی الحجر» هر کس که در نوجوانی  دانشی را یاد بگیرد مانند حکاکی در سنگ است(یعنی ماندگاری نسبتا ثابتی دارد)[۶] و سخن بسیار بلند حضرت علی علیه السلام که فرمودند: «العلم فی الصغر کالنقش فی الحجر» یادگیری در دوران کودکی مانند حکاکی و نقش در سنگ است[۷] گویای استقرار مستمر علوم و مفاهیم دینی مانند نماز در اذهان پاک و منزه کودکان و نوجوانان است این همان احیا ی معارف و مفاهیم دینی است. حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند: خداوند بیامرزد کسی را که امر ما را احیا کند، یعنی تعالیم (علوم از جمله فقه، دانش ها، محاسن اخلاقی و معارف) ما را انتشار دهد و به دیگران بیاموزد. چون هرگاه مردم زیبایی ها و عمق کلام ما را دریابند، از آموزه های ما پیروی خواهند کرد.« فان الناس لو علموا محاسن کلامنا لاتبعونا»[۸] در این راستا، انتخاب قالب هنری، اعتقاد و اعتنا به مفاهیم دینی، اصلی مهم و اساسی در ارائه ی این گونه مطالب به کودکان و نوجوانان به شمار می رود.
راه های دریافت مفاهیم نماز و پرورش نسل نو بر اساس فرهنگ نماز
بدیهی است کودکان و نوجوانان از دو راه مستقیم و غیر مستقیم مفاهیم دینی را در یافت می نمایند و بهترین شیوه برای تاثیر گذاری در فراگیران روش غیر مستقیم است چرا که این محیط را خود شان با علاقه و اختیار خویش انتخاب می کنند.
کارتون ها، بازی های رایانه ای، برنامه های تلویزیون به طوراعم، برنامه های کودک ونوجوان به طوراخص وکتاب ها، از جمله ی محیط های غیر مستقیم می باشند که در یاد دادن، انتقال و القاء نقش نماز و آثار فرهنگی و اجتماعی آن و پرورش نسل نو بر اساس فرهنگ نماز و سبک زندگی سالم دینی  به این مخاطبین خاص فوق العاده موثر خواهد بود.
انیمیشن ها به جهت داشتن فضای فانتزی و برخورداری از رنگ آمیزی های متنوع مورد توجه و جالب، از جذاب ترین و دوست داشتنی ترین برنامه ها برای کودکان و نوجوانان هستند.
ویژگی های دوران کودکی و نوجوانی
وجود نیازها و امکانات ویژه در کودکان و نوجوانان و داشتن ذهنی شفاف و زود جذب، نگه دارنده با تاثیر پذیری عمیق، ماندگار[۹] و پردامنه، منقاد وآینده ساز، ولی کم تجربه، پاک وخالی الذهن بودن از رذایل ومنکرات، شتاب کننده ی در کارهای خوب و خیر[۱۰] و دارای قلبی لطیف[۱۱] و آماده ی پذیرش هر بذری[۱۲] موجب می شود که به آنان توجه بیشتری گردد. به خاطر همین خصوصیات است که در هر برهه ای از زمان،  دشمنان با تاثیرِ مزمن، متوالی و مستمر بر این قشر، آینده ی ملتی را متحول می کردند.
درست است که کودکان دارای محدودیت تجربه، زبان و دقت تفکیک می باشند(از نظر  فکری نمی توانند مدت زیادی تفکر نموده و یا در تفکیک سره از ناسره و حق از ناحق با مشکل مواجه هستند) و قدرت دریافت رویدادهای مختلف را در یک زمان ندارند و ممکن است درک درستی از مطلب را نداشته باشند ولیکن مطالب چه صحیح و چه باطل، در لایه های ذهن آنان نقش می بندد. لذا با توجه به این محدودیت ها، ویژگی های خاص و نیازهای کودکان در سنین مختلف می طلبد که بزرگسالانِ آگاه و دلسوز، هنرمندانه و مبتکرانه راه صحیح ورود و خروج در مسائل دینی از جمله تبیین محاسن نماز را به طور درست و دقیق در اختیار این گروه قرار دهند تا علاوه بر عمیق کردن بینش نسبت به ماهیت انسان و ساختن خود از طریق اقامه نماز، جامعه را در نیل به کمال و سعادت رهنمون گردند. باید پذیرفت که در شرائط امروزی پرداختن به مفاهیم دینی و اعتقادی به ویژه نماز، نیازمند آگاهی و درایت بیشتری نسبت به گذشته می باشد. چراکه اولا دین ستیزان و مغرضان، با بهره گیری از انواع رسانه ها و هنر در تمامی زمینه های مربوط به شئون انسانی با همه ی امکانات شیطانی، سعی در گمراه کردن افکار جامعه ی اسلامی به ویژه کودکان و نوجوانان دارند و ثانیا تا گذشته ای نه چندان دور، کودک از دامان خانواده، اصول، مبانی و مفاهیم دینی را فرا می گرفت و به مرور زمان، این اصول و مبانی در  وجود او نهادینه می شد و تخطی از آن ندامت و پشیمانی را به دنبال داشت و همین احساس نیز،  پایبندی بیشتر به مبانی دینی از همه مهمتر اقامه نماز را موجب می شد. اما با گذشت زمان و ظهور فن آوری های نوین اطلاع رسانی و گسترش و نفوذ آن در زندگی مردم و دسیسه های بدخواهان، امروزه شاهد آن هستیم که به آسانی و سادگی گذشته، قادر به تاثیر در تبلیغ مبانی دینی و اعتقادی نمی باشیم و از سوی دیگر، عدم برنامه ریزی صحیح و اصولی در حوزه ی تبلیغات دینی نیز مزید بر علت شده است تا اذعان کنیم که در عصر فن آوری اطلاعات که هر روز ترفند و حربه ای تازه برای دین گریزی تدارک دیده می شود با مشکلات عدیده ای روبرو شویم.
نکته ای که در اینجا باید به آن اشاره کرد و مورد توجه روان شناسان نیز می باشد آن است که کودک، هنگام تماشای کارتون، خود را در قالب شخصیت های کارتونی می گنجاند در این راستا کارتون ها باید ضمن فراهم کردن زمینه های اندیشیدن و شناخت پیرامون مفهوم متعالی رشد و کمال انسان و القای مفاهیم متعالی دین الهی و آسمانی اسلام مخصوصا نماز و سبک زندگی بسیار متعادل و رشد دهنده در اثر اقامه ی صحیح  نماز، به کودکان و نوجوانان، طوری طراحی شوند که موجبات تجلّی فطرت و شخصیت همه جانبه ی کودکان و نوجوانان را فراهم آورده و در مسیر به فعلیت رساندن استعدادهای درونی و نهانی آنان کاملا موثر عمل کنند. تا آنان با عمده ترین و بهترین شیوه های پرستش و عبادت خدا و رسیدن به خدا وند یکتای متعال آشنا شده و ثابت قدم باشند تا در نتیجه با انجام فرائض به ویژه اقامه ی نماز به حضرت حق نزدیکتر گردند.
« یکی از مهمترین ساحت های دین ، ساحت ادبی و هنری است دین، هنر و ادبیات ارتباط تنگاتنگ وگسترده باهم دارند. تولستوی در کتاب «هنر چیست» با ارائه ی تعریفی از «هنر» و « ادراک دینی» به بیان رابطه ای از دین و هنر در جامعه پرداخته و معتقد است که «هنر و ادبیات مانند سخن و زبان، وسیله ی مفاهمه یا ارتباط جهت حرکت پیشرو آدمی به شمار رفته، پیشرفت جامعه را به سوی کمال فراهم می سازند »[۱۳].
اهتمام در یاد دادن مسائل و احکام نماز از جمله اهمیت و چرایی خواندن نماز، آداب وآثار نماز، آداب وضو، نماز اول وقت، نمازجماعت، نماز جمعه، حضور قلب در نماز، سبک شمردن نماز، آیات و احادیث نماز به صورت ساده و جذاب سبب می شود که کودکان با نماز آشنا شده و در نوجوانی و زمان بلوغ به نماز شوق و رغبت زیادی بدهند. چرا که مغزکودک با کمک حواس موجود در بدن، همچون دوربین عکاسی است که از هر چیزی که در برابر آن قرار می گیرد، عکس بر می دارد و از همه مهمتر حتی در دوران جنینی صدا ها را می شنود و در حد درک خود تجزیه و تحلیل می نماید از این رو مستحب است وقتی طفل در رحم مادر قرار دارد وی را با آیات قرآن آشنا ساخته زمانی که متولد می شود در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه[۱۴] بخوانند، تا ندای الله اکبر و لا اله الا الله و یگانگی خدا از همان ابتدای تولد در جان و دل کودک نهادینه شده و او را با توحید آشناتر سازد و از دریای معارف طرفی ببندد.
اجر و پاداش سازندگان انیمیشن ها
ارزش کار تولید کنندگان انیمیشن ها در صورتی که در جهت قرب الی الله بوده و رشد دهنده ی اعتقادات دینی در کودکان ونوجوانان، ازجمله ترغیب کننده ی به نماز وشکوفا کننده ی وجدان اخلاقی در راستای شکر منعم و دفع خطر حتی احتمالی هم باشد بسیار زیاد است و خدمت گذاری به روح و عقل انسان ها با خدمت گذاری به بدن آنان به هیچ وجه قابل مقایسه نیست حضرت پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم در رابطه ی با ارزش خدمت کردن به بدن می فرمایند یا علی اگر یک نفر، گرسنه ای را سیر کند ثواب بنده آزادن کردن دارد اما در راستای خدمت به جان و هدایت حتی یک انسان، آن حضرت خطاب به حضرت علىعلیه السلام فرمود:لان یهدى اللّه بک رجلاً واحدًا خیر لک ممّا طلعت علیه الشّمس.[۱۵]در صورتى که خداوند یک نفر را به دست تو هدایت کند، بر آنچه آفتاب بر آن می تابد بهتر است.
بنا بر این انجام هر گونه تلاش و کوشش در راستای تکون متعالی در مسیر فطرت پاک کودکان و نوجوانان و القای اندیشه های دینی توسط دست اندر کاران تولید انیمیشن به آنان، هر گز دور از عنایات و توجهات باریتعالی نبوده و از سوی دیگر نیز آینده ی آنان را بیمه و مصون خواهد نمود که در این بین، تولید انیمیشن هایی برمبنای داستان های واقعی و حقیقی قران کریم و معصومین علیهم السلام در رابطه با اهمیت اقامه ی نماز و نقش آن در زندگی نوجوانان و جوانان،  ثبات و ماندگاری خاصی دارند.
تعریف انیمیشن:
هنر حرکت بخشیدن به اشیای بی جان را انیمیشن گویند  این واژه از لغتanima به معنی «نفس زندگی» منشق است به تعریف دیگر پویانمایی یا انیمیشن(به انگلیسی: Animation) نمایش سریع و متوالی تصاویری از اثر هنری دوبعدی، یا موقعیت‌های مدل‌های واقعی، برای ایجاد توهم حرکت است.
تعریف ادب:
یعنی ظرافت و زیبایی یک رفتار و هیات نیکویی که شایسته است رفتار مطابق آن باشد. ادب زیبایی رفتار است.[۱۶] ادب به معانی فرهنگ، دانش، هنر، حسن معاشرت و حسن محضر، آزرم و حرمت آمده است.
آداب جمع ادب: رسوم، عادات و روش های پسندیده[۱۷] را گویند. آداب دو گونه  است، آداب دینی که مستند به نصوص دینی هستند و یا غیر دینی که پیدایش آن ها ریشه در ویژگی های منطقه ای، نژادی، تاریخی، صنفی، جنسی و مانند آن دارند. لذا آداب و شرایط اقامه ی نماز را در ذهن کودکان و نوجوانان القاء کردن در مسیر زندگی سالم و متعالی بسیار کارساز خواهد بود.
تعریف ادبیات:
ادبیت سرشتی پیچیده دارد که از ذهن خلاق هنرمند در قالب متن ادبی، به پدیده‏ای‏ ملموس تبدیل می‏شود. فرایندی که در آن ادبیت‏ آفریده می‏شود، فرایندی ذهنی است. یعنی، اندیشه ی انسانی، آفریدگار ادبیات است. به عبارت دیگر: چگونگی تعبیر و بیان احساسات و عواطف و افکار به وسیله ی کلمات در اشکال و صور مختلف را ادبیات گویند.
تعریف ادبیات کودکان و  نوجوانان:
رحمان دوست می گوید:«حاصل تلاش هنرمندانه ای است که در قالب کلام و تصویر، عرضه شده و با زبان و شیوه ای مناسب و در خور فهم کودک و نوجوان است تا او را به سوی رشد هدایت کند».[۱۸]
تعریف ادبیات دینی:
ادبیاتی است که ضمن در بر داشتن معیارهای( ادبیات ) به معنای خاص کلمه، عمق رابطه ی انسان با خالق جهان هستی را محور اصلی و اساس کار خود قرار دهد و همواره به حفظ استواری و پایداری این رابطه بپردازد.
«هر اثری را که انسان متعهد بوجود آورد و جنبه ی ادبی و هنری نیز داشته باشد ، ادبیات دینی محسوب می شود».[۱۹]
ادبیات دینی کودکان و نوجوانان:
ادبیات دینی کودک و نوجوان، دستگاه ارتباطی فراگیری است که در ارتباط با روح لطیف و سرشت دست نخورده ی کودکان فرستنده و گیرنده ی مفاهیم عظیمی همچون آزادی، صلح،  دوستی، محبت و مدارا، مسئولیت پذیری، همنوع دوستی، خیرخواهی، آرامش و سعادت و همچنین ظلم ستیزی، استبداد گریزی و از همه مهمتر انسان شناسی در سایه ی یکتا پرستی است.[۲۰]
این نوع ادبیات باید به سوالات و چراهای فکری کودکان و نوجوانان پاسخ های مستدل و مناسبی داده و با آموزش مفاهیم و اطلاعات دینی، به انجام دستورات دینی و رفتار های اخلاقی تشویق و ترغیب کرده[۲۱] و آرامش بخش دوران طوفانی کودکان و نوجوانان به ویژه در این روزگار باشد.
مددپور می گوید:
«اگر ادبیات کودک روح کودکانه داشته باشد سیره ی معنوی و حفاظتی کودک را تقویت کرده و ضمن رساندن وی به کمال معنوی، زمینه ی تشرف او را به عالم تکلیف و بلوغ فراهم می کند. این ادبیات که به روح معصومانه ی او نزدیک تر است با آموز ش های دینی و ایمانی مستقیم و غیر مستقیم و تربیت معنوی مانع از فرو پاشی روح کودکانه ی  وی می شود.[۲۲
تعریف کارتون دینی :
هر کارتونی که نمایشگر، حامل و ارائه ی پیام الهی و مذهبی و ایجاد نگرش توحیدی به هستی و زندگی در کودکان و نوجوانان  با توجه به سنین مختلف و میزان و ظرفیت فکری و درک آن ها  باشد را گویند.
اهمیت شناخت اصول دین
اصول دین در اسلام، تفکر، چگونه اندیشیدن و معتقد بودن بر مبنای اندیشه ی صحیح، فطرت الهی، اعتقادات درست و بصیرت پیداکردن بر اساس دین حق را در انسان ها رشد می دهد. شناخت اصول دین به صورت تحقیقی و استنباطی از ضروری ترین، واجب ترین و ارزنده ترین مسائل برای تک تک انسان ها، بویژه برای کودکان و نوجوانان بوده و پایه های تمامی مباحث اعتقادی دین می باشد. زیرا انجام تکالیف و عمل به احکام الهی، سعادت دو جهان، اصلاح اخلاق و  همه ی رفتار ها و اعمال انسان در گرو آن است. هر عملی با وجود ایمان و عقیده ی صحیح، ارزش واقعی پیدا می کند. بنابر این نخست باید به اصول دین ایمان آورد و سپس به فروع دین که مربوط به عمل بوده و اخلاقیاتی که از آن برخاسته ‌است عامل بود.
فطری بودن اصول دین
خداوند متعال ودایعی را در وجود انسان ها قرار داده است یعنی مایه ها و ریشه های دین را در نهاد هر بشری نهاده است. مانند: سرشت خدا آشنا و فطرت پاک کودکانه ی خدا جوی. بنابراین، خدا پرستی ذاتی است، اگر مداخله ای مخرب نباشد و از عقل درست استفاده شود کودک خدا پرست، خدا جوی و موحد رشد می کند. چرا که اصول دین، با خلقت و فطرت انسان ها هماهنگ می باشد. [۲۳]
اجتهادی و استدلالی بودن اصول دین
اصول عقاید جز از راه اندیشه و اجتهاد فکری قابل قبول نیست. دلیل توحید( لا اله الا الله) را خود انسان باید پیدا کند، واجب است مسئله ی نبوت( محمد رسول الله) و معاد( بازگشت به سوی خدا) را خود مکلف با تفکر، تعقل و تدبر حل نماید چرا که اصول عقاید، اجتهادی است و تقلید در این امور راهی ندارد. سوال کردن در مسائل اصول دین لازم و ضروری است باید تحقیق کرد و سوال پرسید تا به واقعیت رسید بنابراین باید به سوالات اعتقادی کودکان و نوجوانان، پاسخ منطقی و مستدل در حد توانایی های آنان داد.
استاد مصباح یزدی می نویسد:
«عقاید اسلامی که زیر بنای مسائل اخلاقی و احکام فقهی است، در آن حدی که لازمه ی مسلمانی است باید براساس عقل و منطق و دلیل و برهان استوار باشد نه تعبد و تقلید. و چون فطرت خدا داد و خرد طبیعی بشر او را به این اصول هدایت می کند، هر انسانی قدرت کسب معتقدات اصولی دین را دارا می باشد».[۲۴]
[۱]. سوره ی مبارکه ی فصلت آیه ی شریفه ی ۳۳
[۲]. مقام معظم رهبریحفظه الله تعالی. سخنرانی تاریخ ۲۶/۲/۸۵www.mahdaviat-conference.com/prtfi1d1aw6dj.giw.html
[۳]. مرکز آمار ایران۱۳۸۵ .www.amar.org.ir
[۴]. قربانی، ولی، ۱۳۸۰، بررسی نیازهای اطلاعاتی دانش آموزان دبیرستانی شهر مشهد و ارزیابی توانایی مجموعه کتابخانه ها در بر آوردن این نیازها، کتابداری و اطلاع رسانی ، ص۳۱
[۵]. آزاد، اسد الله، ۱۳۷۷، نقش شعر ، داستان و افسانه های عامیانه در تکوین شخصیت کودکان و نوجوانان ، کتابداری و اطلاع رسانی ص۱۰۷
[۶]. عرب باغی ، حسین ، دعایم الاسلام، آفتاب، ج۱ ، ص۸۳،  بی تا
[۷]. علامه مجلسی، محمد باقر ،۱۴۰۴، بحار الانوار، موسسه دارالوفاء بیروت، ج۱، ص۲۲۴،
[۸].اگر مردم زیبایی های سخنان ما را بشناسند ، از ما پیروی خواهند کرد شیخ صدوق ، عیون اخبار الرضا ، ج۱، ص۲۷۵، ح۶۹، باب۲۸٫
[۹]. اَلْعِلْمُ فی‌الصِّغَر کالنَّقْشِ فی‌الحَجَر/ یادگیری و تعلم در کودکی مانند نقش و حک کردن روی سنگ است.(کراجکی، ابوالفتح، کنزالفوائد، انتشارات دارالذخائر، قم، ج۱، ص۳۱۹)
[۱۰]. عَلَیْک بِالاَحداثِ، فَاِنَّهُم اَسْرَعُ اِلی کُلِّ خَیرٍ/ نوجوانان را دریابید که آن ها  به هر خیر و نیکی  پیشی گیرنده هستند. (کلینی،محمد بن یعقوب ، اصول کافی،دار الکتب الاسلامیه ، تهران ،۱۳۶۵، ج۳ ص۲۱)
[۱۱]. اُوصیکُم بِالشبّانِ خَیراً فَاِنَّهُم اَرِقُّ اَفْئدَهً. / شما را سفارش می کنم که با نوجوانان  به نیکی و خوبی رفتار کنید که آنان دلی رقیق و لطیف دارند. (قمی، حاج شیخ عباس، سفینه البحار، ج۲، ص۱۷۶)
[۱۲]. امام علی علیه السلام  در سفارش های خود به امام حسن علیه السلام می فرمایند : قلب و دل نوجوان چونان زمین کاشته نشده، آماده ی پذیرش هر بذری است که در آن پاشیده شود . پس در تربیت تو شتاب کردم.
[۱۳]. حکیمی،محمود و کاموس، م‍ه‍دی۱۳۸۳، مبانی‌ ادبیات دینی‌ ک‍ودک‌ و ن‍وج‍وان‌ ویژه ادبیات دینی، انتشارات آرون، ‌ص۵۰۷‏
[۱۴].محدث نوری، میرزا حسین، ۱۴۰۸ ، مستدرک الوسائل ، موسسه آل البیت، ج۱۵، ص۱۳۷
[۱۵]. علامه مجلسی، محمد باقر ،۱۴۰۴، بحار الانوار،موسسه دارالوفاء بیروت، ج۳۲، ص۴۴۷
[۱۶].معین، دکتر محمد، فرهنگ فارسی ، ۱۳۸۰ ،جلد ۱  ،انتشارات امیر کبیر،چاپ ۱۷، ص۱۷۸
[۱۷]. همان ، ص۳۵٫
[۱۸].رحمان دوست مصطفی، ۱۳۶۸،ادبیات کودکان و نوجوان شرکت چاپ و نشر ایران ص۱۴۳
[۱۹].قزل ایاغ ،ثریا ،پاییز ۱۳۷۸ ،(پاسخ های ۱۰ کارشناس و نویسنده به ۶ پرسش در مورد ادبیات دینی کودک و نوجوان )ص ۵۹
[۲۰]. حکیمی، محمود و کاموس، م‍ه‍دی۱۳۸۳، مبانی‌ ادبیات دینی‌ ک‍ودک‌ و ن‍وج‍وان‌ ویژه ادبیات دینی، انتشارات آرون، ج۱، ‌ص۵۴۱‏
[۲۱]. سید آبادی، علی اصغر، ۱۳۷۸، ادبیات کودک و رویکردهای جدید به دین، پژوهشنامه ی ادبیات کودک و نوجوان، ۵، ص۱۴
[۲۲]. مدد پور، محمد، ۱۳۷۸، چند پرسش در باب ادبیات دینی کودکان. حقیقت آزادی و عالم کودکی، پژوهشنامه ادبیات کودک،۵، ص۶۸
[۲۳]. مصباح یزدی، محمد تقی، ۱۳۷۳،‌ آموزش عقاید، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، جلد ۱-۲  ، صص۶۲و۶۳٫
[۲۴]. محمد تقى، مصباح یزدى، ۱۳۷۳، آموزش عقاید، ج  ۲و۱، ناشر مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ص۱۱و۱۲

 

{mospagebreak}

نماز جماعت از نگاه مقام معظم رهبری

بسم الله الرحمن الرحیم

آن‌جا که پای فعالیت و نشاط دسته‌جمعی افراد جامعه به میان می‌آید، نماز، همچون گرم‌ترین و پرشورترین عبادت دسته‌جمعی، نقش بزرگی را بر عهده می‌گیرد. مظهر این خصوصیت، همین نمازهای جماعت پنج‌گانه و نماز جمعه و نمازهای عید است.

نشانه‌ی دیگر [حق‌گذاری نماز]، آبادی مساجد و افزایش نمازهای جماعت است، و این به معنای بروز برکات نماز در سطح همکاری و همدلی اجتماعی است. بی‌شک، این فریضه نیز با همه‌ی اتکالش به عامل درونی یعنی توجه و ذکر و حضور، همچون دیگر واجبات دینی، ناظر به همه‌ی عرصه‌ی زندگی انسان است و نه به بخشی از آن، یعنی زندگی فردی و شخصی هر کس؛ و آن‌جا که پای فعالیت و نشاط دسته‌جمعی افراد جامعه به میان می‌آید، نماز، همچون گرم‌ترین و پرشورترین عبادت دسته‌جمعی، نقش بزرگی را بر عهده می‌گیرد. مظهر این خصوصیت، همین نمازهای جماعت پنج‌گانه و نماز جمعه و نمازهای عید است. (۱۰/۶/۱۳۷۳)

جوان و پرداختن به معارف دینی

در محیط دانشجوییِ جوان، پرداختن به معارف دینی، پرداختن به الگوهای دینی، توسلات به پروردگار، توسلات به ائمه (علیهم‌السلام)، خواندن دعای عرفه، برگزاری مراسم اعتکاف و خواندن نماز جماعت، بسیار خوب است. (۱۹/۲/۱۳۸۴)

مساجد را رها نکنید

خودسازی باید بکنید. مساجد را رها نکنید. نیروی مقاومت بسیج، بهترین جایی که دارد، همین مساجد است. منتها مساجد را مسجد نگه دارید. با امام جماعت مسجد، با عبادت کنندگان مسجد و با مؤمنینی که در مسجدند، برادرانه، صمیمی باشید (که به حمدالله هستید) و آن را حفظ کنید و بیشتر کنید.

اول وقت، نماز را به جماعت، پشت سر پیش‌نماز هر مسجدی که در آن هستید، بخوانید. در مراسم دینی مسجد و تبلیغات آن شرکت کنید. در مراسم دعا و قرآن و مراسم مذهبی شرکت کنید. شما و امام جماعت آن مسجد (هر کس که هست) مشترکاً مسجد را حفظ کنید. برای مسجد، جاذبه درست کنید تا بچه‌ها، جوانان و زن و مرد محله، مجذوب مسجدی شوند که شما در آن هستید و بیایند. مسجد، پایگاه بسیار مهمّی است. (۲۷/۸/۱۳۷۱)

تا می‌توانید نافله بخوانید!

خدای متعال، آن‌ها را ملت برگزیده قرار داده بود؛ اما چون به خدا غرّه شدند و وظایف خودشان را انجام ندادند، خدای متعال درباره‌ی آن‌ها فرمود: «ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ وَ الْمَسْکَنَهُ». آن‌ها همان‌هایی هستند که خدای متعال در چند جای قرآن تصریح کرده که من این‌ها را مردمان برگزیده قرار دادم؛ « أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعالَمینَ»؛ اما همین‌ها، با عمل بد خود، کاری کردند که خدای متعال درباره‌ی آن‌ها فرمود: «ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ وَ الْمَسْکَنَهُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ »، و مورد خشم الهی قرار گرفتند. غرّه شدن به خدا، این چیزها را دنبال خودش دارد. بایستی به خودمان، دلمان و جانمان و به شستشوی روانی خودمان بپردازیم و وظایف سنگین، ما را غافل نکند. البته، راه باز است؛ همین نمازهای پنج‌گانه، همین امکان دعا، همین نافله، همین نماز شب؛ همه از راه‌های به خود پرداختن است؛ این راه‌ها را در مقابل ما باز گذاشته‌اند. اگر تنبلی نکنیم، می‌شود؛ آن وقت انسان اعتلاء و نورانیت پیدا می‌کند و کارهایش برکت پیدا می‌کند. (۲۹/۳/۱۳۸۵)

پدران و مادران، نسبت به نماز فرزندان خود مخصوصاً نوجوانان، مسوولیت دارند.

انس با نماز

توصیه‌ی موکد اینجانب به همه و به ویژه جوانان آن است که خود را با نماز، مأنوس و از آن بهره‌مند سازند. یعنی این که نماز را با توجه به معنی و با احساس حضور در محضر پروردگار متعال جلّت عظمته، به جای آورند و این کار را با تمرین، بر خود هموار و آسان سازند و تا بتوانند نوافل، مخصوصاً نافله‌ی نمازهای صبح و مغرب را نیز ادا کنند. و اگر هنوز در میان کسان و نزدیکان و دوستان آنان، کسی هست که خود را از فیض نماز محروم کرده باشد، او را از این گناه بزرگ و خسارت عظیم بازدارند؛ و این کار را با زبان خوش و رفتار حکیمانه انجام دهند، البته پدران و مادران، نسبت به نماز فرزندان خود مخصوصاً نوجوانان، مسوولیت بیشتری دارند. (۱۴/۶/۱۳۷۴)

وظایف فرهنگ و هنر در اقامه نماز از نگاه مقام معظم رهبری

وظایف فرهنگ و هنر در اقامه نماز

مطالبات مقام معظم رهبری از “صدا و سیما” و “وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی” در پیام‌های به اجلاس نماز

الف) نهادهای فرهنگی

نشان دادن گوهر نماز

وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات و صداوسیما از هنر به‌ویژه هنر سینما برای نشان دادن گوهر نماز و چهره نماز‌گزار بهره بگیرند. [۱]

توجه به نماز در همایش‌ها

در گردهمایی‌های علمی و فرهنگی و آموزشی و تبلیغی، نماز را در وقت خود همچون الهام‌بخش صداقت و هدایت به‌جای آورند. [۲]

همکاری با ستاد اقامه نماز

گزارش‌ها، گویای آن است که از سال گذشته تاکنون قدم‌های عملی قابل تقدیری در این راه برداشته شده است؛ ولی این از آنچه حق عظیم نماز در ایران اسلامی می‌‌‌طلبد بسی کمتر است. ان‌شاءلله همکاری همه دستگاه‌‌‌های اسلامی، اعم از آموزش و پرورش و دانشگاه‌‌‌ها و صداوسیما و سازمان تبلیغات اسلامی و مطبوعات و دیگر نهادها و سازمان‌‌‌های مؤثر بتوانند شما را در مقصود مقدستان یاری دهد. [۳]

توجه ویژه به ترویج نماز

تلاش‌های فرهنگی و هنری و برنامه‌‌‌ریزی‌های آموزشی و غیره، همه باید به‌گونه‌‌‌ای طراحی و اجرا شود که نماز، با کیفیت مطلوب، روزبه‌روز در میان مردم به‌ویژه جوانان و نوجوانان رونق گیرد و همه به‌راستی از این چشمه‌‌‌ پاکی و روشنی بهره‌‌‌مند گردند. بی‌‌‌شک دستگاه‌های متعدد امور فرهنگی و آموزشی و صداوسیما و دست‌اندرکاران اداره‌‌‌ مساجد، بیش از دیگران باید احساس مسئولیت کنند.[۴]

ب) صداوسیما

ترویج اولویت‌دهی به نماز

رسانه‌‌‌ها و به‌خصوص صداوسیما با شیوه‌‌‌های گوناگون، نماز را معرفی و یادآوری کنند. همه‌‌‌جا و همیشه در رادیو و تلویزیون، نماز در اولویت گذاشته شود، و شوق ایمان و عطش یاد خدا در دل‌ها پدید آید. [۵]

آموزش نماز و رازهای آن

در صداوسیما، نماز همچون موضوعی که باید به همه آموخت، تلقی گردد و در برنامه‌‌‌ای جداگانه یا در دل برنامه‌های گوناگون، از آن سخن رود، و اعماق و رازها و درس‌های آن برای همه مردم بیان گردد. [۶]

ترویج هنری نماز

از برترین شیوه‌‌‌‌‌‌ها و فنی‌‌‌ترین و هنری‌‌‌ترین ابزارها باید بهره گرفته شود. نمایش نماز جماعت مهجوری، با جمع معدودی، آن‌هم از فرسودگان بی‌‌‌نشاط، ترویج نماز جماعت نیست؛ همچنان‌که پخش صدای اذان از رسانه‌‌‌های صوت و تصویر، کافی نیست. جوان‌های ما هزاران صف جماعت پرشور و حال در سراسر کشور تشکیل می‌‌‌دهند؛ مردم زیادی از آنان که فیلم‌‌‌های سینمایی در گزارش واقعیت‌‌‌های زندگی آنان ساخته می‌‌‌شود، اهل نماز و نیاز و تهجدند؛ حنجره‌‌‌‌‌‌های بسیاری ازروی ایمان و تعبد در هنگام اذان، صدا به این سرود معنوی بلند می‌‌‌کنند؛ گروه‌های انبوهی در هنگام نماز از کار روزانه دست کشیده، به مسجد رو می‌‌‌آورند؛ اینها می‌‌‌تواند در ساخت‌های هنری، چهره زیبا و ترغیب‌کننده این فریضه نجات‌بخش را به همه نشان دهد.[۷]

همکاری با ستاد اقامه نماز

گزارش‌ها، گویای آن است که از سال گذشته تاکنون قدم‌های عملی قابل تقدیری در این راه برداشته شده است؛ ولی این از آنچه حق عظیم نماز در ایران اسلامی می‌‌‌طلبد بسی کمتر است. ان‌شاءلله همکاری همه دستگاه‌‌‌های اسلامی، اعم از آموزش و پرورش و دانشگاه‌‌‌ها و صداوسیما و سازمان تبلیغات اسلامی و مطبوعات و دیگر نهادها و سازمان‌‌‌های مؤثر بتوانند شما را در مقصود مقدستان یاری دهد. [۸]

نشان دادن گوهر نماز

وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات و صدا و سیما از هنر به‌ویژه هنر سینما برای نشان دادن گوهر نماز و چهره نماز‌گزار بهره بگیرند. [۹]

توجه ویژه به ترویج نماز

تلاشهای فرهنگی و هنری و برنامه‌‌‌ریزی‌‌‌های آموزشی و غیره، همه باید به گونه‌‌‌ای طراحی و اجرا شود که نماز، با کیفیت مطلوب، روز به روز در میان مردم به‌‌‌ویژه جوانان و نوجوانان رونق گیرد و همه به راستی از این چشمه پاکی و روشنی بهره‌‌‌مند گردند. بی‌‌‌شک دستگاه‌‌‌های متعدد امور فرهنگی و آموزشی و صدا و سیما و دست اندرکاران اداره مساجد، بیش از دیگران باید احساس مسئولیت کنند.[۱۰]

ج) هنرمندان

استفاده از زبان هنر

فلسفه نماز و تحلیل رازها و رمزهای آن با زبان هنر، در معرض دید همگان قرار گیرد تا هرکس به‌قدر ظرفیت خود از آن متمتع گردد.[۱۱]

کاری شایسته

هنرمندان عزیز با زبان شعر و قصه و نقاشی و جز اینها، و با آفرینش آثار هنری باکیفیت، بلکه برجسته، دست چیره هنر را به کاری چنین شایسته [ترویج نماز] مشغول سازند. [۱۲]

ترویج هنری نماز

از برترین شیوه‌‌‌‌‌‌ها و فنی‌‌‌ترین و هنری‌‌‌ترین ابزارها باید بهره گرفته شود. نمایش نماز جماعت مهجوری، با جمع معدودی، آن‌هم از فرسودگان بی‌‌‌نشاط، ترویج نماز جماعت نیست. همچنان‌که پخش صدای اذان از رسانه‌‌‌های صوت و تصویر، کافی نیست. جوان‌های ما هزاران صف جماعت پرشور و حال در سراسر کشور تشکیل می‌‌‌دهند، مردم زیادی از آنان که فیلم‌‌‌های سینمایی در گزارش واقعیت‌‌‌های زندگی آنان ساخته می‌‌‌شود، اهل نماز و نیاز و تهجدند، حنجره‌‌‌‌‌‌های بسیاری از روی ایمان و تعبّد در هنگام اذان، صدا به این سرود معنوی بلند می‌‌‌کنند، گروه‌های انبوهی در هنگام نماز از کار روزانه دست کشیده، به مسجد رو می‌‌‌آورند، این‌ها می‌‌‌تواند در ساخت‌های هنری، چهره زیبا و ترغیب کننده این فریضه نجات بخش را به همه نشان دهد. [۱۳]

پرسشی مهم از اهالی فرهنگ

اکنون این سؤال بسیار جدّی و مهم برای اینجانب مطرح است، که مسئولان اجرایی مخاطب این مطالبات تا چه حدّ به وظیفه خود عمل کرده‌‌‌اند؟ صدا و سیما، … وزارت ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، مراکز تولید سینمایی …‌‌‌ و دیگران، چه اندازه وظیفه‌‌‌ای را که در این پیام از آنان، خواسته شده است به انجام رسانده‌‌‌اند؟[۱۴]

کلیدواژه‌ها: مقام معظم رهبری، صدا و سیما، فرهنگ، هنر، وزارت ارشاد، اقامه نماز، مطالبات مقام معظم رهبری.


[۱]. پیام به سومین اجلاس نماز،۱۶/۶/ ۱۳۷۲.

[۲]. همان.

[۳]. پیام به دومین اجلاس نماز،۲۱/۶/ ۱۳۷۱.

[۴]. پیام به بیست و یکمین اجلاس نماز،۱۳/۶/ ۱۳۹۱.

[۵]. پیام به اولین اجلاس نماز،۱۶/۷/ ۱۳۷۰.

[۶]. پیام به چهارمین اجلاس نماز،۱۰/۶/ ۱۳۷۳.

[۷]. پیام به یازدهمین اجلاس نماز،۱۵/۶/ ۱۳۸۰.

[۸]. پیام به دومین اجلاس نماز،۲۱/۶/ ۱۳۷۱.

[۹]. پیام به سومین اجلاس نماز،۱۶/۶/ ۱۳۷۲.

[۱۰]. پیام به بیست و یکمین اجلاس نماز،۱۳/۶/ ۱۳۹۱.

[۱۱].  پیام به اولین اجلاس نماز،۱۶/۷/ ۱۳۷۰.

[۱۲]. پیام به سومین اجلاس نماز،۱۶/۶/ ۱۳۷۲.

[۱۳]. پیام به یازدهمین اجلاس نماز،۱۵/۶ /۱۳۸۰.

[۱۴]. همان.

{mospagebreak}

وظایف همگانی در قبال نماز از منظر مقام معظم رهبری

وظایف همگانی در قبال نماز از منظر مقام معظم رهبری

توجه به برکات عظیم مسجد

هیچ‌یک از ما نباید و نمی‌‌‌توانیم خطری را که از کمبود مسجد یا ضعف و نارسایی مساجد، جامعه و جوانان و خانواده‌‌‌ها و نسل‌‌‌های آینده را تهدید می‌‌‌کند، غافل بمانیم و خود را از برکات عظیمی که مسجدِ طراز اسلامی به کشور و نظام و مردم هدیه می‌‌‌کند، محروم سازیم. [۱]

ساخت مسجد

نخستین مطلب مهم، بنای مسجد و حضور روحانی شایسته در آن است. هم‌اکنون با وجود ده‌ها هزار مسجد در کشور، جای هزاران مسجد دیگر در روستاها، شهرها، شهرک‌ها و مجتمع‌‌‌های مسکونی خالی است. دسترسی آسان به مسجد، نیاز ضروری مؤمنان و جوانان و نوجوانان ماست.[۲]

عمران و آبادی مسجد

عمران مساجد و پرداختن به آرایه‌‌‌های معنوی و ظاهری آن، وظیفه همگان است و هرکسی به‌اندازه توان و همت باید در آن سهیم گردد. مردم، شهرداری‌‌‌ها و دستگاه‌‌‌های دولتی هریک در آن باید سهمی ایفا کنند، و روحانی دانا و مسئولیت‌‌‌پذیر و پرهیزگار می‌‌‌تواند و می‌‌‌باید محور این منظومه تلاش مقدس باشد.[۳]

اهتمام به نماز جماعت

مردم، مساجد را با حضور در نمازهای جماعت که بهترین شیوه نماز گزاردن است، رونق بخشند. [۴]

همه‌جا مسجد است

مردم، هر زمین پاکیزه و مناسبی را به هنگام درآمدن وقت نماز، مسجد به‌شمار آورند و در آن به نماز بایستند. [۵]

تولیداتی برای تمام جهان

احکام فقهی نماز به‌صورت آسان و روان منتشر شود و جزوه‌‌‌ها و نوارهای صوتی و تصویری مناسب برای فرستادن به میان ملت‌‌‌های دیگر، آماده گردد. [۶]

پخش نوای اذان

اذان از حنجره اشخاص خوش‌صدا در همه‌‌‌جا پخش شود و هیچ شهر و محله‌‌‌ای محروم از آهنگ اذان نماند. [۷]

توجه به مسجد

مساجد، به شکل شایسته غبارروبی شود و خدمت به مسجد، کاری مردمی و همگانی شمرده شود. [۸]

برنامه‌ریزی برای اقامه نماز

در همه اجتماعات با فرارسیدن وقت نماز، نماز به‌پا داشته شود، و اجتماعاتی که به‌خاطر انبوهی آن یا به هر جهت دیگر قادر به این کار نیستند، برنامه زمان‌بندی آنها جوری تنظیم شود که با وقت نماز تصادف پیدا نکند. [۹]

فضاسازی نمازی در کشور

وضع شهرها و روستاهای کشور را جوری کنید که هرکس که تازه وارد آن می‌‌‌شود، آن را محیط اهتمام به نماز و جایگاه اقامه آن بداند. [۱۰]

مقدم داشتن نماز

همگان، نماز را که داروی شفابخش روح و مایه صفا و آرامش و نورانیت است، بر همه کارهای دیگر مقدم دارند و در هیچ شرایطی خود را از آن محروم نسازند و هرگز به بهانه مشغله و گرفتاری، این حضور رهایی‌بخش در محضر آفریدگار رحیم و کریم و عزیز را از دست ندهند.[۱۱]

توجه به مفاهیم نماز

همه آحاد نمازگزار باید سعی کنند که نماز را با توجه به معانی کلمات بخوانند، یعنی در نماز با خدای عزیز و رحیم سخن بگویند. این است آن سرچشمه فیضی که جان نمازگزار را سیراب می‌‌‌کند. البته این حقیقت نباید دستاویزی برای نفس بهانه‌گیر باشد که اگر توفیق چنین توجه و حضوری نیافت، نماز را ترک کنند. نماز در هر صورت، واجب و فریضه است، و تارک نماز بزرگ‌ترین فرصت ارتباط با خداوند سبحان را از دست می‌‌‌دهد.[۱۲]

کلیدواژه‌ها: مقام معظم رهبری، وظایف عمومی، مسجد، اذان، برنامه ریزی، اقامه نماز، مطالبات مقام معظم رهبری.


[۱]. پیام به نوزدهمین اجلاس نماز،۱۸/۷/ ۱۳۸۹.

[۲]. همان.

[۳]. همان.

[۴]. پیام به سومین اجلاس نماز،۱۶/۶/ ۱۳۷۲.

[۵]. همان.

[۶]. پیام به ششمین اجلاس نماز،۳۱/۶/ ۱۳۷۵.

[۷]. همان.

[۸]. همان.

[۹]. همان.

[۱۰]. همان.

[۱۱]. پیام به هفتمین اجلاس نماز،۷/۷/ ۱۳۷۶.

[۱۲]. پیام به هشتمین اجلاس نماز،۱۸/۶/ ۱۳۷۷.

وظایف مسئولان عمرانی در مورد نماز

چند وظیفه مسئولان عمرانی در راستای اقامه نماز در پیام‌های مقام معظم رهبری

لزوم ساخت مسجد در اماکن عمومی

مسجد، مرکز و کانون اصلی است. در بنای شهر و روستا، در مدرسه و دانشگاه، در مراکز جمعیتی از بازارهای کسب و کار تا فرودگاه‌‌‌ها و جاده‌‌‌ها و پایانه‌‌‌های سفری و تا آسایش‌‌‌ها و بیمارستان‌‌‌ها و بوستان‌‌‌ها و گردشگاه‌‌‌ها، در همه و همه باید مسجد را همچون قطب و محور بنا نهاد.[۱]

لزوم پیوست مسجد در پروژه­های عمرانی

همه کارهاى مهندسى بزرگ بایستى یک پیوست مسجد و نمازخانه داشته باشد. وقتى مترو طراحى می‌‌‌کنیم، براى ایستگاه مترو، مسجد در آن ملاحظه شود؛ ایستگاه قطار طراحى می‌‌‌کنیم، فرودگاه طراحى می‌‌‌کنیم، مسجد در آن حتماً دیده شود. شهرک طراحى می‌‌‌کنیم، مسجد در مراکز لازم که ممکن است بیش از یکى لازم باشد، در او حتماً ملاحظه شود. آیا ممکن است ما یک شهرک را طراحى کنیم، خیابان‏کشىِ او را فراموش کنیم؟ می‌‌‌شود شهرکِ بدون خیابان؟ با این چشم باید به مسجد نگاه کرد. شهرک بدون مسجد معنى ندارد. وقتى انبوه‏سازان ساختمان می‌‌‌خواهند مجوز بگیرند براى انبوه‏سازى و ساختمان بسازند، در نقشه‏اى که ارائه می‌‌‌دهند که مجوز براساس او صادر می‌‌‌شود، باید نمازخانه دیده شود. ما باید با نمازخانه این‌جورى برخورد کنیم.[۲]

ساخت نمازخانه

در همه مراکز عمومی، مدارس، دانشگاه‌ها، کارخانه‌‌‌ها، سربازخانه‌‌‌ها، فرودگاه‌ها، ایستگاه‌های قطار، ادارات دولتی و امثال آن، جایگاه‌های مناسبی برای نماز پیش‌‌‌بینی شود. [۳]

ساخت نمازخانه و مسجد

در همه بناهای عمومی و جای‌هایی که همواره به طبع حال،‌‌‌ مردمی در آن گرد می‌‌‌آیند؛ مانند فرودگاه‌‌‌ها و ایستگاه‌های قطار و بندرها و عزیمتگاه‌‌‌های خودروهای همگانی و ادارات دولتی و بوستان‌های شهری و مانند اینها، نمازخانه‌‌‌ها یا مساجدی بنا کنند. [۴]

ساخت مساجد در راه­ها

در میان جاده‌های بیابانی، مسجد به‌قدر کافی ساخته شود. [۵]

اولویت­دهی به مسجد

در شهرها و شهرک‌‌‌هایی که تازه ساخته می‌‌‌شود، مسجد جامع، نخستین بنا و مرکز حقیقی شهر قرار گرفته و ساخته شود. [۶]

پرسشی مهم از مسئولان عمرانی

اکنون این سؤال بسیار جدی و مهم برای این‌جانب مطرح است که مسئولان اجرایی مخاطب این مطالبات تا چه حد به وظیفه خود عمل کرده‌‌‌اند؟ … مدیریت‌‌‌های شهری و دیگران، چه اندازه وظیفه‌‌‌ای را که در این پیام از آنان خواسته شده است به انجام رسانده‌‌‌اند؟[۷]

کلیدواژه‌ها: مقام معظم رهبری، مسئولان عمرانی، اقامه نماز، مطالبات مقام معظم رهبری.


[۱]. پیام به بیستمین اجلاس نماز،۱۹/۷/ ۱۳۹۰.

[۲]. بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در هفدهمین اجلاس نماز،۲۹/۸/ ۱۳۸۷.

[۳]. پیام به اولین اجلاس نماز،۱۶/۷/ ۱۳۷۰.

[۴]. پیام به سومین اجلاس نماز،۱۶/۶/ ۱۳۷۲.

[۵]. پیام به ششمین اجلاس نماز،۳۱/۶/ ۱۳۷۵.

[۶]. همان.

[۷]. پیام به یازدهمین اجلاس نماز،۱۵/۶/ ۱۳۸۰.

{mospagebreak}

احادیث درباره نماز

معراج مؤمن

پیامبر (ص ) : الصلوه ، معراج المؤمن نماز، معراج مؤمن است .( کشف الاسرار، ج ۲، ص .۶۷۶ سرالصلوه ، ص ۷، اعتقادات مجلسی ، ص ۲۹ )

*********احادیث نماز*********

نماز نور مؤمن

پیامبر (ص ) : الصلوه نور المؤمن نماز نور مؤمن است .( شهاب الاخبار، ص .۵۰ نهج الفصاحه ، ص ۳۹۶ )

*********احادیث نماز*********

نشانه ایمان

پیامبر (ص ) : علم الایمان الصلوه علامت و نشانه ایمان نمازاست .( شهاب الاخبار، ص ۵۹ )

*********احادیث نماز*********

نماز ستون دین

پیامبر (ص ) : الصلوه عماد دینکم نماز، پایه و ستون دین شماست .( میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۷۰ )

*********احادیث نماز*********

تقرب به وسیله نماز

امام کاظم (ع ) : افضل ما یتقرب به العبد الی الله بعد المعرفه به ، الصلوه بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی تقرب پیدا می کند، نماز است .( تحت العقول ، ص ۴۵۵ )

*********احادیث نماز*********

پرچم اسلام

پیامبر (ص ) : علم الاسلام الصلاه نماز، پرچم اسلام است .( کنز العمال ، ج ۷، ص ,۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷ )

*********احادیث نماز*********

نماز وسیله تقرب مؤمن

پیامبر (ص ) : ان الصلوه قربان المؤمن همانانماز خواندن وسیله نزدیکی مؤمن به خداست .( کنز العمال ، حدیث ۱۸۹۰۷ )

*********احادیث نماز*********

نماز و پایه های دین

امام باقر (ع ) : بنی الاسلام علی خمس : الصلوه و الزکوه و الصوم و الحج و الولایه اسلام بر روی پنج پایه بنا شده است : نماز، روزه ،زکات ، حج ، ولایت .( کافی ، ج ۲، ص ۱۷ )

*********احادیث نماز*********

اهل بیت (ع) و اقامه نماز

امام حسین (ع ) : “الذین ان مکنا هم فی الارض اقاموا الصلاه ” قال : هذه فینا اهل البیت (در تفسیر آیه ) “کسانی که اگر ما به آنها در زمین قدرت و حکومت دهیم ،نماز را به پا می دارند” فرمود: این در مورد ماخاندان اهل بیت است .( بحار الانوار، ج ,۲۴ ص ۱۶۶ )

********احادیث نماز*********

نماز آخرین توصیه انبیاء

امام صادق (ع ) : احب الاعمال الی الله – عز وجل – الصلوه و هی اخر وصایا الأنبیاءنماز، بهترین کارها نزد خداوند و آخرین وصیتهای پیامبران الهی است .( میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۹۷ )

*********احادیث نماز*********

جایگاه نماز

پیامبر (ص ) : موضع الصلوه من الدین کموضع الرأس من الجسدجایگاه نماز در دین ، مانند جایگاه سر در بدن است .( کنز العمال ، ج ۷، حدیث ۱۸۹۷۲ )

*********احادیث نماز*********

سیمای دین

امام علی (ع ) : لکل شی ء وجه و وجه دینکم الصلاه هر چیز دارای سیماست ، سیمای دین شما نماز است .( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۲۲۷ )

*********احادیث نماز*********

وصیت امیرالمؤمنین (ع )

امام علی (ع ) : الله ، الله فی الصلوه ، فانها عموددینکم خدا را، خدا را درباره نماز، چرا که ستون دین شماست .( نهج البلاغه ، نامه ها، ص ۴۷ )

*********احادیث نماز*********

کلید بهشت

پیامبر (ص ) : الصلوه مفتاج الجنه نماز کلید بهشت است .( نهج الفصاحه ، حدیث ۱۵۸۸ )

*********احادیث نماز*********

تداوم نماز و انتظار

پیامبر (ص ) : لا یزال العبد فی صلوه ما انتظر الصلوه بنده مادام که منتظر نماز است در حال نماز است .( نهج الفصاحه ، ص ,۵۲۷ حدیث ۲۵۳۸ )

*********احادیث نماز*********

روشنایی چشم پیامبر (ص)

پیامبر (ص ) : قره عینی فی الصلاه روشنی چشم من در نماز است .( نهج الفصاحه ، ص ,۲۸۳ حدیث .۱۳۴۳ بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۱۹۳ )

*********احادیث نماز*********

نماز و خدمت

امام صادق (ع ) : ان طاعه الله خدمته فی الارض فلیس شی ء من خدمته یعدل الصلاه پیروی و اطاعت از پروردگار خدمت کردن به او در زمین است وهیچ چیز در خدمت به پروردگار معادل نماز نیست .( میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۱۸ )

*********احادیث نماز*********

حقیقت نماز

پیامبر (ص) : مثل الصلاه مثل عمود الفسطاط، اذا ثبت العمودثبتت الاطناب و الاوتاد و الغشاء، و اذا انکسر العمود لم ینفع وتد و لا طنب و لاغشاءمثل نماز مانند مثل ستون خیمه است ، هرگاه ستون ثابت باشد طنابها و میخهاو پرده ها ثابت و سودمند خواهند بود و هرگاه ستون بکشند و در هم فرو ریزد، نه میخ نافع است و نه ریسمان سودی دارد و نه پرده ای اثری خواهد داشت .( من لایحضره الفقیه ، ج ۱، شماره ۶۳۹ )

*********احادیث نماز*********

بهترین اعمال در قیامت

امام صادق (ع ) : ان افضل الاعمال عند الله یوم القیامه ، الصلوه همانا بهترین عمل در روز قیامت نزد خداوند، نماز است .( مستدرک الوسائل ، ج ۳، ص ۷ )




تاکید آیت الله سید علی آقا قاضی (ره)/ نماز واجب در اول وقت و تضمین عجیب ایشان

مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می فرمودند: « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند. »

مطالب زیر گزیده ای از توصیه ها و وصایای آیت الله سید علی اقا قاضی طباطبایی(ره) است که به شاگردان و اطرافیان خود فرموده اند و ما آن ها را به اختصار ذکر می نماییم. باشد که کلامش چون صاعقه ای بر قلبمان بدرخشد و راهنمایمان در تاریکی ها باشد.

نماز

شما را سفارش می کنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، ۵۱ رکعت است؛ پس اگر نتوانستید، ۴۴ رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [ نماز اهل انابه و توبه هشت رکعت هنگام زوال است ].

مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می فرمودند: « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند. »

مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند: روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش کند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: « به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند. »بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است.

اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه کبری سلام الله علیها که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود.

دعا در قنوت نماز
آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند: « اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی یبلغنی إلی حبّک واجعل حبّک احبّ الاشیاء إلی. »

قرآن
آیت الله نجابت می فرمودند: آیت الله میرزا علی قاضی به مرحوم آیت الله شیخ علی محمد بروجردی (از شاگردان برجسته آقای قاضی) فرموده بودند که: « هیچ گاه از قرآن جدا مشو و ایشان تا آخر عمر بر این سفارش آقای قاضی وفادار و پایبند بود. هر وقت از کارهای ضروری و روزمره فارغ می شد، قرآن می خواند و با قرآن بود. »

آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « چند سفارش ایشان عبارت است از: اول روخوانی قرآن. می فرمودند قرآن را خوب و صحیح بخوانید. توصیه دیگر ایشان راجع به دوره تاریخ اسلام بود. می فرمودند یک دوره تاریخ اسلام را از ولادت حضرت پیغمبر(ص) تا ۲۵۵ هـ.ق یا ۲۶۰ هـ.ق بخوانید. و بعد از عمل به این ها می فرمودند برو نمازشب بخوان! »

آیت الله قاضی در نامه ای به آیت الله طباطبایی می فرمودند: « دستورالعمل، قرآن کریم است؛ فیه دواء کل دواء و شفاء کل عله و دوا کل غله علماً و عملاً و حالاً. آن قره العیون مخلصین را همیشه جلوی چشم داشته باشید و با آن هادی طریق مقیم و صراط مستقیم سیر نمایید و از جمله سیرهای شریف آن قرائت است به حسن صورت و آداب دیگر، خصوص در بطون لیالی…»

و نیز:« بر شما باد به قرائت قرآن کریم در شب با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن نوشیدنی و شراب مؤمنان است. تلاوت قرآن کمتر از یک جزء نباشد. »

نماز شب

« اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که می خواهد به کمال دست یابد و در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب. »

علامه طباطبایی می فرمودند: « چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! »

حاج سید هاشم حداد می فرمودند: « مرحوم آقا خودش این طور بود و به ما هم این طور دستور داده بود که در میان شب وقتی برای نماز شب برمی خیزید، چیز مختصری تناول کنید، مثلاً چای یا دوغ یا یک خوشه انگور یا چیز مختصر دیگری که بدن شما از کسالت بیرون آید و نشاط برای عبادت داشته باشید. »

توسل به ائمه اطهار(ع)

آیت الله سید علی آقا قاضی در یکی از نامه هایش چنین مرقوم فرمودند: « …. و تمام طرق …. توسل به ائمه أطهار(ع) و توجه تام به مبدأ است. چونکه صد آمد، نود هم پیش ما است. با دراویش و طریق آنها کاری نداریم. طریقه، طریقه علما و فقها است، با صدق و صفا. »

توسل به حضرت سیدالشهدا(ع)

محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد.سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است.

دعا برای فرج امام زمان(ع)

از آن چیزها که بسیار لازم و با اهمیت است دعا برای فرج حضرت حجت ـ صلوات الله علیه ـ در قنوت نماز وتر است بلکه در هر روز و در همه دعاها.

دل هیچ کس را نرنجانید!

دیگر آن که، گر چه این حرفها آهن سرد کوبیدن است، ولی بنده لازم است بگویم اطاعت والدین، حسن خلق، ملازمت صدق، موافقت ظاهر با باطن و ترک خدعه و حیله و تقدم در سلام و نیکویی کردن با هر برّ و فاجر، مگر در جایی که خدا نهی کرده. الله الله الله که دل هیچ کس را نرنجانید!
تا توانی دلی بدست آور دل شکستن هنر نمی باشد

رفع ناراحتی های روحی

آن مرحوم در هنگام اضطراب و ناراحتی های روحی، خواندن این کلمات را سفارش می کردند: « لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی من أن یحضرون إن الله هوالسمیع العلیم: هیچ معبودی جز خداوند یکتای بی شریک وجود ندارد و ستایش و حکومت مخصوص اوست و او بر هر کاری تواناست. از وسوسه های شیاطین به خدا پناه می برم و به تو پناه می برم ای پروردگارم از این که نزد من حاضر شوند. همانا خداوند شنوا و داناست. »

حق الناس
آیت الله نجابت نقل می کند: وقتی که بنده مشرف شدم خدمت ایشان فرمودند: « هر حقی که هر کس بر گردن تو دارد باید ادا کنی. خدمت ایشان عرض کردم:مدتی قبل در بین شاگردهایم که نزد بنده درس طلبگی می خواندند، یکی خوب درس نمی خواند. بنده ایشان را تنبیه کردم. اذن از ولیّ او هم داشتم در تربیت. در ضمن این جا هم نیست که از او طلب رضایت کنم. می فرمودند: « هیچ راهی نداری، باید پیدایش کنی. گفتم آدرس ندارم، گفتند باید پیدا کنی.

آقای قاضی فرمودند : هر حقی که برگردنت باشد تا ادا نکنی باب روحانیت، باب قرب، باب معرفت باز شدنی نیست. یعنی این ها همه مال حضرت احدیت است. و حضرت احدیت رضایت خود را در راضی شدن مردم قرار داده است

اوراد و اذکار معمول

بر شما باد به التزام به وردهای معمول که در دسترس هر یک از شماست؛ و سجده معهوده از ۵۰۰ مرتبه تا هزار بار.

رفتن به مساجد

زیارت مشهد اعظم ـ برای کسی که مجاور آنجاست ـ در هر روز، و رفتن به مساجد معظمه در حد امکان و همین طور سایر مساجد، همانا مؤمن در مسجد مانند ماهی در آب است!

زیارت برادران مومن

زیاد به زیارت و دیدار برادران نیک سیرت بروید، چرا که آنها برادران شما در پیمودن راه و رفیق در مشکلات هستند.

رفع گرفتاری

علامه لاهیجانی انصاری روزی از ایشان پرسیدند که در مواقع اضطرار و گرفتاری چه در امور دنیوی و یا در امور اخروی و بن بست کارها به چه ذکری مشغول شویم تا گشایش یابد؟ در جواب فرمودند: « پس از ۵ بار صلوات و قرائت آیه الکرسی در دل خود بدون آوردن به زبان بسیار بگو:

« اللهم اجعلنی فی درعک الحصینه التی تجعل فیها من تشاء : بار پروردگارا! مرا در حصن و پناهگاه خود و در جوشن و زره محکمت قرار بده که در آن هر کس را که بخواهی قرار می دهی تا گشایش یابد. »

حدیث عنوان بصری

آیت الله سید محمد حسین حسینی تهرانی در کتاب روح مجرد می فرمایند: « آقای قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های مادی و طبعی و شهوی و غضبی که غالباً از کینه و حرص و شهوت و غضب و زیاده روی در تلذذات بر می خیزد، روایت عنوان بصری را دستور می دادند به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوک إلی الله، تا آن را بنویسند و بدان عمل کنند. یعنی یک دستور اساسی و مهم، عمل طبق مضمون این روایت بود. و علاوه بر این می فرموده اند باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته ای یکی، دو بار آن را مطالعه نمایند. »

دعای کمیل و زیارت جامعه

آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « ایشان خصوصاً سفارش می کردند که دعای کمیل را در شب های جمعه بخوانید و خواندن زیارت جامعه ( در اواخر مفاتیح الجنان مذکور است ) را در روزهای جمعه تأکید داشتند. »


حضور قلب
حجت الاسلام آقای دکتر مرتضی تهرانی می فرمایند: « آیت الله قاضی در پاسخ شخصی که از ایشان تقاضای سفارش کرد، فرمودند:

قلم و کاغذ از جیبت درآور و بنویس:
سررشته دولت ای برادر به کف آر وین عمر گرانمایه به خسران مسپار
یعنی همه جا با همه کس در همه جا می دار نهفته چشم دل جانب یار
توصیه به توبه و استغفار

برادران عزیزم! ـ خداوند متعال شما را برای طاعتش موفق نماید ـ هشیار باشید که به ماههای حرام وارد شده ایم، پس چه بزرگ است و تمام نعمتهای باری تعالی بر ما؛ پس قبل از هر چیز بر ما واجب و لازم است که توبه نمائیم با شرائط لازم و نمازهای ویژه، سپس از گناهان کبیره و صغیره به قدر توان دوری نماییم.
پس شب جمعه ـ یا روز شنبه ـ نماز توبه بخوانید ـ شب جمعه یا روز آن ـ سپس روز یکشنبه از روز دوم ماه اعاده کنید آن را. سپس ملازم باشید به مراقبه صغری و کبری و محاسبه و معاقبه نفس به آنچه که شایسته و لازم است. [ منظور از مراقبه صغری، محاسبه نفس است از جهت صدور گناه و خطا حتی ترک مستحبات و ارتکاب مکروهات و مراقبه کبری، دوام ذکر و توجه و عدم غفلت در حد امکان ]. پس همانا در آن یادآوری برای کسی است که اراده دارد متذکر شود یا از خدا بترسد. سپس به دلهایتان توجه نمائید و مرضهایی که در اثر گناه است مداوا کنید و به وسیله استغفار، عیبهای بزرگ تان را کوچک و کم نمائید.

« مرحوم قاضی به همه سفارش می کردند این ذکر را قرائت کنند: استغفر الله الذی لا اله الا هو من جمیع ظلمی و جوری و إسرافی علی نفسی و أتوب إلیه: از خداوند که معبودی جز او نیست به خاطر تمامی ظلم ها و گناهانم و ستمی که بر خود روا داشته ام طلب بخشش می کنم و به سوی او باز می گردم. »

برآورده شدن حاجت
«
مرحوم قاضی قرائت دعای زیر( دعای سریع الاجابه، مفاتیح الجنان ) را به مدت چهل شب، هر شب یک تا صد بار برای برآورده شدن حاجت سالکان درگاه الهی مفید می دانستند: إلهی کیف أدعوک و أنا أنا و کیف أقطع رجایی منک و أنت أنت؟ إلهی أذا لم أسئلک فتعطین فمن ذاالذی أدعوه فیعطینی؟ ألهی إذا لم أدعک فستجیب لی، فمن ذاالذی أدعوه فیستجیب لی؟ إلهی إذا لم أتضرع إلیک فترحمنی فمن ذا الذی أتضرع إلیه فیرحمنی؟ إلهی فکما فلقت البحر لموسی و نجیته أسئلک أن تصلی علی محمد و آل محمد و إن تنجینی مما أنا فیه و تفرج عنی فرجا عاجلا غیر أجل بفضلک و رحمتک یا أرحم الراحمین. »

عرضه خود به امیرالمؤمنین

حاج سید عبدالکریم کشمیری(ره) می فرماید: « روزی با آقا سید مهدی قاضی، فرزند استادم آقا میرزا علی قاضی (ره) در مسجد هندی نشسته بودیم. ایشان گفت: شما که در برخی امور ماهر و متبحر هستید بگویید پدرم به من چه وصیتی کرده است؟ من بلافاصله به پشت بام مسجد رفتم و تأملی کرده، ذکری بر زبان راندم. به دلم الهام شد آقای قاضی به وی دو نصیحت کرده است: اول این که هر روز خودت را بر امیرالمؤمنین علیه السلام عرضه کن و دیگر این که اگر فقر و فاقه به تو فشار آورد به قصد کمک مالی، به منازل و بیوت مراجع نرو. »

دعای “یا من احتجب…”

« آقای سید هاشم حداد در موقع خوابیدن دعای « اللهم یا من إحتجب بشعاع نوره…» را قرائت می کردند و چه بسا می شد که در قنوت نماز می خواندند. و چون از بعضی از شاگردان دیگر مرحوم قاضی شنیده شده است، معلوم می شود اصلش از مرحوم قاضی بوده است.

این دعا با مختصر اختلافی در لفظ، در «مهج الدعوات» ص ۱۰۸ مرحوم سید بن طاووس موجود است که آن را از محمد ابن حنیفه از رسول خدا (ص) روایت نموده است و برای آن آثار و خواص عجیبی را نقل کرده است. »

تقویت حافظه
آن مرحوم برای تقویت حافظه، خواندن آیت الکرسی و معوذتین ( دو سوره مبارکه ناس و فلق ) را سفارش می فرمودند.

مدد از روح بزرگان

« آقای قاضی(ره) به همه توصیه می کردند که: اگر قبری از امام زادگان یا علما و بزرگان در اطرافتان یا شهرتان است حتماً بروید. »

عمل به دانسته ها

برو آنچه از نیکی که می دانی درست عمل کن؛ در نهایت دقت و سعی، بدان که تو عارف خواهی بود.

کلید سعادت دنیا و آخرت

سید علی آقا قاضی در یکی دیگر از نامه هایش چنین می نگارد: « بسم الله الرحمن الرحیم، بعد حمدالله جل شأنه و الصلاه والسلام علی رسوله و آله؛ حضرت آقا! تمام این خرابی ها که از جمله است وسواس و عدم طمأنینه، از غفلت است؛ و غفلت کمتر مرتبه اش، غفلت از اوامر الهیه است و مراتب دیگر دارد که به آنها إن شاء الله نمی رسید و سبب تمام غفلات، غفلت از مرگ است و تخیل ماندن در دنیا؛ پس اگر می خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن باشید دائماً در فکر مرگ و استعداد لقاء الله تعالی باشید و این است جوهر گرانبها و مفتاح سعادت دنیا و آخرت؛ پس فکر و ملاحظه نمائید چه چیز شما را از او مانع و مشغول می کند، اگر عاقلی!

و به جهت تسهیل این معنی چند چیز دیگر به سر کار بنویسد بلکه از آنها استعانتی بجوئی:
اول ـ بعد از تصحیح تقلید یا اجتهاد مواظبت تامه به فرائض خمسه و سائر فرائض در احسن اوقات؛
و سعی کردن که روز به روز خشوع و خضوع بیشتر گردد؛
و تسبیح صدیقه طاهره ـ صلوات الله علیها ـ بعد از هر نماز؛
و خواندن آیه الکرسی ـ کذلک ـ ؛
و سجده شکر و خواندن سوره « یس » بعد از نماز صبح؛
و « واقعه» در شبها؛
و مواظبت بر نوافل لیلیه؛
و قرائت مسبّحات در هر شب قبل از خواب و خواندن معوذات در شفع و وتر و استغفار هفتاد مرتبه در آن و ایضاً بعد از صلاه عصر؛
و این ذکر را بعد از صلوات صبح و مغرب یا در صباح و عشاء ده دفعه بخوانید: « لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی أن یحضرون إن الله هو السمیع العلیم. »

مدتی به این مداومت نمائید بلکه حالی رخ دهد که طالب استقامت شوید إن شاء الله تعالی{mospagebreak}

 

اقامه نماز در دوران کودکی و نوجوانی۲

Description: اقامه نماز در دوران کودکی و نوجوانی2

بسم الله الرحمن الرحیم

منبع: اقامه نماز در دوران کودکی و نوجوانی

تهیه کننده: مرکز تخصصی نماز

نوجوان

اما نوجوان، او کیست و چه خصایصی دارد؟ وضع و شرایط روانی و رفتاری او چیست؟ اینها مسائلی است که ما به اختصار درباره ی آنها بحث خواهیم کرد و قبلاً عرضه می داریم که بحث ما دربرگیرنده ی مرحله ی سنی بین ۱۲ تا ۱۸ است که خود شامل سه بخش خواهد بود:

بلوغ و بلوغ شرعی

۱ – مرحله ی قبل از بلوغ: یعنی سنی که در آن پسر هنوز به مرحله ی احتلام نرسیده و دختر هنوز قاعده نشده است و این سن غیر از سن بلوغ شرعی برای پسران و دختران است.

۲ – مرحله ی بلوغ و شکوفایی آن: یعنی سنی که در آن پسر و دختر به احتلام و قاعدگی رسیده اند و در مرحله ی تثبیت، شکوفائی و کمال آن قرار دارند که چنین مرحله ای در هیچ جای جهان سن معین و قطعی ندارد و در افراد مختلف و جوامع گوناگون متفاوت است.

۳ – مرحله ی پس از بلوغ: که تا سن ۱۸ را دربرمی گیرد و در آن پسر و دختر، مرد یا زن کاملی شده اند و قادر به زاد و ولد هستند.

در بیان مسأله ی بلوغ، ذکر نکاتی ضروری است که از جمله ی آنها عبارتند از:

الف) بلوغ شرعی برای دختران مسلمان پس از گذشت ۹ سال و ورود به دهمین سال از سن قمری خویش است؛ اگر چه به مرحله ی قاعدگی نرسیده باشند (که معمولاً بیش از ۹۹ درصد دختران به قاعدگی نمی رسند).

ب) بلوغ شرعی برای پسران به دو صورت زیر می تواند باشد:

– احتلام، بدین معنی که اگر پسری در ۱۴ سالگی و یا زودتر محتلم شود از همان سن به تکلیف شرعی رسیده است و باید واجبات را رعایت کند (البته مراجع معظم تقلید در رساله های عملیه درآمدن مو در زیر بغل و زهار را نیز شرط دانسته اند که این امر ممکن است چند ماه قبل از احتلام باشد).

– گذشت ۱۵ سال قمری و ورود در سن ۱۶، اگر چه به مرحله ی احتلام نرسیده باشد و در آن صورت تکلیف شرعی بر عهده ی او است و باید واجبات را رعایت کند. این مسئله ای است که فقیهان بر آن اتفاق رأی دارند.

ج) در مرحله ی قبل از بلوغ، فرزند ما در حکم کودک است و مسأله ی نماز برای او امری الزامی است نه وجوبی و در مرحله ی بلوغ و پس از آن، حکم نماز بر وی واجب است و باید تعالیم مذهبی را رعایت کند و این امر مورد اجماع همه فقیهان است. اسلام، او را فردی مسؤول می شناسد که همه ی حدود، قواعد، احکام، دیانت و… بر او بار است.

در همه حال زمینه سازی برای نماز مربوط به دوران قبل از بلوغ و حتی مرحله ی کودکی است. اگر والدین از حدود ۳ سالگی، فرزند خود را به نماز تشویق کنند و او را با خود به نماز وادارند، در سنین پس از آن مشکلی نخواهند داشت.

فرستنده ی پیام

فرستنده ی پیام نماز، آموزنده و القاء کننده ی آن کیست؟ او باید واجد چه خصایصی باشد؟ فرستنده ی پیام، پدر است؟ مادر است؟ معلم است؟ یا روحانی یا امام جماعت است؟ و یا جمعی از همه آنها؟ آنان هر که باشند اگر بخواهند متولی امر دین و عهده دار اجرای نماز فرزندان شوند، باید واجد صفات و شرایطی باشند که اهم آنها عبارتند از:

آگاهی و معرفت

این از شرایط عمده ی یک مربی است که آگاه باشد و دامنه ی اطلاعاتش در این زمینه، گسترده و شامل جنبه های زیر است:

– آگاهی درباره ی مذهب و مبدأ، منشاء، فلسفه و رمز و راز آن.

– آگاهی درباره ی کودک و شرایط ذهنی، روانی، توان درک، قدرت اراده، علائق و عواطف، دید و نظر و درباره ی امور و مسائل جاری، استعداد و زمینه های بالقوه ی موجود در او و…

– آگاهی از وظایف انسان درباره ی خود، خدا، مذهب، انسان ها، پدیده ها و…

– آگاهی درباره ی شرایط و جو جامعه ای که در آن زندگی می کنید، از نظر اقبال ها، ادبارها، تأییدها، طردها و…

– آگاهی از راه و روش تربیت کودک، طرق جذب و جلب، طرز برخورد، شیوه های جذب و دفع، روش واداشتن او به کاری، یا بازداشتن وی از امری و…

– آگاهی از هدف و فلسفه ی زندگی، مسؤولیت انسان در برابر شرایط حیات، وظیفه او در برابر خداوند و…

– بطور کلی، هر آگاهی دیگری که برای گذران متعارف زندگی در این سرا و سعادت فرزند در سرای دیگر ضرورت دارد.

ایمان باور داشت

مربی باید مؤمن به آن چیزی باشد که دیگران را به آن دعوت می کند. دل او به آنچه می گوید باید آرام باشد. این جمله را که از بزرگی است فراموش نکنیم که: «دل می تواند دل را هدایت کند».

دعوت و تبلیغ هنگامی مؤثر است که نشأت گرفته از درون باشد و این نیاز به باوری راستین و عمیق دارد، به ایمانی که در جان آدمی ریشه دوانده است. این یک هشدار و آموزش برای والدین و دست اندرکاران تربیت است که اگر باوری راستین، عامل حرکتشان نباشد، هرگز نخواهند توانست در دیگران نفوذ کنند.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مورد انواع ایمان فرماید: «فَمِنَ الْایمانَ ما یَکُونُ ثابِتاً مَستَقِرا فِی الْقُلوبِ وَ مِنْهُ ما یَکُونُ عَوارِی بَیْنَ الْقُلُوبَ وَ الْصُدورِ» [۱]  گاهی ایمانی است که در جانها و روانها استقرار دارد و گاه ایمانی است که به صورت عاریه ای و بدون فهم است…

و نیز ایمانی لازم است که آدمی را به تقوا و حفظ خود بکشاند؛ «من تقوی الله تقیه ذی لُب». ایمانی لازم است که در اعضاء و جوارح آدمی پخش شده باشد؛ آری، به هنگامی که ایمان در جوارح و اعضاء نفوذ کند، می تواند نوردهنده باشد و کودک و بزرگ را تحت تأثیر قرار دهد. علی علیه السلام از ایمانی سخن می گوید که در سایه ی پرتوافکنی آن می توانیم به جهان غیب وارد شده، از آن اطلاع یابیم: «وَ نُؤْمِنُ بِهِ ایمانَ مَنْ عایَنَ الْغُیُوبِ وَ وَقَفَ عَلَی الْمَوْعُودِ» [۲] .

[۱] نهج البلاغه.

[۲] نهج البلاغه.

عمل و کار

از عمل سخن راندیم نه از فعل. فرق فعل و عمل آن است که فعل بر کار آسان و دشوار اطلاق می شود، ولی عمل عبارت از آن فعلی است که در آن سختی و دشواری باشد. اسلام دین عمل است. و حاصل ایمان آدمی را عمل را می شناسد، در اغلب آیات قرآن پس از واژه ایمان لغت عمل را می بینیم، آنچنان که ایمان بدون عمل را ناقص و بی بها می دارند و دعوت بدون عمل را کاری بیهوده و بی حاصل. «الداعی بِلا عَمَل کَالرامی بِلا وَتَر» [۱] .

همه ی توصیه های اسلامی متوجه عمل است: «اَلعَمَل اَلعَمَل، ثُمَ اَلنَهایَه النَهایه» [۲]  کودک بیش از آنکه مطلبی را از راه سخن بیاموزد، از راه عمل خواهد آموخت و الگو برای او کارسازتر است. رسول خدا صلی الله علیه وآله در آموزش دین بر عمل تکیه داشت و از راه الگو و اسوه به مردم چیز می آموخت: «صَلُوا کَمَا رَأیتُمُونی اُصَلِی». امام صادق علیه السلام هم دعوت دیگران را به پذیرش دین از راه عمل، سفارش می کرد: «کُؤنُؤا دَعاهَ النَاسِ اِلَیْنا بِغَیْرِ اَلْسِنَتِکُمْ».[۳] .

و در سخن دیگری فرمود: «کُونُوا دَعاهَ النَاسِ بالخیر بِغَیْرِ اَلْسِنَتِکُمْ، لِیُرَوا مِنْکُم الْاِجتَهادَ وَ الصِدقَ و الوَرَعَ» [۴] .

مربی باید الگوی عملی نظریه ای باشد که از آن دفاع می کند و طبیعی است که عمل او باید صالح، متقن، و استوار باشد. اما در مورد نوع عمل، سخن امیرالمؤمنین علیه السلام را مد نظر قرار دهیم که فرمودند: «وَاعْمالُ العبادِ فی عاجِلِهم نُصُب اَعْیُنِهم فی آجالِهِم»؛ اعمال کنونی مردم باید نصب العین برای آینده شان باشد. به عنوان نمونه، والدین و مربیان به هنگام نماز باید همه ی کارهای خود را تعطیل کرده و با شنیدن اذان آماده ی نماز شوند (حالت تهیوء) و این گونه رفتار عبادی اگر تکرار گردد زمینه ساز آموزش عملی دین خواهد شد و در جان و فکر کودک چنان رسوخ می کند که بیرون رفتنی نیست.

[۱] نهج البلاغه.

[۲] نهج البلاغه.

[۳] کافی، ج۱، کتاب الکفر والایمان.

[۴] کافی، جلد ۱، کتاب الکفر و الایمان.

اخلاق و انس

برای نفوذ کردن در شاگرد یا کودک، اخلاق خوش، مأنوس شدن با او، و رفتاری جلب کننده هم شرط است. والدین و مربیان که الگوی کار و عملند باید با کودک سنخیت پیدا کنند و رفتاری مأنوسانه  از خود بروز

دهند، به گونه ای که حتی مورد احترام کودک واقع شوند. برای اینکه کودک از عمل کسی درس بگیرد، لازم است آن شخص به گونه ای عمل کند که طفل، وی را دوست دارد، و از مصاحبت با او احساس غرور و لذت کند که این رمزی مهم برای جلب و جذب در همه ی سنین است.

زبان خوش، برخورد خوش، در بر گرفتن کودک، سرشار کردن او از نشاط و شادابی و دست کشیدن بر سر او به هنگام بیدار کردنش برای نماز صبح در این راه فوق العاده مؤثر است و مجموعه ی این شرایط، زمینه را برای مذهبی کردن و نمازخوان ساختن کودک فراهم می آورند. توصیه ی ما این است که هر چه محبت دارید، آن را در کپسولی بریزید و برای واداشتن کودک خود به نماز، در حلق او بیندازید؛ تا در مرحله ی اولیه ی حیات، دین را با لذت و نشاط بپذیرد.

کیفیت القای نماز

برای پذیرش نماز و یادگیری آن و اصولاً فراگیری و جذب هر مطلب و مسأله ای حضور چند عامل به عنوان شرط ضرورت دارد:

عامل آمادگی و توانستن

کودک را در هر سن و شرایطی نمی توان به نماز وادار کرد. نخست باید ببینیم آیا در او آمادگی برای انجام کار وجود دارد یا نه؟ دامنه ی آمادگی برای امور مورد نظر بسیار وسیع و از آن جمله عبارتست از:

آمادگی جسمی

مثلاً برای نماز خواندن توان ایستادن و حفظ تعادل در کودک ضروری است و این به مقتضای سن کودک است و همچنین لازم است کودک:

– بیمار نباشد (که توان ایستادن از او سلب شده باشد.)

– دچار سرگیجه و دل درد نباشد (که قرار و آرام در او ملاحظه نشود.)

– خواب آلود و در حال حیرت نباشد (که خواب آلودگی، هر لذت دیگری را در او تحت الشعاع قرار می دهد، حتی لذت خوردن و بازی را)

– خسته، فرسوده و کسل نباشد (که خود آن، روحیه ی همراهی در عبادت را از او می ستاند.)

آمادگی بیانی و لفظی

طفل برای خواندن نماز باید قادر به تکلم باشد، بتواند عبارات نماز را هرچند به صورت ناقص ادا کند و البته فصیح خوانی والدین و مربیان و ذکر صحیح اوراد و اذکار در این زمینه نقشی اساسی دارند.

آمادگی عاطفی

کودک در شرایط عادی باشد؛ برای نمونه:

– در حال خشم یا بغض از دیگران نباشد؛ طفلی که به عللی از پدر یا مادرش عصبانی است، نماز خواندن در آن ساعت برای او عذاب آور خواهد بود و امر والدین در این زمینه روحیه ی بدی را برای او ایجاد خواهد کرد.

– در حال ترس، اضطراب، کینه و تهدید نباشد. مثل ترس از کتک خوردن، ترس از حمله ی یک حیوان، حتی ترس از موش، سگ، گربه، سوسک و…

– علاقه به خدا در دل او باشد، معمولاً این امر در سه سالگی است و در سن شش سالگی، عشق به خدا، احترام به او و حتی احساس شرمساری از خدا در صورت تخلف از دستور او، در کودک وجود دارد و این خود یک زمینه مثبت است.

– دعوت کننده به نماز مورد علاقه و احترام او باشد و کودک او را دوست بدارد. مثلاً به هنگامی که پدری کودکش را تنبیه کرده و دلش را آزرده است، دعوتش در کودک اثری نخواهد داشت. باید دقایقی بگذرد

تا طفل حال و بینش اولیه ی خود را به پدر کسب کند و یا پدر قبل از نماز و بعد از تنبیه با نوازشی او را آرامش دهد.

آمادگی روانی

به گونه ای که عزم و اراده ی کودک برای انجام وظیفه ی عبادی با مسیر، شخصیت و خواست او همراه باشد؛

– او بخواهد که به نماز بپردازد، و البته این آمادگی در سایه ی تشویق ها و نوازشها میسر است.

– وجدانش سالم و عقلش بیدار باشد (البته این امر برای عبادت ناشی از فهم است، نه در مرحله ی تمرین و پایه گذاری که، اساس مقصد ما ایجاد عادت است).

– در مراحل بالاتر و در دوره ی نوجوانی بتواند از مفاهیم و عبارات نماز سر درآورد و همچنین از نتایج عبادت که قرب به خداوند است آگاه باشد. بفهمد و بداند که کمال چیست و دارد چه می کند. دست کم دریافتی از رکوع و سجود در حد تعظیم و اظهار خواری در پیشگاه خداوند داشته باشد و البته تشریح ها و تبیین ها از سوی والدین و مربیان در این زمینه کارساز است.

آمادگی محیطی

غرض ما از محیط شامل همه ی مکان ها و شرایطی است که کودک را در میان گرفته است. در این زمینه نکات زیر باید مورد توجه قرار گیرد:

– جو خانه و مدرسه، جو عبادت و نماز باشد.

– اصولاً در محیط و جو آلوده، روح نمازگزاری پدید نخواهد آمد.پس در هر جای مناسب حتی در و دیوار خانه و مدرسه در سایه ی شعارها و آراستن ها، عطر نماز دهند.

– والدین و مربیان خود را بافته ای جدا از کودک احساس نکنند، در وقت نماز همگان آماده ی انجام دادن آن شوند و کسی کار و وظیفه دیگری را مطرح نسازد. چنان نباشد که پدری فرزندش را به نماز دعوت کند و خود سرگرم روزنامه خواندن باشد، یا مادری فرزندش را به نماز اول وقت بخواند و خود به کار دیگری بپردازد.

– هنگام نماز برنامه ی جذاب دیگری در سر راه نباشد؛ مثل برنامه ی تلویزیون، داستان گویی ها، بگو و بخندها، غذا خوردن دیگران، بازیهای مورد علاقه کودک و…؛ این برنامه ها باید کاملاً تعطیل باشد و یا هنگام نماز برنامه ی تلویزیون باید کاملاً قطع و یا در حال ارائه برنامه ی نمازخوانی باشد.

آمادگی عقیدتی

در خردسالی عقیده ای مبتنی بر رفتار بزرگترها برای کودک پدید می آید، ولی در سنین بعد به علت رشد ادراک و حصول فهم و بصیرت، خود فرد به این مرحله می رسد و دارای ایمان و اعتقادی خواهد شد که او را به عبادت می کشاند. البته اگر بخواهیم زمینه ی اعتقادی مناسبی را در او پدید آوریم نیاز به برنامه ریزی و کار و فعالیت رسمی با کودک خواهیم داشت. از خردسالی، تعالیم مذهبی را در قالب داستان، عمل و تقریر باید در ذهن کودک بریزیم و آن را تا سنین پایان نوجوانی، مرحله به مرحله ادامه دهیم.

رغبت و خواستن

در واداشتن کودک به نماز این اصل مهمی است که شرایط را به گونه ای فراهم آوریم که کودک آن را بخواهد و به آن راغب باشد و جداً دوست بدارد به همراه والدین برنامه ی نماز را انجام دهد. برای وصول به این مقصد از همان کودکی می توان شرایط را بدین گونه فراهم کرد:

جاذبه های ظاهری

نفس ظاهر و آرایش ظاهری، در باطن و خواست آدمی مؤثر است. بر این اساس:

– برای کودک جانماز زیبایی تهیه کنید.

– مهر و تسبیحی زیبا و پر زرق وبرق برای او فراهم سازید.

– در صورت امکان حتی تهیه ی لباس زیبا و مناسبی برای پسران و لباس و چادر نمازی قشنگ برای دختران، در برنامه ی کارتان باشد.

– تزیین سخن و کلام را فراموش نکنید. عبارات نماز با جلوه ای زیبا، با صدایی خوش و نواها و ترنم هایی دلپذیر و با لحن و قرائتی جذاب باشد که دل کودک را تسخیر کند و صدای خوش از این بابت نعمتی است.

جاذبه های معرفتی

– استفاده از ادبیات در قالب شعرها و سرودهایی زیبا برای نماز، که گاهی شما خود با کودک آن را بخوانید. بچه ها به صورت دسته جمعی در خانه، مدرسه و محل بازی می توانند آن سرودها را اجرا کنند.

– ذکر نعمت ها و محبت های خداوند و بیان مهر و دوستداری  او نسبت به کودکان، لطف و محبتی که او به انسانها روا داشته و… تا اندازه ای که دل کودک به عشق خداوند گرم شود.

جاذبه های عاطفی

-استفاده از فطرت و بیداری فطری: کودک دوست دارد از حدود ۶ سالگی با خدا حرف بزند و با او رابطه داشته باشد و شما با ترجمه ی چند جمله ی نماز، در این مسیر می توانید خواست های او را تأمین کنید.

– خوشرویی و داشتن برخوردی خوش در هنگام فراخواندن به نماز. این دعوت را با نوازش و زبان خوش همراه کنید تا کودک همواره خاطره ی خوشی از نماز داشته باشد و رابطه ی معقولی، بین شما، خودش و خداوند احساس کند.

– جانداری عبادت یا داشتن حال در هنگام نماز و قیافه ی بندگی و عبادت به خود گرفتن که باعث جلب نظر و جذب است. این توصیه ای اسلامی است که: هرگز در حال کسالت به نماز مشغول نشوید.

– جنبه ی تهیوء و آمادگی والدین برای نماز که خود در کودک مؤثر است. بدین معنی که دقایقی قبل از اذان، والدین و مربیان کار خود را جمع و جور کنند و نشان دهند که می خواهند آماده ی نماز شوند.

– استفاده از میل و حال کودکانه ی او، به این گونه که پس از نماز، گاهی او را به لذتی، نوازشی، بوسیدنی، یا شیرینی و شکلاتی مهمان کنید و حتی اگر این کار در مساجد، صورت گیرد و نیکوتر است و برای کودک خاطره ی شیرین معنوی در سایه ی ارتباط با لذات مادی که نوعی تجلی لذات بهشتی است، پدید می آید.

– در سنین بعدی، از شرایط تبشیر و انذار الهی هم می توان استفاده کرد که البته باید اقدامی محتاطانه باشد و پس از طی مراحلی که ذکرش گذشت صورت گیرد، آن هم در سنین حدود ۱۰ سالگی و به شرط انجام وظیفه از جانب شما و سرکشی از سوی او.

در کل فراموش نکنیم که نماز از یک نگاه، نمایش است، نمایش اطاعت، و فرمانبرداری و باید آن را جالب جلوه داد؛ طوری که کودک محیط خانه را چون زندان نشناسد و پدر یا معلم را چون مأمور تنبیه، شکنجه و اعدام به حساب نیاورد.

آسان گیری ها

این نکته ای مهم است که در سالهای اول و مخصوصاً دوران خردسالی، در نماز به گونه ای عمل کنیم که کودک احساس جبر و خستگی نکند. نماز را برای او امری سنگین و کسل کننده نسازیم. به مصلحت اوست که نمازها، با ذکرهای طولانی و رکوع و سجود خسته کننده و طولانی نشود. حتی مستحب است برای کودکانی که با شما به نماز ایستاده اند، آن را سریع تر بخوانید. از برخی اذکار مستحبی صرف نظر کنید. هشیار باشید که او طفل است و حال و روحیه شما را ندارد؛ به ویژه که از بسیاری حالات و رفتار شما سر درنمی آورد و معنی عبارات شما را نمی فهمد.

ممکن است کودک در سنین خردسالی در وسط نماز به دنبال شیئی جذاب بدود، پرنده ای، حیوانی، نظر او را جلب کند و او به دنبالش روان شود. طبیعی است که در چنین صورتی نماز او باطل می شود، اما پس از نماز وی را مورد بازخواست قرار نمی دهیم، بلکه بعدها، در فرصتی مناسب، به صورتی دوستانه و حتی با خنده و شادی می توانیم به او بفهمانیم که اشتباه کرده است. در ضمن سعی داریم، در طول مدت چند سال، به تدریج، و هنگام احساس نیاز، مبطلات نماز و مقدمات و مقارنات آن را به او بیاموزیم. هرگز نمی خواهیم که او مقدمات نماز و یا مبطلات آن را طوطی وار حفظ کند و برای ما بشمارد. حفظ مطالب، غیر از فهم عملی آنهاست.

او در دوران خردسالی باید نماز را نوعی بازی و تفریح، و نوعی همگامی با پدر و مادر، حتی در حد راضی کردن والدین و جلب نظر آنان به حساب آورد، نه یک جبر و تحمیل، و نه برای یافتن یک حالت شور و وجد عارفانه!

والدین و مربیانی که اصرار دارند، حتی از روی جبر و اکراه بدون توجه به حال و روحیه ی کودک، او را نمازخوان بار آورند، ناخودآگاه موجب پیدایش لامذهبی های آینده و پرورش افرادی عقده ای می شوند. چنین

افرادی در نخستین فرصتی که به قدرت و استقلالی دست یابند، ترک دین و عبادت خواهند گفت و ما شواهد و نمونه ها در این زمینه کم نداریم. طبیعی است که مسئولیت این وضعیت اسفبار بر عهده ی کسانی است که چنین زمینه ای را فراهم ساخته اند.

تکرار و مداومت

بر مبنای شاکله ی انسان، در ایجاد رفتاری ثابت و عادتی استوار باید از مجرای تکرار وارد شد. بسیاری از افکار و اعمال در سایه ی تمرین و تداوم عمل در انسان تثبیت می شوند؛ حتی ایمان آدمی هم نوعی تثبیت در سایه ی عمل است، «لا یَثْبُتُ الایمان اِلا بِالْعَمَلِ» [۱]  و هر اندازه عمل تکرار گردد، امکان تثبیت آن بیشتر خواهد بود.

همچنین در تربیت دینی این اصل وجود دارد که: از راه ظاهر و عمل ظاهری می توان در باطن نفوذ کرد و برعکس. کودک را باید به ظاهر عمل و تکرار در این ظاهر انس دهیم تا باطن او شکل گیرد. تجارب و تعالیم عملی نشان داده اند که حتی عملی ریایی در صورت تکرار در فردی تثبیت می شود و پس از تثبیت می توان یک عمل ریایی را به صورت واقعی و بی ریا درآورد، به آن شرط که نیت عمل عوض شود.

این مسأله نیز تا حدی نافذ است که باید گفت حتی گریه ی تصنعی فردی ممکن است به گریه ای واقعی منجر شود، یعنی «تباکی» ها ممکن است به «بکاء» مبدل گردد. گاهی ممکن است فردی به ریا در حضور جمعی نماز شب بخواند. تکرار این عمل ریایی در شبهای متوالی او را به عادت می کشاند. او شاید پس از کسب عادت، واقعاً ریا را ترک کند و فردی اهل تهجد شود.

بدین سان ما کودک را به تکرار ظاهر در عبادت سوق می دهیم تا زمینه برای انس او به عبادت، تثبیت عمل و ایجاد عادت در او فراهم آید، بویژه که طبیعت کودک هم، طبیعت تکرار است. این عمل ضمن اینکه یک طریقه ی تربیت دینی است، عاملی برای سرگرم نمودن کودک و ایجاد لذت برای او هم خواهد بود.

کودک از تکرار مکررات خسته نمی شود، خواندن مکرر، ذکر مکرر، مخصوصاً اگر به صورت صوت و آواز و آهنگین باشد، کاملاً آن را پذیراست. مادران ما این را به خوبی درمی یابند، چرا که فرزندشان شعر و عبارات ساده ای را حفظ کرده، از بام تا شام به آن سرگرم می شود.

همچنین تکرار عامل فراگیری است و به همین خاطر توصیه کرده اند: «الدرسُ حَرفٌ، وَ التَکرارُ اَلفٌ» تکرار، عامل ایجاد عادتی می شود که دست برداشتن از آن حتی در عبادتی چون نماز مایه ی نگرانی کودک می شود «لَو تَرکُوا اِستَوحَشُوا»[۲] ؛ اگر آن را ترک کنند به وحشت و ترس می افتند.

تکرار در عمل حتی مایه ی از بین رفتن کراهت و نفرت است. عمل جراحی یک پزشک و یا کار یک فرد در آزمایشگاه با خون، مدفوع، انگل ها و نمونه برداری از بافت ها، در آغاز کراهت آور است، ولی کار تدریجی و اشتغال مکرر، زمینه ی کراهت را از بین می برد.

[۱] کافی، جلد ۱، کتاب الکفر و الایمان.

[۲] نهج البلاغه.

رعایت ضوابط

در ضمن آموزش عملی نماز، آموزش ضوابط هم مورد نظر است: به این گونه که تدریجاً به کودک می آموزیم چه چیزهایی نماز را باطل می کند، و گفتیم که بیان مبطلات به صورت تدریجی و عملی است. به او می گوییم که مثلاً راه رفتن، حرف زدن، خوردن و آشامیدن در هنگام نماز، آن را باطل می کند و این آموزش به صورت حفظ طوطی وار و شماره کردن آن ها نیست. برای اطمینان از این امر که آیا مبطلات نماز را می داند یا نه، به او می گوییم: «من نمازی را پیش تو می خوانم، ببین نمازم درست است یا باطل؟ و اگر باطل است به چه علت؟» در حضور او به نماز می ایستیم. در ضمن قرائت یا رکوع ناگهان راه می رویم، یا حرف می زنیم، تا او اشکال کار ما را بگوید و مثلاً یادآور شود که نماز با راه رفتن، باطل است.

همچنین است آموزش دیگر مسائل مربوط به نماز مثل وضو و اعمال عبادی دیگر و این شیوه ی عملی، شیوه ای است که رسول خدا صلی الله علیه وآله آن را مورد توجه و رعایت قرار می داد و مبتنی بر اصیل ترین قواعد تربیتی، یعنی اصل ارائه الگوست که کاربردش در همه ی سطوح، مخصوصاً در سطح کودکان نافذ است.

می خواهیم بگوئیم آموزشهای نظری، نه تنها همیشه آموزنده نیست، بلکه در بسیاری موارد ذهن افراد را خسته می کند. این که بخواهیم کودک واجبات نماز را حفظ کند و طوطی وار آنها را برای ما بیان نماید، خواسته ای نابجا و غیرمعقول محسوب می شود تا حدی که ممکن است نماز را (مثل درس تاریخ، جغرافیا، یا فرمول معادلات ریاضی) چیزی منفور سازد. کودک از طریق آموزشهای عملی باید به این فرمولها دست یابد یا چیزی را به ذهن محفوظ دارد.

تکیه بر تدریج

می دانیم که گردش و کارگردانی نظام آفرینش بر اساس اصل مداومت، ولی تدریج است:

– خداوند آسمان و زمین را در ۶ مرحله آفرید، با اینکه می توانست یکباره بیافریند.

– جنین در شکم مادر بر اساس اصل تدریج رشد می کند، همان گونه که گیاه و نهال هم رشدی تدریجی دارند.

– تعالیم اسلامی تدریجاً بر مردم عرضه شد و قرآن هم تدریجاً بر مردم نازل شد.

– شراب و ربا هم(بعنوان دو مسأله ای که در عربستان قبل از اسلام رواج داشت) تدریجاً صورت تحریمی پیدا کردند.

– و مجموعا مردم به تدریج وارد در دین اسلام شدند و فراگیری و عملشان صورت ناگهانی نداشت.

– افرادی چون: اباذر، مقداد، حجر، میثم و… هم تدریجاً به چنان مقاماتی دست یافتند.

بدین سان ما نباید بخواهیم، یا نباید انتظار داشته باشیم که کودک، یکشنبه اهل عبادت و نماز شود. برنامه ی واداشتن و عادت دادن او به نماز باید بر اصل تدریج مبتنی باشد. کودک نباید یکباره بار سنگینی از وظایف دینی را بر دوش خود احساس کند و خود را به انجام دادن آن موظف بداند. حتی در مسأله وضو که مقدمه ای واجب برای نماز است توصیه شده است که کودک از ابتدا تا چند ماه به شستن دست قناعت کند و آنگاه تا چند ماه به شستن دست و صورت قبل از نماز بسنده نماید و از سن ۹ سالگی به بعد وضوی کامل بگیرد. غرض اینکه همه ی امور آموزشی و اجرایی دین باید تدریجی باشد.

تشویق و تأیید

– نماز را با تشویق و تأیید همراه کنید. عمل کودک را در این زمینه مورد ستایش قرار دهید و آن را مهم بشمارید، آنچنان که عظمت کارش را دریابد.

– درفرصت های مناسبی او را به عنوان کودکی نمازخوان معرفی کنید و وی را به آن خاطر مهم بشمارید.

– کارهای او را به اسم نماز ستایش کنید مثلاً بگوئید:

– چون کودک نمازخوانی هستی خدا به تو کمک خواهد کرد. چون نمازخوان هستی خدا تو را دوست می دارد و…

– آفرین بر تو پسرم! که با نماز خواندنت داری بهشتی می شوی و خدا را از خودت راضی می کنی.

– مرحبا بر پسرم که می خواهد در بهشت باشد، کنار پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) باشد، کنار علی  علیه السلام باشد و…

– آفرین بر دخترم که با نماز خواندن خود می خواهد مثل فاطمه زهرا (سلام الله علیها) باشد، دوست و همراه زینب  (سلام الله علیها) باشد.

– از وقتی که نمازخوان شده ای، تو را بیشتر دوست می داریم، عمه، خاله، عموی تو هم برای نمازخواندنت تو را بیشتر دوست دارند.

– چون وضو می گیری و نماز می خوانی، صورتت همیشه نورانی است. آدم نمازخوان در بهشت هم صورت درخشنده ای دارد و نزد خدا عزیز است و…

شرایط القاء

برای اینکه شرایط برای جلب و جذب کودک فراهم باشد، به تناسب سن، رشد ادراک و فهم و بصیرت او باید به نکات ذیل توجه کنیم:

– آسان گرفتن عمل نماز، به صورتی که طفل به سادگی بتواند آن را تحمل و اجرا کند.

– جاذب و دلربا ساختن این عمل (که از آن سخن گفتیم) فراموش نکنید که در این مورد زرق و برق هم جایی دارد.

– صراحت و روشنی عبارات، کلمات، اذکار و افعال که این خود عاملی مهم در رغبت انگیزی است.

– قابل فهم بودن عمل، مثلاً به او تفهیم کنیم که رکوع نوعی تعظیم و بزرگ شمردن خداست. بی حرکت ایستادن و مؤدب بودن در حال نماز یعنی ما در برابر دستگاه عظیم الهی باید خاضع باشیم.

– فهم مقاصد نماز در قالب مثالها و داستانها و شرح و توضیحات شما، که این کار هم صورت تدریجی دارد.

– ورود به عرضه و ارائه عملی نماز و نمایش آن توسط پدر، مادر، معلم یا افرادی که محبوب و مورد علاقه اند.

– هدایت کودک و رفع اشکال های او در ضمن عمل، آن هم نه یکباره؛ مثلاً اصرار نداشته باشیم حتماً تجوید نماز و مخارج ادای کلمات او را در فاصله ی یکی دو روز، اصلاح کنیم.

– آشنایی با کیفیت ها و مواضع مربوط به نماز، مثلاً آشنایی با حالت سجده، تشهد، رکوع، طمأنینه، توالی و…

– رعایت تقدم و تأخر مسائل، جمع بودن حواس، و… که همه ی این امور در عین رعایت مداومت باید بر اساس اصل تدریج باشد.

نحوه ی تمرین و عمل

در مورد نحوه ی عمل برای واداشتن کودک به نماز در خانه و مدرسه، می توان به صورت زیر عمل کرد، آنچه ذیلاً ذکر می شود تنها بعنوان مثال و نمونه ای است و هر کس به تناسب طرز فکر و تجارب خود می تواند به نوعی دیگر عمل کند.

در خانه

فرض کنید والدین در خانه ای می خواهند نماز بخوانند.

شرایط عمومی

خانه را باید آماده و برای نماز چنین زمینه سازی کرد:

– دقایقی قبل از نماز، والدین آماده ی تطهیر شوند و وضو بسازند.

-با شنیدن صدای اذان، والدین آماده، رو به قبله بنشینند و جمله های اذان را زمزمه کنند؛ حتی از فرزندشان بخواهند که او هم اذان بگوید.

– دعوت از پسر یا دختر، با محبت و خوشرویی، برای نماز؛ که: وقت نماز و زمان سخن گفتن با خداست، بیایید آماده شوید که نماز بخوانیم.

– جانمازی زیبا، مهری قشنگ و تسبیحی زیبا برای او تهیه نمائیم.

– از جاذبه های کلامی مناسب، و عبارات موزون استفاده کنید.

– تسریع در آمادگی برای نماز، به گونه ای که کودک احساس مسئولیت والدین را در آن مورد دریابد و ببیند که آنها همه ی کارهای خود را به خاطر نماز رها کرده و آماده ی انجام فریضه الهی شده اند.

نحوه ی بیدار کردن کودک

– هنگام صبح برای اجرای برنامه ی نماز در خانواده، بر طبق دستور صریح اسلام پدر مسؤول است. او برای انجام این مسئولیت، خود باید زودتر از دیگر اعضای خانواده بیدار شود و از جای برخیزد (البته پدران و مادرانی هم هستند که اهل نماز شب هستند و قبل از اذان بیدارند).

– آنها که خسته اند یا خوابی سنگین دارند بهتر است با صدای زنگ ساعت بیدار شوند و این، برای افراد خانواده عادت شود.

– پس از بیداری، فرزندان خود را با صدای خوب، گرم و دلپذیر بیدار کند – به این صورت:

علی جان من، فاطمه جان من، برخیز، وقت نماز است… و آنقدر صدا کند تا آنها هشیار شوند و پس از هشیار شدن آنان را به خود رها کند و خود به دنبال تطهیر و وضو رود.

– پس از برگشت اگر بچه ها را در حال خواب دید مجدداً با همان صدا و نوازش آنها را صدا کند تا هشیار شوند. و وقتی هشیار شدند و  جواب دادند آنها را به خود رها کند و خود بالای سر آنها با صدای بلند نماز را شروع کند.

– پس از نماز اگر باز هم آنها در خواب ماندند، به سراغشان برود و با صدای دلپذیر، با دست کشیدن بر سر و روی آنها، با نوازش بدنی، گاهی هم تحت عنوان شوخی با بچه ها، به صورت بغل کردن آنها، بیدارشان کند، به دستشویی راهنمایی شان نماید و حتی صورتشان را بشوید تا کاملاً هشیار و آماده نماز شوند.

در همه حال باید کوشید خاطره ی بیدار کردن برای نماز را برای بچه ها دلپذیر ساخت، به گونه ای که از آن صحنه ها خاطره ی تلخی در ذهن نداشته باشند. به نظر ما اگر این کار تنها به مدت یک هفته بطور منظم تعقیب شود، به صورت عادتی مناسب در آنان باقی خواهد ماند و یا حداقل از آن احساس سنگینی نخواهند داشت. مهم این است که همه ی مهر و محبت خود را در بیدار کردن کودکان و انجام فریضه شان صرف کنیم.

در هنگام نماز

ممکن است پس از ذکر اقامه ی نماز، در هنگام انجام مراحل آن چیز جالبی توجه فرزندتان را به خود جلب کند و به دبنالش روان شود. گفتیم که نباید از وی بازخواستی به عمل آورد، مگر در سنین پس از ۸ و ۱۰ سالگی، ضمن خنده ای پس از نماز در فرصتی به او می گوییم که این کار تو نماز را باطل می کند و اگر آدم بزرگی در حین نماز چنین کند باید نمازش را از اول بخواند؛ از سرزنش، تمسخر و تهدید در این موارد باید بپرهیزیم.

گاهی ممکن است فرزند شما در حال سجده در نماز صبح به خواب رود. برای بیدار کردن مجدد او هرگز از خود خشونتی نشان ندهید، و مهر و عنایت شما باید همچنان تداوم یابد.

در مدرسه

در مدرسه نیز باید شرایط را برای نماز خواندن مساعد کرد. در این راه والدین، معلمان، مدیران و دیگر مسئولان باید به صورت هماهنگ عمل کنند. بر مبنای یک تجربه ی علمی، شرایط محیط خانه، جو مدرسه و نحوه ی عملکرد مربیان، مسؤولان و حتی کیفیت دعوت آنها به نماز، در کودکان و دانش آموزان تأثیر گذار است.

گفتنی است که روش موجود آموزش دینی و اقامه ی نماز در بسیاری از مؤسسه ها نه تنها افراد را متدین و نمازگزار بار نمی آورد، بلکه به علت خشکی و خشونت، گاهی موجب وازدگی از نماز، مسخره کردن آن، ادا درآوردن در حال نماز و سرانجام بی رغبتی به دین خواهد شد، که این خود نیازمند تحقیق، بحث و بررسی جداگانه ای است.

تجربه ای عملی

سالها در کلاس اول ابتدایی، تدریس می کردم. در آن ایام در کلاس، هر روز تمرین و اجرای برنامه ی نماز را داشتیم. روش اجرای برنامه ام که طرفداران بسیاری، (از کودکان، والدین آنها، معلمان و مربیان) داشت، چنین بود:

– بچه ها در کلاس در حالی که روی نیمکت ها نشسته بودند، آماده ی انجام نماز می شدند.

– نخست یک بار حمد و سوره را برایشان با صدای بلند می خواندم تا گوششان به عبارات آشنا شود.

– آنگاه همه با هم، هم صدا، با لحنی خوش، سوره ی حمد را می خواندیم در حالی که دستها روی زانوها بود.

– سپس به ترتیب سوره ی توحید را می خواندیم، بعد اذکار رکوع، سجود، قنوت، تشهد و… را می گفتیم.

– بچه ها همچنان که روی نیمکتها نشسته بودند برای رکوع کمی خم می شدند.

– برای سجود پیشانی را روی میز می گذاشتند و ذکرها را هم صدا بیان می کردند.

– حالی بود و علاقه ای. بچه ها این برنامه را بسیار دوست می داشتند، تا حدی که آن را یک روز هم تعطیل نمی کردند. اگر روزی غفلتی از من در اجرای برنامه ها صورت می گرفت، آن را یادآوری می کردند. پس از چند ماه تمرین عملی در کلاس، اجرای برنامه ی نماز را به حیاط مدرسه، یا به نمازخانه می بردیم و دانش آموزان کلاسهای دیگر نیز این برنامه را تماشا می کردند.

آموزشهای جنبی

همراه نماز، مسائل آن، از مقدمات، مقارنات و مبطلات به صورت عملی آموخته می شد؛ مثلاً به آنها این نکات را می آموختیم که وقت نمازهای پنجگانه کدامند، در هنگام نماز بدن باید پاک باشد، باید رو به قبله بایستیم، خوردن و آشامیدن نماز را باطل می کند و…

گاهی برای بچه ها نماز می خواندم و می گفتم: ببینید کدام عمل من غلط است. در وسط نماز غذایی، را به دهان گذاشتم، بچه ها فریاد می زدند: «نمازت باطل است، چون غذا خوردی». یا در میان نماز راه می رفتم، آنها فریاد می زند: «باطل است چون راه رفتی» و…

این برنامه برای بچه ها بسیار لذت بخش و حتی جنبه ی تفریحی داشت، لذا اصرار می کردند که برنامه ها تکرار شود. حاصل کار ما بسیار خوب بود. رغبتی به نماز در آنان پیدا شده بود. به نماز انس و ارادتی نشان می دادند و از آن احساس جبر و عقده ای نداشتند. هم اکنون بسیاری از آن شاگردان را می شناسم که مردی شده اند و بزرگ هستند، ولی هنوز  از خاطره ی خوش ۳۰ سال قبل خود حرف می زنند و از آن به خوبی یاد می کنند.

پس از مدتی برنامه آموزش عملی وضو انجام می شد. در حیاط مدرسه بچه ها را دور خود جمع می کردم و در حضور آنان وضو می ساختم. روش شستن دستها و صورت، مسح سر و پاها را عملاً یاد می دادم. آنگاه آنان را به تمرین فردی برای وضو گرفتن واداشته، اشتباه های ایشان را رفع می کردم که به این کار هم رغبتی داشتند و با شور و شوق در آن شرکت می کردند. در کلاس اول دبیرستان هم به یاد دارم برنامه ی وضو، تیمم، و آموزشهای عملی دیگر را برای بچه هایی که در آستانه ی بلوغ بودند، اجرا کردم و به نظر من برنامه ی موفقی بود.

فعالیت های جنبی دیگر

با اجرای برنامه های آموزشی نماز، برنامه ی تشویق نمازخوان ها را هم در مدرسه داشتیم، بطوری که تشویق ها در کلاس، در سر صف، و در مقتضایی که پدید می آمد مطرح می شد و با این کار عمل نمازخوانی را در مدرسه و در سر صف مورد تقدیر قرار می دادیم. حضور در برنامه ی نماز، عملی مهم به شمار می آمد و از این مسأله چنان با عظمت یاد می شد که بچه ها اصرار داشتند خود را در صف نمازخوانان حاضر سازند.

در روزهای آفتابی، نماز در وسط حیاط مدرسه و در معرض دید دیگران برپا می شد. بچه ها خود مایل بودند در برنامه ی نماز شرکت کنند. هیچ گونه جبر و تهدیدی برای نماز وجود نداشت و این عدم اصرار، خود عامل جلب کننده ای بود. البته در مدرسه و کلاس، نمازخوانها بیشتر مورد عنایت قرار می گرفتند و این خود عامل دیگری برای جلب و جذب به حساب می آمد؛ حتی در مواردی تشویق ها را به اتکای نماز قرار می دادیم و از تنبیه ها صرف نظر می کردیم. مثلاً می گفتیم: «چون تو شاگردی نمازخوان هستی از گناه تو درگذشتم؛ چون کودک نمازخوانی هستی، تو را بیشتر دوست می دارم؛ چون نمازخوان هستی، به تو احترام می گذارم؛ چون نمازخوان هستی و دروغ نمی گویی حرف تو را باور دارم و…».

گاهی در مدرسه به کودک سلام می کردیم و می گفتیم: «سلام بر تو ای احمد آقا، پسر خوب و نمازخوان. احوال تو پسر نمازخوان چطور است؟ مرا در سر نماز دعا می کنی یا نه؟ من در نماز، تو و همه ی بچه های نمازخوان را دعا می کنم و…».

کلاً در حضور این و آن به نماز و نمازخوان تکیه می شد و سعی می کردیم نمازخوان را همردیف پاکی، تقوا، راستگویی، امانتداری، پرهیز از کارهای زشت و ناپسند به شمار آوریم و نمازخوانان را واداریم که به برکت نمازخوانی ترک دروغ، تنبلی، و بد اخلاقی گویند و…

القاآت لازم

از مسائل مهم در آموزش و اقامه ی نماز، همراه کردن آن با القاآت سازنده و جهت دهنده است. این القاآت در دو بعد مورد عنایت قرار می گیرند:

بعد اثباتی

همراه با نماز دائماً به کودک القاء شود:

– چون بچه نمازخوانی هستی، خدا تو را بیشتر دوست دارد.

– من که پدر و مادر تو هستیم تو را به خاطر نماز خیلی بیشتر از وقتی که نماز نمی خواندی دوست می دارم.

– پسرم نمازخوان است و خدا نمازخوان را به بهشت می برد.

– خدا از آدم نمازخوان راضی است، من هم از تو راضی هستم.

– حتی اشکال ندارد در حضور مهمانان از پسر یا دختر خود تعریف کنیم که:«پسرم احمد، بحمدلله بزرگ شده و نماز می خواند. دخترم فاطمه بزرگ و فهمیده شده است، به همین علت نماز می خواند. او می داند نماز خواندن نوعی حرف زدن با خدا و نزدیک شدن به خداوند است، او با خدا حرف می زند، با خدا دوست شده است و…».

در همه حال مفهوم نماز و نمازخوانی را باید با لغات و کلماتی از قبیل بزرگ بودن، فهمیده بودن، رضای خدا، بهشت و جاودانگی، نعمت و رحمت، دوستی و علاقه و… همراه کرد.

بعد نفیی

در القاآت مربوط به نفی مصداق های گوناگون: «اِنَ الْصَلَوه تنهی عن الفحشاء و المنکر» را به او تفهیم می کنیم؛ مثلاً به او یادآور می شویم که:

– تو آدم نمازخوانی هستی، دروغ گفتن از کسی که نماز می خواند، بعید است.

-در مورد تو که آدم نمازخوانی هستی، باور ندارم که پدر یا مادرت را اذیت کنی.

– آدم نمازخوان که تنبل، بیکاره و تن پرور نمی شود.

– آدم نمازخوان که تقلب نمی کند، ادای کسی را در نمی آورد، دزدی نمی کند.

– آدم نمازخوان که حرف بد نمی زند، کار زشت نمی کند، مسخرگی ندارد.

این القاآت باید به صورت پیاپی و برای موارد خاص، بیشتر مورد اتکا باشد.

اثربخشی القاء

برای این که القاآت مؤثرتر و نافذتر باشد، در مراحل بعدی حیات می توان زمزمه ها و تذکراتی داد که اغلب آنها:

– تذکراتی پس  ازآموزش ظاهر است، یعنی  اول اسکلت  کار را آموزش می دهیم، و بعد جنبه های دیگر را.

– تذکراتی پس از تمرین ها و ایجاد عادتهای لازم برای امری مانند نماز صورت می پذیرد.

– تذکراتی با رعایت اصل تدریج، مراقبت و مداومت است.

البته ذکر فضایل نماز و یادآوری نقش آن در سازندگی ها و رشد جنبه های اخلاقی و انسانی، خود در این راه مؤثر است و والدین و مربیان این مسئله را پیوسته باید متذکر شوند.

در سنین نوجوانی به تدریج می توان مسئله قرب به خدا را برای او مطرح کرد، مخصوصاً از این بابت که در این مرحله احساس مذهبی در نوجوانان بیدارتر می شود. او می تواند در شأن و شرایطی باشد که حضور خود را در پیشگاه خداوند یا قرب به او را احساس کند، جهان را محضر خدا بداند و پیوسته به یاد او و با احساس حضور او باشد.

آغاز دعوت و تمرین

در مورد این که از چه سنی کودک را به نماز و تمرین جهت انجام عبادت واداریم. نظریات مختلفی وجود دارد: نخست باید این نکته را متذکر شویم که بر اساس بررسیهای روانکاوان، حس یا احساس مذهبی در انسانها از چهار سالگی و به نظر عده ای دیگر از ۲ تا ۳ سالگی بیدار می شود. البته بیداری و شکفتگی مذهبی و احساس مسئولیت درباره ی آن (که با احساس مذهبی متفاوت است)،از سنین پس از ۱۱ سالگی ایجاد می گردد. این احساس در ۶ سالگی به همراه رشد کودک آشکار می شود و ما تظاهرات آن را در کودکان می بینیم. به همین جهت اعتقاد داریم که تمرین نماز باید از خردسالی و حتی از سن سه سالگی آغاز شود، که کیفیت آن را بیان خواهیم کرد.

اتفاقاً این فکر در دنیای غرب هم وجود دارد. «جان لاک» که از فلاسفه و صاحب نظران مهم غرب است در کتاب خود می نگارد: «تصور خدا را از همان آغاز کودکی [باید ایجاد کنیم] و عشق و احترام به او را در کودک بیدار کنیم.»[۱] .

دیگران هم نظر داده اند که درباره ی خدا و مذهب از چهارسالگی می توان با کودک سخن گفت. (البته سخن در مورد عدل، نبوت، امامت و معاد در این سن هنوز زود است.) رغبت به خدا را هم از همان سنین می توان در وی پدید آورد، طوری که خدای را دوست بدارد، همچنانکه پدر و مادر خود را دوست می دارد.

مراحل آن: مانند آموزش یا پرورش دیگر جنبه های مذهبی، می توان در این آموزش هم سه مرحله را مد نظر قرار داد:

[۱] اندیشه هایی در تربیت، صفحه ۳۱۴.

دوران تمهید

که در واقع دوران پایه گذاری ها و آشنایی ها و دوره ی آمادگی دادن است. در این مرحله چشم کودک را باید به ادا و اطوار و حرکات نماز آشنا کرد و بر این اساس از همان دوران خردسالی کودک، پدر و مادر باید نماز را در جلوی دیدگان کودک و در وقت بیداری او بخوانند تا او این اعمال و رفتار را ببیند و از این دیدنها، تشکلی ذهنی برای او حاصل شود.

از خردسالی باید گوش کودک را به زمزمه ها، آواها، ترنم ها و لحن نماز آشنا کنیم تا او نغمه های الهی را از زبان پدر و مادر بشنود و به اصطلاح: گوش او با آن صداها و نغمه ها پر شود و این شنیدن هم امری مأنوس برای کودک گردد.

دوران تمرین

که در آن کودک را به نماز دعوت می کنیم و به نظر ما این امر از سه سالگی قابل اجرا است. به این صورت که:

– در وقت نماز بچه ها را به شکلی مناسب صدا می کنیم؛ مثلا می گوییم:

– علی جان! بیا، وقت نماز شده، می خواهیم نماز بخوانیم.

– فاطمه جان بیا، می خواهیم نماز بخوانیم، می خواهیم با خدا حرف بزنیم.

– پسرم بیا، اذان گفتند. اذان یعنی: خدا ما را دعوت کرد که با او حرف بزنیم، نماز بخوانیم.

– در این رابطه سعی داریم که این کار صورت اجبار نداشته باشد (در این باره بحث خواهیم کرد).

– در هنگام تمرین، معیارها و ضوابط را آرام آرام و در طول چند سال به او می گوئیم.

او را عملاً با مقدمات و مقارنات نماز آشنا می سازیم (همان طوری که بحث آن گذشت).

– سعی داریم برنامه ی کار، بازی، مشق و تفریح او را طوری منظم کنیم که با برنامه ی نماز برخورد نداشته باشد و البته مسؤولان صدا و سیما هم برای این ساعت برنامه ی دیگری تهیه کنند که جهت دهنده ی کودک به سوی نماز باشد.

دوران تکلیف

غرض، دوران تکلیف نسبت به نماز و واداشتن کودک به آن است و آن مرحله ای است که کودک به حد رشد و تمیز رسیده، احساس مذهبی در او علنی و نمودار شده است و این امر حدود سنین ۶ تا ۷ سالگی است.

در این سن کودک در شرایطی است که می تواند بار عبادت را در حد توانایی خود بر دوش کشد. او کفایت و لیاقت مطلوب برای نماز خواندن را به دست آورده، می تواند سر پا بایستد و چند دقیقه به افعال نماز بپردازد. روایات ما هم در مورد این سن نظر دارند و نماز را در این سن مورد تأیید قرار می دهند. در روایتی از امام باقرعلیه السلام آمده است: «ما فرزندانمان را از پنج سالگی به نماز وادار می کنیم و شما از ۷ سالگی آنها را به نماز خواندن امر کنید»[۱]  در روایتی دیگر آمده است:«وقتی کودک ۷ ساله شد، دست و رویش را به بهانه ی وضو بشوید و نماز بخواند و چون ۹ ساله شد، با وضوی صحیح و کامل نماز بخواند» [۲] .

[۱] وسایل الشیعه، ج۳، ص۱۲.

[۲] وسایل الشیعه، ج۳، ص ۱۳.

راهنمای ما در اجرای نماز

راهنمای ما در اجرای برنامه ی نماز در دوران کودکی و نوجوانی چند اصل است که در روانشناسی تربیتی از آن بحث شده، و مورد عنایت صاحبنظران است.

اصل پیشدستی

پیشدستی یعنی اقدام قبل از زمان مورد نظر ما، در امر آفرینش پیشدستی را به صراحت و عیان می بینیم. به عنوان مثال قبل از ولادت کودک خداوند پستان مادر را پر از شیر کرده است و این یک پیشدستی است؛ به این معنا که هنگام ولادت غذای او آماده باشد.

نمونه ی دیگر: بذری است که خداوند شاخه و برگ و گل و میوه را در نهاد آن قرار داده است؛ وقتی که بذر از خاک سر بر می آورد، آن اعضاء از این بذر پدید می آید.

طفل در دوران جنینی دست و پا و دیگر اعضاء را پیدا می کند تا پس از ورود به این جهان آنها را به کار گیرد و این یک پیشدستی است.

راهنمای ما، در تربیت کودک، آفرینش است که بر این اساس، پیشدستی در تربیت باید مورد نظر باشد؛ یعنی قبل از اینکه کودک به بلوغ و دوران وجوب نماز برسد باید جنبه ی اجرا و عادت به آن را دریابد. امام صادق علیه السلام فرمود: «اَوْلَی الْاَشیاءَ اَنْ یَتَعَلَمها الْاَحداثَ اللتی اِذا صاروا کِباراً احتاجُوا الیها»[۱] ؛ سزاوارترین چیزی که به افراد نسل نورسیده باید آموخت چیزی است که وقتی بزرگ شدند به آن نیاز دارند. و این نوعی پیشدستی را نشان می دهد.

یا در امر دین آموزی فرمود: «بادِرُا اَوْلادَکم بِالْحَدیثِ قَبْلَ اَنْ یَسْبِقَ اِلَیهمٍ الْمُرجعه»[۲]  فرزندان خود را با داستان و سخن دین آشنا کنید، پیش از اینکه عوامل گمراه کننده بر آنان دست یابند.

این حدیث نیز نشان دهنده ی نوعی پیشدستی است.

[۱] وسایل الشیعه، جلد ۳.

[۲] کافی جلد ۱، صفحه ۴۷.

اصل پایه گذاری و تمرین

در این اصل مقصد ما آن است که زمینه و شرایط به گونه ای فراهم آیند که نمازخوانی به صورت امری پایه دار در کودکان درآید و آنان تمرینهای لازم را برای انجام این فریضه انجام داده، آمادگی کافی یافته باشند.

در رعایت این اصل، اصول دیگری هم مطرح و مورد نظرند که هر کدام در روان شناسی روز برای خود جای پائی دارند و با شرایط رشد و فطرت هماهنگ می باشند؛ مثل:

الف) اصل تلقین پذیری: این اصل در دوران خردسالی در کودک فوق العاده شدید است و باید از آن استفاده کرد.

ب) اصل انعطاف پذیری: بر اساس این اصل کودک را به چوب تر تشبیه کرده اند که قابل خم و راست شدن است.

ج) اصل تأثیر تعلم در خردسالی: بر اساس این اصل، تعلیم کودک را چون نقش در سنگ خوانده اند: «التعلمُ فیِ الصِغَرِ کَالْنقشِ فیِ الْحَجَرِ».

د) اصل نظم و سازماندهی: این اصل در دوران کودکی فوق العاده مورد علاقه ی طفل است.

ه) اصل تقلید: در همه ی کودکان به صورتی طبیعی و عادی وجود دارد.

و) اصل همانندسازی: بر مبنای این اصل کودک سعی دارد خود را همانند الگوی مورد نظر سازد.

ز) اصل تشکل ذهنی در کودکی: طبق نظر روان شناسان، دوران کودکی دوران تشکیل ذهن و دوران رنگ گیری یافته ها می باشد.

ح) اصل تشکیل شخصیت: مطابق این اصل جنبه های ظاهر و باطن درآمیخته، سازمان متحرکی را از کودک به وجود می آورند.

ط) اصل تشکل اخلاق مبنی بر این که روان شناسان تشکیل هفتاد درصد از اخلاق را در همین سنین (تا ۶ سالگی) می دانند.

و….

اصل فریضه سازی

و آن به این معنا است که بر اثر مداومت در اجرای برنامه ای، کاری کنیم کودک فعالیت عبادی خود را به صورت امری واجب و دائمی درآورد و همیشه خود را به رعایت آن ملزم بداند. فریضه  سازی خود به دو صورت است:

الف – به صورت تحمیل اجبار و اکراه که در آن طفل را به عملی، اگر چه خواستار آن نباشد وادار می کنیم. البته باید بگوییم این اقدام درباره ی طفل مؤثر است، ولی در مواردی بسیار اثر آن نامداوم است و هرگاه که جبر و تحمیل از او برداشته شود، ممکن است به وضع سابق بازگردد.

ب – به صورت دوستانه و با رفق و مدارا و محبت و انس، همراه با درک و فهم نسبی در کودک که دوام و ثبات آن بیشتر است و در بینش اسلامی نیز بیشتر مورد عنایت است؛ رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «ان هذا الدین مَتینَ فَاَوغِلُوا فیه بِرِفقٍ»[۱]  و هم چنین فرمودند: «وَ لا تُکرِهوُا عِبادَ اللَهِ بِعِبادَهِ اللهِ».[۲] ؛ بندگان خدا را به عبادت خدا مجبور نکنید و یا بر آنان جبراً تحمیل ننمائید. از نظر فلسفی هم این نکته قابل ذکر است که «اَلَقْسرُ لا یَدُوْمُ»؛ چیز جبری دوام نخواهد یافت.

[۱] بحارالانوار (کمپانی)، ج۱، ص۱۷۲.

[۲] همان.

اصل استفاده از فرصت

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «اِن لله فی اَیامِ دَهْرِکُمْ لنَفحاتٌ اَلا فَتَعَرضُوا لَها»[۱] ؛ مطمئناً در مسیر زندگی تان گاهی نسیم های ملایمی می وزد، هشیار باشید و خود را در معرض آن نسیم ها قرار دهید. در جریان رشد کودک هم این فرصتها به تناسب مراحل، به صورت بیداری ها رخ می نمایند. مربی باید آنها را به عنوان سکوی پرش کودک قرار داده، او را به پیش برد. اگر این فرصت ها از میان بروند، معلوم نیست به سادگی قابل بازگشت باشند. نوع بیداری هایی که در جریان رشد برای افراد رخ می دهند هر کدام به مثابه ی فرصتی گرانبها در تربیت نسلند، از جمله:

الف) بیداری فطرت که مخصوصاً تا ۴ سالگی به صورت عینی در حیات کودک وجود دارد و در دوره ی نوجوانی به مرحله ی احیای مجدد می رسد. این نکته را باید متذکر شویم که فطرت در سه مرحله ی از عمر جداً بیدار است: در سه سال اول عمر، در مرحله نوجوانی و در هنگام مرگ.

ب) بیداری وجدان که از حدود ۸ سالگی در کودک ایجاد می شود و در نوجوانی به اوج خویش می رسد. کودک در این مرحله اگر مرتکب خطایی شود، خود را سرزنش می کند.

ج) بیداری تمیز و تشخیص که اساس آن در ۶ سالگی است و کودک به مبانی حسن و قبح عمل آگاه می گردد؛ ضمن اینکه دنیای متفاوت مرد و زن را نیز درمی یابد. بسیاری از مسائل مربوط به روابط علت و معلولی درباره ی نیکی و بدی در این سن روشن می شود.

د) بیداری احساس مذهبی که گفتیم در ۴ سالگی و حتی قبل از آن وجود دارد و تظاهرات آن در ۶ سالگی است. این بیداری در سنین نوجوانی در حد بالایی بروز می کند.

ه) بیداری جامعه پذیری که در آن کودک از حدود سه سالگی می خواهد خود را با ضوابط و مقررات جامعه تطبیق دهد. این حالت در سنین ۶ و ۷ سالگی تشدید می شود و خواست و توقعات اجتماعی (چشمداشت اجتماعی) در او مؤثر است.

و) بیداری فرهنگ پذیری که در آن طفل از حدود ۴ سالگی می خواهد خود را با فرهنگ و معنویت جامعه و اطرافیان خویش تطبیق دهد و این خود زمینه ای ارزنده برای قبول تعالیم مذهب است.

[۱] نفحات الانس.

اصل اسوه پذیری

کودک به دنیا می آید در حالی که از امور و مسائل زندگی آگاه نیست. طرز عمل یا به کارگیری پدیده ها را نمی شناسد؛ اما چشمان او دریچه هایی به سوی دنیای خارجند، او آنچه را که از رفتار دیگران می بیند به مرحله ی اجرا و عمل می گذارد.

عمل و رفتار مادر و سپس پدر و اطرافیان برای کودک درس رفتار و عمل به حساب می آیند. کودک با الگوگیری از اسوه ها، طریق عمل را می آموزد. رسول خدا صلی الله علیه وآله با استفاده از همین اصل به تعلیم دین و روش زندگی پرداخت. او در نماز خواندن، وضو گرفتن، عمل حج و دیگر برنامه های زندگی عبادی، به همین گونه عمل فرمود. قرآن هم به ما دستور داد که به پیامبر صلی الله علیه وآله تأسی کنیم. «لَقد کانَ لَکُم فی رَسُولِ اللهِ اُسْوَهٌ حَسَنَه».

در محیط خانه، پدر و مادر باید اسوه و الگوی عمل برای کودک باشند. هماهنگی آنها در عبادت و در اجرای نماز مخصوصاً در حضور کودک باید مورد رعایت و عنایت باشد، به ویژه از آن بابت که کودک از آنها درس می گیرد، و به همین خاطر مسؤولیت والدین در این راه سنگین است. آنها حداقل به خاطر کودک خود، آزاد نیستند به هر گونه ای که می خواهند، عمل کنند.

امکان پذیرش

در امکان واداشتن کودک به نماز این سؤال مطرح است که آیا برای چنان اقدامی، امکان پذیرش وجود دارد؟ با آنکه پاسخ به این پرسش به دلیل عمل مشهود و برای ما مثبت است، باز هم اعلام می داریم که زمینه و امکان آن علماً و عملاً وجود دارد.

از نظر امکان

دلایل زیر قابل ذکرند:

– تجارب روزمره ی ما و شما بهترین سند است و همه می دانیم که ما خود در سایه ی تربیت گذشتگان اهل نماز شده ایم و به نوبه ی خویش این ما بودیم که فرزندان خود را برای نماز پروراندیم. اگر در این مورد نوادری وجود دارند، گفته ی علما درباره شان صادق است که: «اَلنادِرُ کالمَعْدُومِ»، که تازه برای عملکرد افراد نادر هم دلایلی وجود دارد.علم روز به ویژه روان شناسی این امکان را تأیید می کند.

– ما گفته بودیم که کودک موجودی تلقین پذیر، مقلد، همانندجو، انعطاف پذیر و فراگیر است، پس در هر سن و سطح و درجه ای از فهم که باشد می توانیم به تناسب، به او مطالبی را بیاموزیم.

– اصل ارسال رسل و دعوت انبیاء، اصل تکلیف و اصل عرضه ی امانت در قرآن از سوی خداوند به بشر، خود مؤید پذیرش انسان نسبت به تکالیف و وظایف است و اگر امکان پذیرش آن نبود دعوت انبیاء و درخواست تکلیف معنا نداشت.

از نظر زمینه ها

باور ما این است که:

– فطرت کودک خدا آشناست و نفخه ای از روح منتسب به خدا در انسان وجود دارد.

– وجدان انسان در کودکی بیدار و در نوجوانی بیدارتر است.

– بسیاری از روان شناسان، میل به ستایش و نیایش را در انسان ذاتی خوانده اند.

– قهرمان دوستی در انسان میلی فطری و طبیعی است و آدمی در برابر قدرت فوق العاده طبیعت، خاضع است.

– بی نهایت طلبی ریشه در درون و ذات آدمی دارد.

– تأثیرپذیری و حساسیت از ویژگیهای حیوان و مخصوصاً انسان است.

– میل به خلود و جاودانگی را افرادی چون: فروید نیز پذیرفته و آن را غریزه دانسته اند.

– روانکاوان معتقدند که سعادت طلبی در درون آدمی ریشه دارد و هر کس در زندگی آن را وجدان می کند.

– جاذبه های خانوادگی و ملاحظات عاطفی خود زمینه ساز پذیرش اوامر و نواهی است و همه ی والدین از این زمینه برای تربیت استفاده می کنند.

– احساس تعلق در آدمی سبب تسلیم شدن به رأی ها و نظریه هاست و هر کس آن را حداقل درباره ی فرزند خود تجربه کرده است.

– و (سرانجام) وجود مبانی باورهای متافیزیکی در درون انسان و تجلیات آن در سنین ۷ تا ۸ سالگی مشهود است.

اینها و چندین مورد دیگر زمینه هایی برای جهت دادن کودک به رعایت تعالیم مذهبی می باشند.

قواعد و مراقبت ها

در تربیت دینی کودکان، قواعد و مراقبتهایی مورد نظرند که ما به اختصار به ذکر آن می پردازیم.

قواعد

در این جنبه به تکامل باید عنایت شود. اهم این قواعد عبارتند از:

الف) قاعده ی محبت: به این معنی که کودک از راه محبت و دوستی بهتر پیش می رود تا از راه خصومت و دشمنی، پس محبت خود را در این راه دریغ نداریم.

ب) قاعده ی لذت: و آن جالب و جاذب داشتن نماز است، به گونه ای که کودک از آن احساس لذت کند.

ج) قاعده ی تحسین و تشویق: که در آن می کوشیم با ستایش از عمل کودک، کار را در نظر او زیبا جلوه دهیم.

د) قاعده ی انذار: که در آن گاهی کودک را به نماز امر می کنیم و یا او را به عقوبت الهی و به از دست دادن محبت افراد مورد علاقه اش هشدار می دهیم.

ه) قاعده ی مسامحت: بدین معنی که همه گاه مته بر خشخاش نمی گذاریم

و گاهی غفلت ها و سهل انگاریهای کودک را نادیده می گیریم و می کوشیم، برخورد ما با او بر اساس فضل باشد.

و) قاعده ی سهل گیری: بدین معنی که سعی کنیم عمل عبادی بر کودک سخت و دشوار نیاید؛ زیرا خدای تعالی فرمود: «یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر»، همچنین رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «بعثت علی شریعه سهله و سمحه».

ز) قاعده ی تدریج: غرض این است که ما کودک را یکباره و ناگهان نمی توانیم عابد و زاهد کنیم. این کار باید تدریجاً صورت گیرد. ابتدا نماز بی وضو، بعد دست و صورت شستن، سپس وضوی کامل، بعد هم نماز با وضو، و در عین حال گاهی هم نماز بی وضو.

ح) قاعده ی زمینه سازی: برای قبول روانی نماز یا دیگر عبادات، به گونه ای که نفس کودک به آن مایل گردد و شخصاً از عبادت استقبال نماید.

ط) قاعده ی القاء: که در آن سعی داریم محبت خداوند را به کودک القا کنیم و بذر مهرش را در دل او بپاشیم. به او گوشزد کنیم که خداوند مهربان است، و تو را دوست می دارد و…

ی) قاعده ی تحریک: که در آن با حالت دادن عبادت خود و یافتن شور و حال، سعی کنیم در کودک شوق و تحریکی پدید آوریم، تا انگیزه ای در او به وجود آید که بخواهد نماز بخواند و همان حال را پیدا کند.

ک) قاعده ی انس: که در آن می کوشیم کودک را با خدا مأنوس کنیم، نه آنکه او را از خدا بترسانیم. به او بگوییم حرف خودت را به خدا بگو، از او مدد بخواه، او همیشه حاضر و ناظر است، حرف تو را می شنود و در کنار توست.

مراقبت ها

در زمینه مراقبت ها هم نکاتی مورد نظرند که اهم آنها عبارتند از:

الف) مراقبت در آغاز تمرین نماز؛ که بهتر است از همان سنین خردسالی باشد. زیرا بعدها طفل سرگرمی هایی پیدا می کند و اجرای نماز ممکن است برای او، دشواری آفرین باشد.

ب) مداومت در عمل و تمرین و تکرار؛ تا این که زمان و اجرای برنامه برای او عادت شود (عادت برای قبول انجام نماز است، نه کیفیت اجرا که باید هشیارانه باشد).

ج) اصل اعتدال و در نظر داشتن ظرفیت روانی کودک؛ که کثرت و شدت عبادت برای او زدگی پدید نیاورد، یا اصرار نکنیم که او نمازهای مستحبی بخواند، یا ذکر رکوع و سجود را طولانی کند.

د) ثبات در روش؛ و در آن، اصل را بر این قرار دهید که همه گاه نماز را در اول وقت بخوانید، نماز را بر همه ی کارها مقدم بدارید، برنامه ی نماز را همه وقت جاذب و مطبوع بسازید و…

ه) مراقبت در جنبه ی الگویی خود از همه جهات؛ حتی در حساسیت نشان دادن به وقت نماز و صدای اذان که فراخوان همگانی خداوند است و مراقبت در تقوا و پاکی از گناه و…

و) مراقبت در برقراری نماز به عنوان یک فریضه؛ که البته بعدها باید با فهم و بصیرت و هشیاری و خواست درونی همراه شود.

ز) مراقبت های دیگر…

پرهیزها

در واداشتن کودک به نماز، والدین و مربیان باید از مسائلی بپرهیزند تا اعمال آنها موجب نفی و ترک نماز نگردد. آن پرهیزها عبارتند از:

الف) پرهیز از خسته کردن کودک با برنامه های اضافی و تعقیبات نماز و یا بیدار کردن کودک از خواب شیرین برای نماز شب!!

ب) پرهیز از اشغال وقت لذت کودک، مثلاً در گرماگرم یک بازی جالب و یا تماشای یک فیلم جاذب نمی توان کودک را به نماز واداشت، مگر آنکه از پیش برنامه ی حذف آن طراحی شود.

ج) پرهیز از اعمال قدرت و انذار در آغاز کار، مخصوصاً در سنین خردسالی که در آن بخواهند کودک را جبرا به نماز وادارند.

د) پرهیز از شل گرفتن و یا استخفاف به نماز و آن را به خنده و ادا و اطوار برگزار کردن.

ه) پرهیز از تفکیک نماز ظهر و عصر، مغرب و عشاء در خردسالی، که امام صادق علیه السلام فرمود: ما نماز را برای کودکان به صورت جمع می خوانیم… این کار سبب می شود که کودک احساس وقت گیری و اشتغال بسیار نداشته باشد.

و) پرهیز از دعوت به نماز وقتی که کودک را تازه تنبیه کرده اید و او هنوز از شما خشمگین است.

ز) پرهیز از خشکی و بی روحی نماز، به گونه ای که در قبل و بعد آن احساس آمادگی یا لذت نماز از بین برود.

ح) پرهیز از ذکر کیفر شدید خدا برای تارکان نماز در سنین قبل از ۸ سالگی، زیرا از نظر روانی به مصلحت کودک نیست که خداوند را به خشم و غضبش بشناسد.

ط) پرهیزهای دیگر

-پایان بخش کتاب را دعای حضرت ابراهیم علیه السلام قرار می دهم که در قرآن مجید آمده است:

«رَبِ اجْعَلْنی مُقیمَ الصَلَوهِ وَ مِنْ ذُرِیَتی رَبَنا وَ تَقَبَل دُعاء»

و السلام علیکم و رحمه اللَه و برکاته

مولف : علی قائمی